بازدید از جاذبه های گردشگری صحنه(کرمانشاه) و آثار تاریخی بیستون

روز شنبه ۷ اردیبهشت ماه سفر خانوادگی به شهر صحنه(کرمانشاه) جهت بازدید از جاذبه های طبیعی و گردشگری داشتیم.

گزارش تصویری در ادامه مطلب..

چهار چشمه سراب دربند صحنه همراه مشتاق، میثاق و همسرش مهشید

دیواره فرهاد تراش بیستون

جاده بین سنقر و صحنه

ساعت ۸ صبح با ماشین شخصی از قروه حرکت کرده بین جاده سنقر و صحنه در چشمه های اسلام آباد(صحنه) صبحانه صرف کردیم.

طبیعت در این فصل واقعا زیبا بود اگر چه جهت سرمای سال جدید هنوز درختان لباس کاملا لباس سبز بر تن نکرده بودند.

صرف صبحانه کنار چشمه

عکس خانوادگی در کنار چشمه اسلام آباد

پس از نیم ساعت بسمت صحنه حرکت کردیم و ساعت ۱۰:۳۰به سراب دربند رسیدیم آنجا بجهت گرم بودن هوا درختان حسابی سرسبز و دیدنی شده بودند.

ماشین را بیرون محوطه دربند پارک کرده راهی شدیم.

ابتدا از گور دخمه که در دل کوه بود، دیدن کردیم.در این مکان دو گور دخمه وجود دارد که ما گور دخمه یک طبقه را رفتیم چون یک گور دخمه دو طبقه هم  آنجا هست که باید با وسایل فنی سنگنوردی داخل آن رفت که بنده چند سال پیش هم آنجا رفته ام.

مسیر گور دخمه از کنار هتل دربند

مشتاق، میثاق و مهشید در کنار گور دخمه

سپس از آنجا پایین آمده راهی سراب زیبای دربند شدیم.

مشتاق در کنار تندیس پلنگ پایین گور دخمه

محوطه دربند واقعا دیدنیست همه جا می توان صدای خروشان آب را شنید.

از وقتی که با همنورد خوبم ژیلا( الان همسر برادرم هستند) که اهل صحنه هست، آشنا شدم شاید دهها بار اینجا آمدم.

چون روز تعطیلی نبود محوطه خیلی خلوت بود.

همراه مشتاق

همراه پسرانم

همراه مهشید در آبشار زیبای دربند

پش از بازدید و گرفتن چند عکس از شیب کنار آبشار به سمت بالا رفتیم و از آنجا به پایین که چهارچشمه قرار دارد آمدیم.

همراه میثاق و مهشید

تا انتهای چهارچشمه رفتیم. همیشه از این قسمت رودخانه رد شده و تا آنجایی که که دیگر رودخانه تمام می شد، می رفتیم اما این بار بقدری حجم آب زیاد بود که آن طرف نشد برویم و از همین جا دوباره برگشتیم.

انتهای چهارچشمه

مسیر برگشت را از جاده بالای آبشار انتخاب کردیم و بجهت بارندگی سیل آسای امسال، جاده تخریب شده و حجم زیادی از سنگ و گل در وسط جاده بود.

در بین راه به قدم گاه تیمور رفتیم که متصدی آن نبود و در بسته بود.

پایین پیش ماشین آمده و ساعت ۱۳:۳۰ منزل آقای عزیزی پدر ژیلا(همسر برادرم) که در ابتدا دربند هست، رفتیم و ناهار را آنجا بودیم البته قبل از صرف ناهار به مقبره خانوادگی خلیل عالی نژاد از شاعران معروف و تنبورزن مشهور صحنه رفتیم که دقیقا روبروی منزل پدری ژیلا هست.

مقبره خانوادگی خلیل عالی نژاد

پس از استراحت در منزل پدری ژیلا از پدر و مادر مهمانوازش خداحافظی کرده راهی شهر بیستون شدیم.

پس از نیم ساعت آنجا رسیده پس از تهیه بلیط به منطقه باستانی بیستون رفتیم.

از این منطقه خاطرات بسیاری دارم مخصوصا کافه آقای شیرزادی که تخریبش کرده بودند.

مجسمه سنگی هرکول در ابتدای محوطه

غار تاریخی شکار

دورنمای دیواره فرهاد تراش

پس از بازدید از دیواره فرهاد تراش بسمت کاروانسرا رفتیم.

مسئول کاروانسرا گفت جهت دیدن هتل باید دوباره بلیط تهیه کنید ما هم ترجیحا فقط داخل سالن اصلی را دیدیم و سپس بر گشتیم.

بعد از کاروانسرا به رستوران سنتی رفته و چای خوردیم

ورودی رستوران

خیلی زیبا و دیدنی داخل رستوران را با وسایل سنتی تزیین کرده بودند.

چند اتاق تزیین شده داخل آن بود.

یکی از اتاق ها

عکس پایانی میثاق و مهشید

بعد از بازدید به پارکینگ رفته و راهی قروه شدیم.

جاده بیستون به سنقر در این فصل واقعا دیدنی شده بود.

ما همگی قبلا رفته بودیم اما مهشید برای اولین بار به صحنه می آمد و خیلی برایش خاطره انگیز شد.

با گذراندن یک روز خوب در کنار خانواده و ثبت خاطرات بیادماندنی و دیدن طبیعت زیبا ساعت ۲۰ به قروه رسیدیم.