برآ ای آفتاب


برآ ای آفتاب، ای توشه امید

برآ ای خوشه خورشید

تو جوشان چشمه ای

من تشنه ای ، بی تاب

برآ، سر ریز کن، تا جان شود سیراب

«سیاوش کسرایی»