صعود به قلل سنگین آباد(گچکه-قلای لان-امام جوکه-کیفه رشه)

روز جمعه با ۲۶ تن از همنوردان به ارتفاعات روستای سنگین آباد(گچکه-قلای لان-امام جوکه-کیفه رشه) صعود کردیم.

این اولین صعود در قالب تیمی به این قلل بود.

گزارش تصویری برنامه در ادامه برنامه…

قله قلای لان(کلاغ لانه)

دورنمای قلل قلوز

همراه مهدی و مشتاق

روز جمعه ساعت ۸:۲۰ با ۶ دستگاه  ماشین از چهارراه مدرس بسمت روستای سنگین آباد رفتیم.

پس از عبور ازروستای قلعه بطرف سمت چپ رفته و ساعت ۸:۳۰ به روستای سنگین آباد رسیدیم.

ماشین ها را در انتهای شرقی روستا پارک کردیم.

محل پارک ماشین ها

هدف  از این برنامه رفتن به ارتفاعات شرقی سنگین آباد ازابتدای خطالراس بود.

اسامی قله ها را هم از همنوردمان سلمان که اهل همین روستا بود، پرسیدیم.

همگی در صفی منظم به سرقدمی مصطفی راهی اولین قله شدیم.

حرکت بسمت اولین قله

اگرچه هوا آفتابی و آسمان صاف بود اما وزش بادنسبتا کمی همراه سوز شدید سرما همراهیمان می کرد.

دورنمای روستای سنگین آباد و قروه ازاولین ارتفاع (قله گچکه)

مسیر قله گچکه

اولین قله نامش گچکه بود و وجه تسمیه اش این بود که سنگ ها و خاکش سفید بود بهمین خاطر نامش گچکه یعنی مثل گج.

پس از گچکه به دومین قله رسیدیم.

اسم این قله قلای لان به معنی لانه کلاغ بود. وجه تسمیه اش به خاطر فضله های کلاغ در بین سنگ های بالای قله بود.

قله قلای لان

صبحانه را در پناه سنگ های قله صرف کردیم.

اینجا ازشدت باد کاسته شده بود.

صرف صبحانه

همراه مهدی

همراه بانوان گروه در قله قلای لان

بعد از صرف صبحانه راهی سومین قله به نام امام جوکه شدیم.

بنا به اعتقاد اهالی در سالیان دور فرد عارفی اینجا عبادت می کرده روی قله کندوکاوهایی هم صورت گرفته بود.

همراه همنوردان خوبم: طاهره و شریفه

بعد از سومین قله راهی قله چهارم به نام کیفه رشه به معنی کوه سیاه شدیم.

وجه تسمیه این قله بجهت سنگهای سیاهش بود.

همراه همنوردان خوبم: سارا-سیما-اسراء و مهدی

همراه مهدی

این هم عکسی که قرار بود خانوادگی بگیریم اما سلمان اجازه نمی داد

بعد از چهارمین قله از همان مسیر که رفته بودیم، بسمت روستا برگشتیم.

مسیر برگشت

درخت بید زیبای آخر روستا

همراه همنوردان به باغ زیبای برزو که متعلق به خانواده آقای مفاخری همنورد خوبمان بود، رفتیم .

آقای مفاخری این باغ را جهت مراسم درست کرده که بسیار دیدنی ست.

وقتی از باغ آقای مفاخری بیرون آمدیم برادرم فردین و همسر و دخترش را دیدیم که از طرف آبشار اینجا آمده بودند.

با همنوردان خداحافظی کرده همراه فردین و ژیلا دوباره به باغ آقای مفاخری رفتیم.

+

همراه ژیلا همنورد و زنداداش خوبم

همراه خانواده آقای مفاخری در باغشان

عکس پایانی از کوچه های زیبای روستا همراه مشتاق-ارغوان-ژیلا و مهدی

این برنامه هم با همه لحظات خوبش به پایان رسید.