صعود به قله بیستون

این پست مربوط به تیر ماه  1391 از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
کو ه بیستون با دیواره های زیبایش همیشه برایم نماد استواری بود.
سالهای گذشته(گزارشش را در ادامه مطلب خواهم نوشت) در سه نوبت دو مسیر(قاجر و سرشکن) را تا حدودی رفته اما هیچگاه قله اصلی آن را صعود نکرده بودم تا اینکه روز جمعه ۲۴ تیر ۱۳۹۱ همراه سه تن از دوستان اهل صحنه رویایم تحقق پیدا کرد و همراه همسر و همنوردانم  موفق به صعود این قله شدم.
گزارش کامل همراه با تصاویر را در ادامه مطلب بخوانید…
قله بیستون

دورنمای قله و دیواره با عظمت بیستون


روز جمعه ساعت ۴ صبح با ماشین شخصی از قروه به سمت شهر بیستون حرکت کردیم. ساعت ۶ با همنوردان اهل صحنه (خانم عزیزی- آقایان حیدری و اسکندری) در پلیس راه کرمانشاه- همدان، قرار گذاشته بودیم،پس از آمدن  همنوردان ساعت ۶:۴۵ به سمت کوه بیستون حرکت کردیم
اگرچه می شد تا ابتدای مسیر با وسیله رفت، اما جهت امنیت بیشتر ماشین را کنار پلیس راه گذاشتیم.
از پلیس راه تا ابتدای مسیر حدود نیم ساعت است و از آنجا مسیر شیب دار و به صورت پله می باشد.

درختچه های بلوط و ون زیبایی خاصی به مسیر داده بودند. هوا کم کم گرم می شد و بعضی جاها واقعا طاقت فرسا بود.
هیچ کوهنوردی در مسیر نبود به قول همنوردانمان در این فصل گرما کمتر کسی هوس آمدن به قله بیستون را دارد. 
پس از ساعتی به چشمه ای رسیدیم که آبش خشک شده بود. همانجا صبحانه را خورده سپس به راه خود ادامه دادیم.

با وجودی که همه آب داشتیم اما با توجه به گرمی هوا از نظر روانی نگران بودیم تا مبادا دچار کمبود آب شویم 
آقای حیدری(راهنما) بیان داشتند که چاه آبی در مسیر هست و دعا کنید خشک نشده باشد 
ما هم به عشق رسیدن به چاه آب گامهای استواری بر می داشتیم.

محل چاه آب

حدود یک ساعت بعد به محلی رسیدیم که قبلاجای عشایر بوده اما به علت گرمی هوا کوچ کرده بودند.
منطقه خیلی سر سبز بود آقای حیدری چاه آب را پیدا کرد که روی آن با صفحه فلزی پوشانده شده بود وقتی رویش را برداشتیم، دیدیم که چاه آب دارد و چه آب خنک و گوارایی، وجود آب همه را مسرور کرد و در آن گرمای جانسوز روحمان را جانی دوباره بخشید قمقمه های آب را پر کردیم و به سمت یالی که منتهی به قله می شد، حرکت کردیم کوله هایمان را در بین صخره ایی استتار کردیم و با کوله حمله به سمت قله راه افتادیم.

ابتدای یال شیب تندی داشت پس از عبور از آن  به شیب صخره ای رسیدیم هوا همچنان ناجوانمردانه گرم بود. 

بین راه به یک صخره غار مانندی رسیدیم که خیلی خنک بود مدتی را آنجا نشستیم و مقداری آب و تنقلات خورده و در پای دیواره به سمت چپ تراورس نمودیم.

دوباره به قسمتهای صخره ای رسیده و پس از عبور از آنها ساعت ۱۳:۱۰ به قله پرشکوه بیستون با ارتفاع ۲۸۵۵متری رسیدیم .

شوق دیدار قله

چقدرچشم انداز ارتفاعات اطراف زیبا بودند مدتها محو آن همه ابهت و عظمت دیواره های بیستون از آن بالا بودیم.  
به یکدیگر تبریک گفتیم و تشکرات لازمه را از آقای حیدری و اسکندری نمودیم که با محبت خالصانه خود ما را در راه رسیدن به قله یاری کردند. 

نفرات از راست: آقای اسکندری، خودم، ژیلا، مهدی، آقای حیدری ، رحمان

پس از گرفتن چند عکس و خوردن میوه و تنقلات به سمت پایین حرکت کردیم. 

در راه برگشت هوا نسبتا خوب بود و نسیم ملایمی می وزید که سبب خوشحالی بود. 
ساعت ۱۵:۱۵ به محل چاه آب رسیدیم و دوباره قمقمه ها را پر آب کرده و ناهار را زیر سایه تک درختی صرف نمودیم. 

وجود سایه این درخت در آن فضا واقعا نعمت بود. حدود ۲ ساعتی آنجا استراحت کردیم. ساعت ۱۷:۴۵ به سمت پایین راه افتادیم.

ساعت ۱۹:۴۵ به پلیس راه رسیدیم و به سمت صحنه حرکت کرده و همانجا با همنوردان (آقایان حیدری و اسکندری) خداحافظی کردیم.

 برای شام منزل خانم عزیزی رفتیم که والدینشان بسیار زحمت کشیده بودند و بعد از صرف شام با آنها خداحافظی کرده راهی قروه شدیم و ساعت ۱ بامداد با خاطرات خوش صعود قله بیستون به قروه رسیدیم.

صخره های زیر قله

نمونه از نوع سنگهای بیستون

همه ناظر قله بودیم 

                                                        درختچه زیبای بلوط و ون