صعود به قله قاش مستان(دنا)

این پست مربوط به تیر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
مدتها بود که قصد صعود به قلل دنا را داشتم. بنابر این تصمیم، اردیبهشت ماه بود  با همنوردانی که در اردکان شیراز داشتم تماس گرفته و گفتم اگر برنامه دنا داشتید، خبرم کنید. آنها نیز بیان داشتند که امسال برف زیاد است و احتمالا تیرماه برنامه داشته باشیم.
تا اینکه هفته گذشته همنوردانم تماس گرفته، گفتند برای تعطیلات ۱۵ و ۱۶ تیر قرار است به قله قاش مستان بلندترین قله دنا صعود کنند از ما هم دعوت کردند تا صعود مشترکی داشته باشیم و قرار شد عصر روز چهارشنبه ۱۴ تیر در روستای خفر همدیگر را ببینیم…..
همراه مهدی و پسرم مشتاق

برنامه را با چند نفر از همنوردان قروه و دو نفر از دوستانی که در اصفهان داشتیم  مطرح کرده و تصمیم گرفتیم با هم برویم در نتیجه چهارشنبه ۱۴ تیر ساعت ۱:۴۵ صبح  تیم ۸ نفره ما با یک دستگاه مینی بوس راهی اصفهان شد. ساعت۱۱ صبح چهارشنبه به اصفهان رسیده آنجا هم دو نفر از دوستان (آقایان کامران اقدامیان و یوسفی) به ما ملحق شدند.

پس از عبور از شهرهای شاهرضا و سمیرم و آبادی های،  حنا – کمه -خاکدانه، ساعت ۱۶ به روستای زیبای خفر رسیدیم. ناهار را همانجا در میان باغهای سرسبز خفر خوردیم. با همنوردان اردکانی تماس گرفتیم و آنها گفتند بعد از ۲ ساعت به روستای خفر می رسند و پیشنهاد کردند ما راهی پناهگاه شویم تا آنها برسند.

ساعت ۱۸:۳۰ساعت بعد از تقسیم وسایل و آماده کردن کوله ها بسمت پناهگاه حرکت کردیم.در انتهای روستا بعد از باغات، مسیر دوشاخه می شد یکی مسیر رودخانه که جاده اش خاکی بود و دیگری، راهی که باید از میان باغهای میوه می گذشتی. ما از مسیر سمت راست و از کنار رودخانه به راهمان ادامه دادیم. البته در ادامه دو مسیر یکی می شوند.تمام مسیر هم پاکوب بود.

در طول مسیر جویبار های حاصل از ذوب یخچال ها به زیبایی در دره کنار گذر، جریان داشت و بعضی جاها از زیر یخچال های کوچکی عبور می کرد.

ابتدا شیب مسیر کم اما رفته رفته شیب نسبتا تند می شد. هوا بسیار عالی و ماه چهارده با تمام وجودش جلوه گری می کرد و لذت صعود را چند برابر کرده بود.

ساعت ۲۱:۴۵ در شبی مهتابی به پناهگاه رسیدیم. چند تیم نیز قبل از ما در محل پناهگاه اطراق کرده بودند.

                                                               جانپناه

با توجه به مساعد بودن هوای جوی، جلوی جانپناه نشستیم و دو عدد از چادرها را هم برپا کردیم.
صدای دلنواز آب که از جویبار کنار جانپناه جاری بود، روح  و روان را نشئه ای تازه می بخشید.  گروه ما کم کم خوابیدند، اما من منتظر همنوردان اردکانی بودم تا برنامه صعود فردا را با هم تنظیم کنیم. آنها ساعت ۲۴:۲۰ رسیدند و چقدر از دیدنشان خوشحال و مسرور شدم اما حیف که آنها خسته بودند و تیم ما هم خوابیده بود.
با توجه به محدودیت زمانی که داشتیم، با خانم خسروانی( سرپرست گروه بامدادصحبت کرده و گفتم  قراره که ما صبح زود راهی قله شویم اما راهنما نداریم ایشان هم بیان نمودند که دو نفر از همنوردانشان ( آقایان: هاشم خسروانی و محمود رحمانی) با ما بیایند و تیم خودشان بعد از ما حرکت کنند

روز پنجشنبه ۱۵ تیر ساعت ۵:۱۰ بیدار شدیم و پس از خورذدن صبحانه ای مختصر ساعت ۶:۱۵ با سرقدمی آقای خسروانی  مستقیم  به سمت بالا شروع به حرکت کردیم.

.

 در مسیر بالای جانپناه ، رود و جویبار و آبشار های کوچک بسیارزیبایی ازذوب

یخچال ها وجود دارد که بر زیبایی منطقه افزوده است.

به نقطه ای رسیدیم که باید یک تراورس بلند به سمت راست انجام می دادیم تا

وارد دره اصلی با یخچال بسیار بزرگی (برفچال مورگل) شویم.

.

یخچالهای دره

مسیر دره شیب تندی داشت البته برفش یخ نزده بود اما بعضی جاها آقای خسروانی با کلنگ جای پا درست می کردند و با صبوری هرچه تمام تیم را یاری می کردند. قله زیبای مورگل هر لحظه بیشتر نمایان می شد این کوه  واقعا زیبا و با ابهت بود.

تا اینکه ساعت ۹:۱۵ به جای نسبتا وسیعی رسیدیم که زمین فوتبال می گفتندآنجا ساعتی استراحت کرده و آقایان خسروانی و رحمانی با میوه های خوشمزه(بقول مشتاق میوه های بهشتی) از ما پذیرایی کردند.

.

مهدی و آقای خسروانی

قله مورگل در سمت راست دره با شیب بسیار تند ومسیر کاملا فنی و قله «قبله » در سمت چپ با مسیر پاکوب شده، کاملاً قابل مشخص بود. قله قاش مستان (بلندترین قله رشته کوه دنا) در سمت چپ و پشت قله قبله است که قابل رویت نمی باشد.

پس از استراحت دوباره به راه افتادیم. ابتدا یک مسیر برفی را بالا رفته سپس به

مسیر شن اسکی زیر قله رسیدیم که شیبش واقعا تند و نفس گیر بود.

در مسیر قله همنوردان سنندجی را دیدیم که از قله برمی گشتند و پس از احوالپرسی و خدا قوت گفتن با آنها خداحافظی کرده و به راه خود ادامه دادیمپایین قله چشمه آب گوارایی بود که با نوشیدن آن جان تازه ای گرفتیم  و با انرژی تمام شروع به حرکت کردیم.

بالاخره رویای صعود تحقق یافت و تیم ما ساعت ۱۲:۲۰ دست در دست هم  بر قله ۴۴۵۰ متری قاش مستان (بیژن ۳) بلندترین قله دنا پا نهادیم. 

همنوردانی از کرمانشاه، خوزستان، لرستان و استان فارس آنجا بودند که همه به هم تبریک گفتیم و با توجه به اینکه ۲۷ تیر چهارمین سالگرد همنورد عزیزمان سامان نعمتی که سال ۱۳۸۷ در نانگاپاربات جاودانه شد، می باشد پلاکاردی تهیه کرده و این صعود را به روح والای ایشان تقدیم نمودیم. همه حاضرین در قله با یادبود ایشان عکس گرفتند

.

قله قاش مستان با همنوردان کرمانشاه

ارتفاعات دنا حقیقتا دیدنی هستند مدتی محو تماشای آن همه زیبای خلقت شدیم

ساعت ۱۳:۳۰ روی قله با آقایان خسروانی و رحمانی خداحافظی کردیم چون آنها منتظر گروه خودشان بودند.

قله قاش مستان(بیژن ۳)

 

با انرژی مضاعفی به سمت پایین حرکت کردیم و پیش چشمه همنوردان گروه بامداد را دیدیم که راهی قله بودند پس از احوالپرسی با آنهال به راه افتادیم. وقتی به مسیر دره برفی رسیدیم، برف نسبت به صبح خیلی نرم شده بود. با احتیاط پایین می آمدیم و بعضی جاها هم سُر می خوردیم گروههای زیادی را دیدیم که

اکثرا از استان فارس و راهی قله بود

ساعت ۱۷ به جانپناه رسیدیم. پس از استراحت کوتاهی سوپ درست کردیم و

منتظر همنوردانمان شدیم.

تصمیم گرفتیم شب را در جانپناه بمانیم. هوا مثل شب قبل بسیار مطبوع و ماه با درخشش و ستاره ها با نور خود آسمان را نقره افشانی نموده بودند

ساعت ۲۲ همنوردانمان آمدند و مدتی را کنار هم بودیم سپس همگی خوابیدیم.

روز جمعه ۱۶ تیر ساعت ۵ بیدار شدیم چادرها و وسایل را جمع نموده با همنوردانمان خداحافظی کردیم و ساعت ۶ صبح راهی روستا شدیم

  مسیر برگشت را از میان باغهای سیب انتخاب کردیم واقعا مناظر طبیعی بسیار زیبای داشت ساعت۸:۱۰ به داخل روستا رسیده با راننده مینی بوس به یکی از سفره خانه های سنتی به نام کیخسرو رفته و همانجا صبحانه را صرف نمودیم.

ساعت ۱۰ صبح راهی اصفهان شدیم با همنوردخوبمان آقایان  یوسفی و کامران اقدامیان خداحافظی کردیم و راهی قروه شده ساعت ۳:۳۰ صبح روز شنبه همگی در نهایت سلامت و اجرای یک برنامه و خاطره خوب، به قروه رسیدیم.

اعضای شرکت کننده در برنامه:

آقایان: مهدی لقایی- کامبیز اقدامیان- کامران اقدامیان- بهرنگ یوسفی- رامین سنگین آبادی- حمید یارویسی- مشتاق لقایی

بانوان:الهه زارعی- الناز صمدی- لیلا صالحی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رشته کوه های دنا ظاهرا دارای بیش از چهل و هفت قله بالای ۴۰۰۰ متر است ( قلل بیزن ۱ ، بیژن ۲ ، بیژن ۳ ، حوض دال ، مورگل ، قبله ، و ….. ) و یخچال های آن ازطویل ترین یخچال های طیعی در ایران می باشد..
روستای زیبای خفر
معرفی منطقه: روستای خفر با جمعیتی حدود ۱۶۰۰ نفر در زمستانو ۳۰۰۰ نفر در تابستان در میان کوههای مرتفع رشته کوه زاگرس و در حاشیه قلل دنا واقع شده است و این روستای خفر یکی از جنوبی ترین روستاهای استان اصفهان است.
به دلیل واقع شدن این روستا در دامنه طبیعت زیبای رشته کوه دنا و آب و هوای کوهستانی منطقه انواع گونه های گیاهی و جانوری در آن دیده می شود.
وجود ۱۴ قله بالای ۴۰۰۰ متر (قاش مستان بلندترین قله رشته کوه دنا با ارتفاع ۴۴۵۰ متر درنزدیکی این روستا قرار دارد.) همچنین انواع یخچال های طبیعی،آبشارهای متعدد و رودخانه های جاری شده از یخچال ها چشم اندازهایی زیبا بوجود آورده است.
سه روایت برای نامگذاری این روستا وجود دارد
 بعضی علت نامگذاری روستا را موقعیت توپوگرافی آن می دانند، به طوری که نام اولیه این روستا «خور» به معنای جای گود بوده و این نام به «حفر » و سپس به «خفر» تبدیل شده است. 
روایت دوم کلمه خفر را برگرفته از «خور یا غور می داند. غور یا غوری نام قبیله یا مردمان اولیه ای می باشد که در این محل سکونت داشته اند
 برخی نیز این لغت را برگرفته از گور یا گبر می دانند که خود آیینی قبل از اسلام را در منطقه معرفی می نماید.
باغ های سیب د ر این روستا از جاذبه های منطقه محسوب می شوند. محصولات محلی و صنایع دستی نیز جذابیت های خاص خود را دارند.
منطقه خفر با توجه به موقعیت مکانی خود در کوهپایه «قلل دنا» مکانی جذاب برای تیم های کوهنوردی طبیعتگردی می باشد.
از مکان های دیدنی منطقه می توان به آبشار خفر، تنگه دناآسا، غار یخی، غار کیخسرو، چشمه سید محمد، رودخانه های پرآب که از دو سمت روستا عبور کرده و به رودخانه ماربُر می ریزند، اشاره کرد.در زمستان با سایر فصول متفاوت است و حجم زیاد برف و سرمای هوا، دسترسی به روستا را بسیار سخت می کند و بازدیدکنندگان نمی توانند با ماشین به  روستا وارد شوند.