علم کوه پذیرای مشتاقانش نبود

این پست مربوط به مرداد ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

طبق برنامه زمانبندی شده شش ماهه گروه قاجر قرار بود ۱۷ الی ۲۰ مرداد به علم کوه صعود کنیم ما وفای به عهد کردیم اما علم کوه لحظه ای که قصد دیدارش را نمودیم پذیرای مشتاقان خود نشد به قول معروف شاید حکمتی در این رفتن ها و برگشتنها بود.

 

مسیر حصارچال

این برنامه چند ویژگی خاصی داشت از جمله: 

-حضور آقای داریوش الهیاری که همراه برادرم طیب بانی گروه قاجر در سال ۱۳۵۴ بودند ایشان همراه همسرشان که برای اولین بار کوه می آمد، در این برنامه شرکت نموده بود

طیب و داریوش مسیر علم کوه ۱۳۹۲

اولین صعود طیب و داریوش به قله پریشان ۱۳۵۴ 

 -حضور مجدد همنوردان خوبم خانم نریمان و مهناز عزیز که در کافه کوه با هم آشنا شدیم و سه هفته پیش هم با هم قله دماوند را صعود کرده بودیم.

همراه خانم نریمان و مهناز در مسیر حصارچال

-بغیر از من و پسرم مشتاق همگی برای اولین باربه منطقه علم کوه می آمدند البته برادرم  چندین صعود از جبهه های مختلف علم کوه به قله داشته اما از مسیر حصارچال صعود نکرده بود

همراه مهدی و مشتاق در مسیر حصارچال ۱۳۹۰

-حضور آقای کوثری مسن ترین فرد گروه و نرگس جوانترین عضو در این برنامه

آقای کوثری و نرگس

-حضور آقای انور که از فعالین محیط زیست و از موسسین سراب سبز قروه هستند.  ایشان در مدتی که حصار چال بودیم کل منطقه را از زباله پاکسازی نمود و آنها را با کمک سایر همنوردان به پایین منتقل نمود. 

آقای انور فعال محیط زیست

گزارش برنامه……..

روز پنجشنبه ۱۷ مرداد ساعت ۵:۴۵ از قروه به سمت کرج جرکت کردیم و با همنوردان خوبم، خانم نریمان و مهناز در ابتدای جاده چالوس قرار گذاشتیم. ساعت ۱۳:۲۰ در میدان امیر کبیر کرج به آنها رسیده و ناهار را همانجا با هم صرف کردیم 

جاده چالوس بحدی شلوف و ترافیک سنگینی داشت که ساعت ۲۳:۳۰ به قرارگاه ونداربن رسیدیم البته ابتدا به قرارگاه رودبارک رفتیم جا برای خوابیدن نبود.

در ونداربن هم یک اتاق خالی بود که ما بانوان که ۸ نفر بودیم، خوابیدیم و آقایان هم به سالن موزه کوهنوردی رفتند. کوهنوردان بسیاری از اقصی نقاط ایران و چند کشور خارجی در قرار گاه بودند.

سراسر شب باران بارید و نزدیکیهای صبح بارش باران قطع شد اما هوا همچنان ابری بود از مسئول قرارگاه  وضعیت هوا را پرسیدم ، گفت بالا هوا افتابی و خوب است

ما هم روز جمعه ۱۸ مرداد ساعت ۸:۴۵ با یک دستگاه نیسان به سمت تنگه گلو حرکت کردیم آنجا از ماشین پیاده شده و پس از برداشتن کوله هایمان راهی حصارچال شدیم

نیسانی که با آن تا تنگه گلو رفتیم

عبور از پل

مسیر حصارچال

هوا ابری و مه آلود بود گروههای زیادی از قله برمی گشتند همه گفتند هوا بالا بسیار خوب و آفتابی ست ما هم به امید یک صعود موفق شادمانه گام بر می داشتیم

همراه مشتاق 

این هم هنر عکاسی مهناز

    تا حصارچال هوا همچنان ابری بود اما خبری از باران نبود. بین راه چند استراحت داشتیم تا بالاخره در هوایی بسیار مطبوع به حصارچال رسیدیم گروههای زیادی آنجا چادر زده بودند و تعدادی هم از قله برمی گشتند

ما هم جای مناسبی کنار آب پیدا کرده و همانجا چادرهای خود را برپا کردیم.

محل کمپ

این هم چادر ما همراه مهناز، خانم نریمان، طیب و همسرش

نزدیک غروب کلا هوا صاف و کمی هم سرد شد و شب پرستاره ای را شاهد بودیم و خوشحال از اینکه چقدر هوا عالی و مساعد صعود می باشد

دوستان آتشی را جهت چایی درست نمودند و طیب و داریوش دو پیشکسوت و بانی گروه قاجر خاطراتی از صعودهای اولیه خود را برای همنوردان تعریف نمودند

همنوردان کنار آتش

طیب و داریوش در حال بیان خاطرات

این هم چای دودی 

خوشبختانه فرصت زیادی داشتیم در نتیجه از وقتمان برای حل جدول استفاده کردیم 

جدول همراه همیشگیم در صعودها

طیب سرپرست برنامه اعلام کرد ساعت ۵ صبح به سمت قله حرکت می کنیم ما هم همه وسایل فردا را آماده کرده و در با صدای دلنواز آب و به امید صعودی موفق توام با سلامتی خوابیدیم

این هم مهناز که همه اش دعا می کرد فردا هوا خوب باشد

ساعت حدود ۲:۳۰ با صدای بارش باران به روی چادرها از خواب بیدار شدیم بارش باران توام با رعد و برق شدید، خواب را از چشم همه ربود کم کم تگرگ تندی هم شروع شد خلاصه تا نزدیکی صبح همچنان باران ادامه داشت

وقتی باران قطع شد اماده رفتن شدیم اما این دفعه مه غلیظ و شدیدی سراسر منطقه را پوشاند که سرپرست اعلام نمود این وضعیت مناسبی برای صعود نیست و از صعود قله در این برنامه صرفنظر می کنیم خلاصه داخل چادر ماندیم تا کمی هوا بهتر شد 

 داریوش و طیب همراه همسرانشان  

در کنار دو پیشکسوت بزرگ و توانمند

چند گروهی که صبح بالا رفته بودند همگی برگشته و گفتند نتوانستیم صعود کنیم. ناهار را همانجا خورده سپس چادر و وسایل  را جمع کرده و راهی پایین شدیم

این هم نهار ما که دستمان تو یک کاسه بود 

در هوایی مه آلود(البته نسبت به صبح بهتر بود) راهی پایین شدیم ماشین قرار بود ساعت ۱۸ آنجا باشد اما ما زودتر رسیدیم و مدت زیادی را منتظر ماندیم مهناز و خانم نریمان با یک گروه از تهران که زودتر از ما حرکت می کردند، رفتند تا مستقیم تهران بروند.

ما هم ساعت ۱۹:۳۰ به قرارگاه برگشتیم و بدون معطلی شبانه با مینی بوس عازم قروه شدیم هوا تا خود کرج بارانی و جاده یکطرفه بود.

صبح نزدیک قروه در فضایی سرسبز صبحانه را صرف کرده، انجا را هم از زباله پاکسازی کرده سپس ساعت ۱۰:۳۰ همگی در نهایت سلامت به قروه رسیدیم 

جمع آوری زباله ها در نزدیکی قروه

چند تصویر از برنامه……

نفرات از راست: مشتاق، صدیقه(همسر برادرم)، خودم و طیب 

الهام و آمانج زوج های جوانی که در اکثر برنامه ها حضور دارند

آقا داریوش و همسرشان که برای اولین بار کوه می آمد

گروه با پلاکارت سراب سبز قروه

گروهی که مهناز و خانم نریمان با آنها رفتند این گروه نیز زباله خود را آورده بودند و آقای انور از آنها قدر دانی نمود

صعودهای قبلی به علم کوه…..

همراه مهدی و مشتاق در مسیر قله ۱۳۹۰

قله علم کوه از مسیر گرده آلمانها ۱۳۹۱

علم چال ۱۳۹۱

برگی از تاریخ…….

چند عکس از فعالیتهای اولیه دو پیشکسوت و بانی گروه قاجر

طیب و داریوش کاشف غار کولاوا در سال ۱۳۵۵

طیب و داریوش در غار عمودی دیو زندان(قروه)و اولین کسانی که آن را پیمایش نمودند

طیب و داریوش در غار سه طبقه حسن خان(قروه) اولین افرادی که آن را پیمایش نمودند 

طیب و داریوش در غار حسن خان