غارهای کوچک سنگین آباد

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد.

 از اهالی سنگین آباد شنیده بودیم که در کوههای این روستا غار وجود دارد بر این اساس به پیشنهاد آقای مفاخری برنامه ای برای دیدن این غارها گذاشتیم و هفته گذشته همراه آقای خیرالله سنگین آبادی (راهنمای محلی) جهت شناسایی آنها به روستای سنگین آباد که در ۸ کیلومتری قروه واقع شده،رفتیم.

گزارش تصویری این برنامه………

طبق قرار قبلی  صبح پنج شنبه با مهدی راهی روستای سنگین آبد و منزل ییلاقی آقای مفاخری شدیم.

آقای مفاخری به همراه همسر مهربان و مهمان نوازشان در کنار تنور گرم و آبگوشتی که بار گذاشته بودند

صبحانه را در کنار خانواده خوب آقای مفاخری و در فضای طبیعت زیبا صرف نمودیم سپس مهدی به قروه بازگشت

همراه مهدی، خانم و آقای مفاخری در کنار تنور گرم

بعد از صرف صبحانه در همان باغ شخصی آقای مفاخری لباس ها را تعویض نمودیم

تعویض لباس

این هم لباس غاری که خودم دوخته بودم با چکمه های تازه ای که مهدی به مناسبت سالگرد ازدواجمان برام خریده بود و چقدر مسرور شدم 

اعضای تیم آماده حرکت

در هوایی ابری اما بسیار مطبوع به سمت غار حرکت کردیم

عبور از کوچه باغهای زیبای روستا

آقای سنگین آبادی(راهنمای محلی) 

همراه آقای مفاخری و دخترشان اسراء

بعد از حدود نیم ساعت به غار کوچکی به نام کنه گرو( سوراخ گرگ) که زیر کوه زرده سنگر قرار داشت، رسیدیم  

دهانه غار کنه گرو(سوراخ گرگ)

دهانه این غار خیلی کوچک بود ابتدا اسراء با حمایت پدرش داخل آن رفت 

اسراء در حال داخل شدن

این غار حدود ۱۰ متر بود که بیشتر پناهگاه جانوران بود 

اسراء داخل غاری که پر از تیغ های جوجه تیغی و استخوان حیوانات بود

داخل غار


همراه آقای مفاخری و اسراء در دهانه غار

پس از دیدن این غار آقای سنگین آبادی (راهنمای محلی) گفتند غار کوچک دیگری هم در کوه روبروی روستا وجود دارد که همگی به سمت آن رفتیم

در مسیر این دوغار زباله های را جمع آوری کردیم 


پاکسازی مسیر از زباله


آقای مفاخری در حال جمع آوری زباله داخل سنگها

پس از ۲۰ دقیقه به غار دوم که اتاق مانند بود و دهانه بزرگی داشت رسیدیم و متاسفانه داخل آن پر از آشغال بود

اسراء در دهانه غار قبل از پاکسازی

نام این غار کوچک کنه خرس (سوراخ خرس) بود که زیر یک تکه سنگ بزرگ قرار داشت. تصمیم گرفتیم این غار را هم پاکسازی کنیم 


در حال پاکسازی غار

آقای مفاخری در حال جمع آوری

دهانه غار پس از پاکسازی

همراه آقای مفاخری و اسراء در دهانه غار

پس از پاکسازی و دیدن از این دو غار کوچک که خیلی افسانه ها در مورد آن می گفتند، راهی روستا شدیم

مسیر پاییزی بسیار زیبا و رویایی بود


اسراء و درخت زیبا با برگهای پاییزی

دوباره به منزل ویلایی آقای مفاخری برگشتیم

خانم مفاخری در کنار تنور که آبگوشت خوشمزه ای را با آتش آن درست کرده بودند 

این هم آبگوشت خوشمزه و جای همه دوستان خالی

بعد از ظهر مهدی دنبالم آمد و با هم به قروه برگشتیم.