تصویر یک شب رویایی

دورنمای کولاوا(کومالیا)از دریاچه سراب قروه

بیشتر بخوانید  

عشق به زندگی…

«بگذار هر روز دلیلی باشد برای زندگی بگذار هر روز دریایی باشد فراموش نشدنیبگذار هر روز عشقی باشد نثار کردنی»

بیشتر بخوانید  

من اینجا بس دلم تنگ است…

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است  بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند گرفته کوله بار زاد ره بر دوش فشرده چوبدست خیزران در مشت گهی پرگوی و گه […]

بیشتر بخوانید  

شکسته دهر

«باغبانی بنفشـه می‌ انبود  گفتش ای گوژپشت جامه‌کبود  چه رسیده است از زمانه تورا  پیر ناگشته درشکستی زود گفت پیران شکسته دهرند در جوانی شکسته باید بود»  

بیشتر بخوانید  

تا شقایق هست، زندگی باید کرد

دشت هایی چه فراخ، کوه هایی چه بلند  در گلستانه چه بوی علفی می آمد  من در این آبادی، پی چیزی می گشتم  پی خوابی شاید، پی نوری، ریگی، لبخندی  من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است  نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه، زندگی خالی نیست  مهربانی هست، سیب هست، ایمان […]

بیشتر بخوانید  

ماجرای گنجشک و آتش

 گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم … گفتند : حجم آتش در مقایسه […]

بیشتر بخوانید