صعود زمستانی به قله کلاغ لانه(همدان)

این پست مربوط به اسفند ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
با ژیلا همنورد خوبم ( اهل صحنه کرمانشاه) قرار گذاشتیم، صعودی به قله کلاغ لانه در همدان داشته باشیم اگر چه بارها و بارها به کلاغ لانه رفته بودم اما قله اصلی آن را در زمستان صعود نکرده بودم….



با توجه به اینکه هر دوی ما تجربه صعود به قله اصلی را نداشتیم، با همنورد خوبم آقای جهان آرا که افتخار همنوردی در چندین صعود را داشتم، تماس گرفته و ایشان هم با کمال محبت اعلام داشتند که همراه چند نفر از همنوردان با ما همراه خواهند شد. 

دامنه کلاغ لانه سال ۱۳۶۲

دامنه کلاغ لانه بعد از ۳۰ سال همان نقطه ۱۳۹۱

اولین بار با آقای جهان آرا در صعود قزل ارسلان( تیرماه ۱۳۹۱) آشنا شدم و مهر ماه امسال هم ایشان همراه  جنابان مسعود عسگری و وحید شادکام به قروه آمدند و با چند تن از اعضای گروه قاجر صعودی از تیغه شرقی پریشان به قله نمودیم و آذر ماه هم  با گروه قاجر به ارتفاعات الوند رفتیم که ایشان تا پناهگاه کلاغ لانه ما را همراهی کرده و خودشان به قله کلاغ رفته ما هم راهی فله الوند شدیم اما همانجا قرار گذاشتیم که برنامه ای هم برای قله کلاغ لانه داشته باشیم که بالاخره زمان آن این هفته فرا رسید.

ژیلا از چند روز قبل منزل خواهرشان در همدان بود، مهدی هم طبق معمول زحمت کشید مرا تا همدان برد اما چون کار داشت به قروه بازگشت.

بعد از ظهر پنجشنبه با ژیلا در هوایی نسبتا خوب از گنجنامه راهی میدان میشان شدیم. 

همراه ژیلا در گنجنامه

با آقای جهان آرا و همنوردانشان در پناهگاه میشان قرار داشتیم ساعت ۱۷ ایشان به پناهگاه میشان آمده و اظهار داشتند که سایر همنوردان بعدا خواهند آمد.

مسیر پناهگاه میشان

بعداز استراحت کوتاهی ساعت ۱۸ راهی پناهگاه کلاغ لانه شدیم. کمی که از پناهگاه دوم میشان بالا رفتیم، باد نسبتا تندی شروع شد اما رفته رفته بر شدت باد افزوده می شد مخصوصا بعد از تخت نادر.

نمایی از شدت باد 

خلاصه در دوزخ دره سرعت باد بیش از حد شد تا جایی که بعضی جاها مجبور می شدیم، بایستیم و این حرکت ما را کند می کرد اقای جهان آرا با تمام صبر و استقامتشان و با احتیاط تمام در کنار ما بودند تا اینکه ساعت ۲۱ به پناه گاه کلاغ لانه رسیده انجا هم شدت باد چند برابر پایین بود.

دو نفر از همنوردان همدان آنجا بودند از دیدن جناب اصغر بیات خیلی خوشحال شدم  با ایشان در صعود هفتم قلم در مهاباد آشنا شده بودم.

 بعد از صرف شام خوابیدیم اما از شدت پا درد و صدای باد شدید که فکر می کردم می خواهد پناهگاه را از جا بکند،خوابم نمی برد، اصلا نمی دانم تا صبح خوابیدم یا نه.

ساعت ۸ صبحانه خوردیم یکی یکی هم همنوردانی به پناهگاه می آمدند اما هیچکدام قصد صعود قله را نداشتند آقای جهان آرا  گفتند ساعت ۱۰ به قله می رویم اما پیشنهاد کردم که با توجه به وضعیت هوا اگر ممکن است بالا نرویم چون ما به قیمتی صعود نمی کنیم البته قلبا نگران ایشان بودم که بخاطر ما دچار مشکل نشوند اما ایشان با همان اعتماد به نفسی که  داشتند گفتند ما در هوایی از این بدتر هم صعود کرده ایم و قراره آقای عسگری هم بیایند.  

پس از ساعتی همنورد خوبم آقای عسگری مدیر وبلاگ فاتحان خورشید به همراه آقایان عرفان رضاپور مدیر وبلاگ صخره  و ابراهیم خدایاری به پناهگاه آمدند چقدر از دیدن آنها خوشحال شدم با آقای عسگری و رضاپور هم در هفتمین صعود قلم آشنا شده بودم و افتخار همطنابی با آقای عسگری را در تیغه شرقی پریشان در قروه داشتم.

ساعت: ۱۰:۱۰  گروه پنج نفره ما راهی قله شد باد همچنان با سرعت تمام ما را همراهی می کرد و گاهی با شدت تمام  صورتمان را با دانه های برف نوازش می کرد. 

مسیر قله کلاغ لانه

پس از حدود ۲۰ دقیقه به پای صخره ها رسیدیم و از انجا دست به سنگ شدنها شروع شد. 

شروع دست بسنگها

به بالای اولین قله رسیدیم همیشه فکر می کردم این قله اصلی است چون قبلا در قله اصلی نبشی هم نبود.

همراه ژیلا در قله فرعی ۱۳۹۱

همراه یاسمن همنورد خوبم از گروه قاجر ۱۳۸۹ قبلا تا این قسمت آمده بودم.

 با توجه به اینکه قسمتهایی از صخره ها یخ زده بودند در بعضی جاها از طناب استفاده می کردیم.

 ابتدا آقای جهان آرا با کلنگ جای پا درست می کردند و آقای عسگری هم با طناب حمایت می کردند اگرچه اصلا از طناب استفاده نمی کردیم اما نقش اساسی در ایجاد ایمنی بیشتر و اعتماد را داشت.

همراه ژیلا و آقای خدایاری

 از این همه دقت  و احتیاطی که همنوردان داشتند و هیچگونه ریسکی را انجام نمی داند خیلی خوشحال و اعتماد بیشتری به آنها می کردم.

بالاخره حدود ساعت ۱۱:۳۰ بر فراز  قله ۳۴۱۰ متری کلاغ لانه ایستادیم  چقدر احساس خوبی داشتم  از اینکه در کنار چنین همنوردان خوب در این شرایط جویی موفق به صعود زمستانی  کلاغ لانه شده بودم.

همراه ژیلا بر فراز قله 

همراه همنوردان در قله

آقای عسگری زحمت گرفتن عکسها را می کشیدند که واقعا در آن شرایط جوی بسیار سخت بود.

همراه همنورد خوبم آقای عسگری

پس از گرفتن چند عکس به سمت پایین حرکت کردیم البته باد هم اجازه توقف بیشتر از آن را نمی داد. در فرود هم باز بعضی جاها از طناب استفاده کردیم.

 ساعت حدود ۱۳ به پناهگاه رسیده در این موقع هم همنورد خوب دیگرمان آقای علی بیات مدیر وبلاگ دیار الوند که با ایشان هم در صعود قلم آشنا شده بودم آنجا آمده ناهار را با هم صرف کرده سپس همگی با هم  راهی پناهگاه میشان شدیم .

از راست به چپ: آقایان خدایاری،رضاپور- ژیلا- آقای بیات،خودم ، آقای جهان آرا

در فرود هم باد همچنان ناجوانمردانه می وزید و مثل اینکه قرار نبود از شدت خود بکاهد بعضی جاها مجبور بودیم باتوم را داخل برف کرده و همانجا برای دقایقی بایستیم. 

این هم تصاویری که آقای عسگری شکار لحظه ها کرده

بالاخره به پناهگاه میشان رسیده پس از استراحت چند دقیقه ای راهی گنجنامه شدیم. 

واقعا روز بسیار مهیج و خوبی را در کنار همنوردان خوب و مهمان نواز همدانی داشتیم که امیدوارم این ارتباطات تداوم داشته باشد. 

مهدی هم تماس گرفت و گفت به همدان می آید که با هم به قروه برگردیم .

حقیقتا اگر حمایتها و پشتیبانی های مهدی نبود، مطمئنم که اجرای چنین برنامه هایی برایم بسیار سخت بود. همیشه قدردان زحمات و تحملش هستم. ایشان در بیشترین صعودها کنارم هستند اما بعضی از اوقات هم به دلیل گرفتاری کاری نمی تواند همراهم باشد.   

دامنه کلاغ لانه همراه مهدی همنورد و بزرگترین حامیم در مسیر عشق به طبیعت  1390

چند تصویر از صعود به کلاغ لانه در سالهای گذشته……

خرداد ماه ۱۳۸۷

آذر ماه ۱۳۸۹

آذر ماه ۱۳۹۰

آذر ماه ۱۳۹۱

ایستگاه تامل

مفهوم زندگی…

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است

عشق ازین گنبد در بسته برون تاختن است

شیشهٔ ماه ز طاق فلک انداختن است

سلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن است

به یکی داد جهان بردن و جان باختن است

حکمت  و  فلسفه را  همت  مردی  باید

تیغ اندیشه بروی دو جهان آختن است

مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست

از همین خاک جهان دگری ساختن است
«اقبال لاهوری»

تاثیر کوهنوردی بر سلامتی جسمی و روانی بانوان

 زنان نیمی از افراد جامعه را تشکیل داده و با توجه به افزایش مسئولیت های آنها در جامعه امروز و زندگی ماشینی عصر حاضر به نظر می رسد که عدم تحرک و فعالیت های بدنی بیش از هر زمان دیگری سلامتی آنها را تهدید می کند. 
بدون تردید قدرت عضلانی مناسب در انجام فعالیت های ورزشی و بسیاری از امور زندگی و مشاغل مختلف یک عامل مهم به شمار می رود.  »  

بانوان به دلیل آناتومی خاصی که از نظر استخوانها و عضلات دارند نسبت به مردان، نیاز بیشتری به برخی ورزشها از جمله کوهپیمایی و پیاده روی دارند، چرا که اولاً مقدار آب و چربی در بدن بانوان به طور طبیعی ، ۱۵ درصد بیشتر از آقایان است؛ و ثانیاً به دلیل مسائل باردار شدن و زایمان ، مقداری از کلسیم بدنشان به جنین منتقل شده و مستعدتر به بروز درگیریهای استخوانی و آرتروز در میانسالی هستند.

اطلاعات بیشتر را در ادامه مطلب بخوانید…

در کنار نقش مهمی که فعالیت و ورزش بر سلامت جسم و روان افراد عادی داراست، از تأثیر مفید فعالیت و ورزش بر جسم و روان افراد با شرایط خاص بسیار زیاد یاد شده است. 

« در بین افراد با شرایط خاص، یقیناً می توان به زنان باردار اشاره کرد. طبیعی است برای این عده که تغییرات ساختاری و عملکردی مهمی را برای یک مدت نسبتاً طولانی متحمل می شوند، توجه خاص لازم است. امروزه بر خلاف گذشته به دلیل آگاهی بیشتر متخصصان پزشکی از تأثیر مثبت فعالیت و ورزش بر سیستمهای بدن، فعالیت و ورزش در کنار تغذیه مطلوب، استراحت کافی، داروهای تقویتی و مکملها، برای زنان باردار شدیداً توصیه می شود. ناگفته نماند که فعالیت برای این عده باید تحت نظارت پزشک متخصص و براساس دستورالعمل صحیح، متناسب با وضعیت فرد انجام شود. مقدار ، شدت و نوع فعالیت ، سه عامل مهم به شمار می آید که در تجویز فعالیت برای این عده توجه بیشتر و دقیقتری را طلب می کند .» 

شواهد نشان می دهد پوکی استخوان نیز در سنین پیش از یائسگی شروع می شود. برای پیشگیری از پوکی استخوان و دردهای عضلانی در سالهای آینده، ضرورت دارد از سنین جوانی با ورزشهایی که سیستم اسکلتی آنها را مستحکمتر می کند و مقاومت بدنشان را نسبت به بروز برخی از بیماریها بیشتر می کند همگام شوند. 


کوهنوردی یکی از مفیدترین ورزشهایی است که سیستم عصبی، اسکلتی بدن دختر خانمها و خانمها را تقویت می کند زیرا در جریان کوهپیمایی بر میزان برون ده قلبی افزوده خواهد شد و مقدار خون در عضلات به ۲۰ برابر افزایش می یابد. همین موضوع سبب می شود در آغاز چربیهای زیر جلدی و سطح روده ها ذوب شده و از طریق تولید حرارت و تعریق از بدن خارج شوند و سپس ذرات چربی که در درون عروق رسوب می کند به حرکت در آیند و احتمال بروز بیماریهایی چون ازدیاد چربی خون و فشار خون و یا بیماری نقرس به حداقل ممکن می رسد. بنابراین آشکارا در می یابیم که در اثر استمرار در ورزش کوهنوردی ، تمام چربی های اضافی رسوب شده در بدن تجزیه شده و از بین می روند که این امر موجب شادابی، تحرک و تندرستی فرد کوهنورد خواهد شد. 

برای آگاهی از ثمرات مفید کوهنوردی باید این ورزش را به طور مستمر انجام داد و اگر در برخی از هفته ها به دلیلی انجام آن میسر نشد باید از طریق پیاده روی در پارکها و مسیرهایی که هوای آن آلوده نیست، و یا با نرمشهای روزانه، صبح و عصر، به تقویت عضلانی خویش پرداخت. 

مناسب ترین برنامۀ کوهنوردی آن است که فرد در ایام تعطیل هفتگی به تپه ها و کوههای کم ارتفاع کوهپیمایی کند و ماهانه یکبار به ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر صعود کند، زیرا در جریان کوهنوردی از انتهای اعصاب سمپاتیک مقادیر زیادی هورمونهای آدرنالین ترشح می شود که در تنظیم گردش خون در عروق و پمپاژ قلبی بسزا دارندو از طرفی دیگر هورمونهای تسکینی زیادی نیز از سلولهای قاعدۀ مغز ترشح می شود که آنکفالین و آندروفین و سروتونین نام دارد و این هورمونها در تمان ایام روز دارای چهره ای شاداب و خندان و اراده ای استوار و آرامشی فراتر از دیگران باشند. 

در آمارهای پزشکی حاصل از تحقیقات دانشمندان، کاملاً ثابت شده است بانوانی که به ورزش علاقه مند بوده اند و در طول زندگی تمرینات مداوم ورزشی را به صورتهای مختلفی انجام داده اند دارای طول عمری به اندازۀ ۳۰ درصد بیشتر از زنانی بوده اند که تحرک کمتر داشته اند و در نتیجه اندامشان چاق و ناموزون است.

 همچنین براساس همین تحقیقات بروز بیماریهای روحی و روانی، آترواسکلروز عروق کرونر، قلب ، دیابت ، فشار خون و آرتروز اندامهای بدن و بیماریهای گوارشی ، در زنان ورزشکار نادر و یا اصلاً مشاهده نمی شود، در حالی که خانمهایی که به حرکت های نرمشی و ورزشی نمی پردازند و به زندگی ماشینی و کم تحرک امروزی عادت کرده اند و یا آلوده به سیگار و سایر مواد افیونی یا الکلی هستند، به بیماریهای ذکر شده بسیار فراوانتر از زنان ورزشکار و پر تحرک مبتلا می شوند، زیرا در این گروه از بانوان مکانیسم تعادلی بین هیدراتهای کربن و کلسترول و پروتئینها و ویتامین ها مختل شده و حرکات دودی روده نیز به کندی صورت گرفته و آنها را به سوی مبتلا شدن به بیماریهای قلبی، عروقی و گوارشی سوق می دهد. 

به عنوان یک نتیجۀ صحیح از مطالب ذکر شده باید تأکید کرد در هر سنی می توان با برنامه ریزی منظم و به عنوان پیشگیری از انواع بیماریهای ناشی از زندگی ماشینی امروزی به ورزش روی آورد و با انجام نرمشهای ملایم روزانه و پیاده روی و کوهنوردی، دارای جسمی سالم و روح و روانی شاد و خرم شد.

منبع: وبلاگ مینو کوه

صعود خاطره انگیز آلمابلاغ(همدان)

این پست مربوط به بهمن ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

هروقت از قروه به طرف همدان می رفتم، چشم انداز کوه آلمابلاغ که آخرین کوه از ارتفاعات الوند به سمت قروه می باشد، چشمانم را خیره می کرد و محو عظمت و ابهتش می شدم 

تا اینکه آذر ماه ۱۳۸۸ از طرف گروه کوهنوردی قاجر برنامه ای برای صعود آن گذاشتند , که مشتاقانه به دیدار آن شتافتم.

 دورنمای قله آلمابلاغ

 

روز پنجشنبه ۱۸ آذر ماه  ساعت ۱۳ قروه را با یک دستگاه مینی بوس دربستی به سمت روستای باباعلی(از توابع همه کسی همدان) ترک کرده و پس از یک ساعت به روستا رسیدیم طاهره نوریان که از همنوردان اسدآبادیم  هستند، همراه پدر و برادرشان در روستا به ما ملحق شدند( با طاهره در کوه دالاخانی آشنا شدم و با پدرشان هم صعودی به سبلان داشتم) 

 روستای بابا علی

از روستا گذشتیم و به  محلی به نام بهادر بیگ رسیده و همانجا به جهت داشتن آب  کمپ را برقرار کردیم

مسیر بهادر بیگ

زمین پوشیده از برف بود ابتدا با بیلچه ها برفها را صاف کردند، سپس همه با کمک هم سه  چادر رابرپا نمودیم 

محل کمپ

هوا کم کم سرد تر می شد. با استفاده از چوبهای خشک شده آتشی روشن نمودیم تا گرما بخش وجودمان باشد

همراه بردارم (طیب) و همنورد خوبم بهنام 

آقای نوریان و پسرشان(حسین) مشغول جمع کردن هیزم هستند

از راست به چپ: حامد – برادرم طیب- خودم – رحمان 

.پس از تاریک شدن هوا همگی داخل یکی از چادرها که نسبتا بزرگتر بود، رفتیم تا  شام را کنار یکدیگر صرف نماییم

یازده نفر داخل یک چادر

شب بسیار خاطره انگیزی داشتیم همه راجع به اینکه چگونه کوهنوردی را انتخاب نمودند، صحبت کردند و خاطراتی را بیان نمودند

برادرم طیب پدر کوهنوردی قروه

برادرم خاطره کوهنورد شدندش را تعریف کرد و اینکه چگونه کروه قاجر را بنا نهاده و مطالبی را در اینخصوص بیان نمود که بسیار جالب و شنیدنی بود.

صبح جمعه ۱۹ آذر ساعت ۶:۳۰ بیدار شدیم و پس از خوردن صبحانه ای مختصر  یک ساعت بعد در هوایی آفتابی راهی دیدار با آلمابلاغ شدیم

 

مسیر آلما بلاغ

 ابتدای مسیر برف کمی داشت اما هر چقدر جلوتر می رفتیم برفها عمیق تر می شد طیب برف کوبی می کردو بقیه پشت سر او حرکت می کردند.عمق برف به حدی بود که بعضی جاها تا کمر در آن فرو می رفتیم  .مسیر شیب های تندی  داشت. وجود برفهای عمیق و صخره های یخ زده  سبب شده بود تا حرکت به کندی انجام گیرد. 

همراه همنورد خوبم طاهره در پای قله

تا اینکه در هوایی صاف و آفتابی  ساعت ۱۲:۳۰ به زیر قله رسیدیم . آنجا به یاد همنورد عزیزمان زنده یاد ( سامان نعمتی) که تیر ماه سال ۱۳۸۷ در نانگاپاربات جاودانه شده بود، یک دقیقه سکوت کرده و پس از گرفتن چند عکس به سمت پایین حرکت کردیم.

 


دورنمای زیبای ارتفاعات الوند از پس ابرها 

ساعت ۱۴:۳۰ به محل کمپ رسیده و ناهار را همانجا صرف نمودیم.

 صرف نهار 

سپس کلیه وسایل وچادرهارا جمع کرده و آماده حرکت شدیم.

ساعت ۱۶ به سمت روستای بابا علی  به راه افتادیم . با خانواده خوب آقای نوریان خداحافظی کرده آنها راهی اسد آباد شدند ما هم  منتظر مینی بوس شدیم. 

طبق قراری که با راننده مینی بوس داشتیم، آنجا آمد و همگی  ساعت ۱۹ در نهایت سلامت به قروه رسیدیم 

اعضاءشرکت کننده در برنامه:

آقایان:طیب صالحی-حامد کریمی- رحمان مرادیانی- بهنام اقدامیان- عیسی نوریان(از اسدآباد)- حسین نوریان(از اسدآباد)

بانوان: صدیقه نوربخش – مهشید الماسی- طاهره نوریان(از اسدآباد)- لیلا صالحی 

معرفی مختصر آلمابلاغ 

آلمابلاغ به ارتفاع ۲۹۹۷ متر در پایان خط الراس الوند واقع شده است. قبل از آلمابلاغ قله صخره ای دیگری به نام «چبقلی» به ارتفاع ۲۹۴۶ متر قرار دارد که جبهه جنوبی آن دیواره ای است و ارتفاع آن حدود ۱۵۰ متر می باشد از این قله تا قله آلمابلاغ یک ساعت راه است.

قله آلمابلاغ صخره ای است از روی قله دشتهای گسترده اطراف قله قابل مشاهده است. دشت بهار در یک سو ودشت قروه در سوی دیگر آن قرار دارد.

در سمت شمال آلمابلاغ در دور دست قله «سوباشی» و «چنگ الماس» دیده می شود و در فاصله نزدیک قلل «بگر» و «پریشان»و «نقره چال» را می توان دید.

آلمابلاغ کلمه ترکی است وبه معنای چشمه سیب می باشد. آبهای منطقه آلمابلاغ سبک و گوارا بوده واغلب فاقد مواد زاید است. معدن سنگ باباعلی و چنار عباس خان در اطراف این قله قرار دارد.

آلمابلاغ در فصل بهار بسیار زیباست. منطقه بکری دارد که کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. شکارچیان منطقه را بهتر می شناسند. این ناحیه از گیاهان وجانوران ویژه ای برخوردار است که در دیگر مناطق این کوهستان دیده نمی شود. گراز تنها در این منطقه وجود دارد. لاله ساق کوتاه ودرشتی در اطراف قله می روید که اهالی به آن «گل حسینی» می گویند.  بهار بهترین  فصل صعود است و تابستان گرم و خشکی دارد

مسیرهای صعود:

نزدیکترین روستا به قله، روستای «اختاچی» است که صعود به قله از این روستا سریعتر می باشد. بهترین مسیر صعود حرکت از روستای« باباعلی» است که دو ساعت راه بوده و مسیر برگشت از ده «تاج آباد» است که ۵/۲  ساعت راه می باشد.

تفاوتها


آنچه آدمـــــها را در کنــــار هم نگــــه میدارد

شبــــــاهت هایشان نیست

درک و شعورشــــان است

نسبت به تـــــفاوت هایشان…..!

ویژگیهای کوهنورد واقعی

هر رشته ورزشی علاوه بر پرورش جسم، سعی دارد روح، روان و خلاقیت فرد را در عالیترین شکل خود به منصه ظهور رساند در نتیجه هر ورزشی خصوصیت خاص خود را دارد و مهمترین ویژگی اخلاقی کوهنوردان عبارتند از:

– به طبیعت عشق می ورزند و هنر زندگی را در سازگاری با طبیعت می بینند، نه ستیز و جنگ با آن ( هم هوایی نمونه بارز این سازگاری است). 

– از کندن و سوزاندن گلها، گیاهان و بوته ها پرهیز می کند.

– عاشقانه به رسیدن قله می اندیشند اما نه به هرشکلی. در صورت نرسیدن به قله، صعود مجدد را در برنامه ریزی آینده خود قرار می دهند. 

– شجاعت و احتیاط را با هم دارند و به زنده ماندن و برگشت سالم خود و همنوردان علاقمنداند. 

-رعایت حال همنوردان را می کنند و با آنها صادق هستند. دوست دارند باهم به قله برسند. 

-از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و روحیه تعاون از خصوصیت بارز آنهاست.

-همواره یاریگر حریف خود هستند و دست او را می گیرند و در صورت لزوم حمایتش می کنند. 

-امیدوار و با شهامت اند همواره قدرت اراده و استقامت خود را افزایش می دهند. 

– صبر و شکیبایی از صفت بارز آنهاست. با همنوردان تبادل نظر می کنند و به دیگران احترام می گذارند و نظر آنها را محترم می شمارند. 

ایستگاه تامل

صعود به کوه صفه در اصفهان

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

بعد از کافه کوه آبان ماه  قرار شد با مهدی و مشتاق سفری یک روزه به اصفهان جهت دیدار بستگان داشته باشیم 

اما انگار هر جایی میرسیم، کوههایش ما رابیشتر  وسوسه می کند در نتیجه با همنورد خوبم آقای کامران اقدامیان که  از دوران نوجوانی با هم همنورد بودیم و اینک ایشان چند سالی است که ساکن اصفهان هستند، تماس گرفته و قرار گذاشتیم که  صعودی به کوه صفه داشته باشیم.

نمایی از کوه صفه

طبق قرار صبح روز شنبه ۲۷ آبان به سمت کوه صفه حرکت کردیم ابتدا از فضای سبز کوه صفه که پارک کوهستانی زیبایی است، گذشتیم. 


پارک کوهستانی صفه

چندین مسیر برای قله بود به پیشنهاد کامران از مسیر آبشار رفتیم و کوه را دور زدیم تا از ارتفاعات و مناظر دیدنی این کوه نهایت استفاده را ببریم 


همراه مهدی و کامران

هر کوهی زیبایی و جذابیت های خاص خود را دارد. کوه صفه هم واقعا جالب و دیدنی بود.

در  نزدیکیهای قله به جایی رسیدیم که کامران می گفت اینجا خانه دوم من است و اکثر شبها اینجا می خوابم


 خانه دوم کامران
 

در هوایی بسیار مطبوع پاییزی به قله رسیدیم و آنجا چایی درست کرده و بعد از خوردن مقداری تنقلات به سمت پایین حر کت کردیم

قله صفه همراه مهدی و مشتاق

صرف صبحانه در قله 

مسیر برگشت

در مسیر بازگشت سری هم به باغ وحش صفه که در دامنه آن می باشد، زدیم


باغ وحش صفه

خوشحالم که سفر یک روزه ما بیهوده نگذشت و در کنار همنورد قدیمی خود و اعضای خانواده ام نیم روز بسیار مفرح و شادی را داشتم.

چند  تصویر از گذر عمر همراه کامران همنورد خوبم ……

  همراه کامران آبان ۱۳۹۱


همراه کامران در پناهگاه میشان الوند(همدان)۱۳۶۲


 
پارک کوهستانی صفه آبان ۱۳۹۱



کیفیت عکس خوب نیست مسیر کوه بدر (قروه) ۱۳۶۳  



مسیر قله قاش مستان (دنا) تیرماه ۱۳۹۱


همراه کامران و مشتاق در کوه پریشان(قروه) بهمن ماه ۱۳۹۰ 

معرفی کوه صفه در اصفهان
مجموعه ارتفاعات کوه صفه با بلندترین نقطه ارتفاع ۲۲۵۷ متر در جنوب غربی اصفهان واقع است . این کوه از شمال به جاده کمربندی از غرب به کوههای تخت رستم و دره خان از شرق به شهرک ها و مجتمع های مسکونی و از جنوب به اراضی باز و خط آهن منتهی می شود.

در دامنه کوه صفه، چشمه‌ای به نام «چشمه درویش» و دویست متر بالاتر از آن «چشمه گل زرد» قرار دارد. چشمه دوم در نقطه‌ای صعب‌العبور قرار گرفته و رسیدن به آن دشوار است.

کوه صفه از محل چشمه درویش که سنگ کوه از خاک جدا گشته و دامنه کوه محسوب می‌شود در سمت غرب، به فضای سنگی مسطحی (صفه) منتهی می‌گردد که کوه به همین جهت «صفه» نامیده شده است. قبلاً در این محل چهار طاقیهایی ساخته بودند که چشمه‌های آب و درختهای چنار چشم‌انداز مصفایی به آن می‌داده است. در آن حوالی سنگاب بزرگی نیز بود که آب سرد آن از برفابهای قله تأمین می‌شد.

بالاتر از این محل، با عبور از چند پیچ و خم، قله کوه نمودار می‌شود. در سمت چپ کوه یک سلسله تپه‌های کوچک و بزرگ به نام هزار دره قرار گرفته که جاده شیراز از وسط آن می‌گذرد. این تپه‌ها دارای خاک سرخ است که جهت زینت و رنگ‌آمیزی عمارات به کار می‌رود. بعد از این تپه‌ها به طرف شرق، کوههای کلاه قاضی قرار دارد. در سمت غرب کوه صفه نیز شاه کوه قرار گرفته و پس از آن بلوک لنجان آغاز می‌گردد. 
در دامنه‌های مرتفع کوه صفه، قلعه‌هایی وجود داشته که دیواره آنها عموماً‌ از سنگ و بسیار مستحکم بوده، و از آنها برای دفاع استفاده می‌شده است.مهمترین آنها به نام قلعه دیو معروف بوده که ویرانه‌های آن هنوز باقی است. در مغرب دامنه کوه صفه، عمارت قلعه مانند دیگری وجود داشته که با خشتهای بزرگ به اضلاع نیم متر ساخته شده و به نام تخت رستم معروف بوده است. زیرا بنابر باورهای مردم، جنگ اسکندر و دارا در آنجا اتفاق افتاده است. اما برخی صاحب‌نظران آن را آتشگاه می‌دانند. عده‌ای هم می‌گویند محله گبرها از دوران بسیار قدیم در آن حوالی قرار داشته و تا زمان صفویه نیز فعال بوده ولی به وسیله آخوند ملامحمد باقر مجلسی رونق خود را از دست داده است. قله کوه صفه از سطح زمین ۵۹۰ متر ارتفاع دارد.
کوه صفه
کوهستان صفه که تا چند دهه پیش به صورت عنصری مجزا و با فاصله از شهر قرار داشت اینک با توسعه شهر به طرف جنوب کاملا به شهر متصل شده و بخشی از آن به عنوان پارک کوهستانی کارکرد شهری یافته است. کوه صفه به عنوان یکی از عناصر نشانه ای بارز در شهر اصفهان همراه سایر عناصر عمده نظیر جاده کمربندی ، بزرگراهها و خیابان های اصلی ، رودخانه زاینده رود ، باغهای ناژوان و میدان نقش جهان ساختار اصلی شهر را تشکیل می دهد .

فضای سبز کوه صفه که در حال حاضر عرصه ای به مساحت ۱۰۰ هکتار را تبدیل به منظره ای سبز کرده است در قسمتهای دامنه کوه قرار دارد و به عنوان پارک کوهستانی و بخشهایی از آن شکل پارک جنگلی دارد روزانه پذیرای جمع کثیری از طبیعت دوستان و گردشگران است .

پارک کوهستانی صفه که مطابق طرح راهبردی توسط مهندسین مشاور بافت شهر در سال ۱۳۸۰ ارائه شده است نتیجه مطالعات و راهبردها به عنوان هدف کلان مطابق شرح خدمات مورد قرارداد در محدوده تقریبی ۱۲۰۰ هکتار تهیه و ارائه گردیده است جمعا حدود ۷۲ طرح در طرح راهبردی پیشنهاد گردیده است و از بین طرح های مذکور ۱۲ پروژه دارای اولویت اجرایی و برنامه امسال مدیریت طرح ساماندهی ناژوان و صفه می باشد.

از جمله نقاط مشهور در کوه صفه قلعه شاهدژ یا شاه دز می باشد که به قلعه دیو نیز معروف است و به عنوان هسته مرکزی پارک کوهستانی صفه است و چشمه های موجود از جمله چشمه پاچنار و خاجیک به عنوان قلب تپنده این مجموعه اند که با وجود درختان کهنسال همچون نگینی زیبا می درخشد ورودی اصلی صفه در ابتدای خیابان حکیم نظامی تا چشمه پاچنار بصورت محور اصلی و به مثابه ستون فقرات است و همه دست به دست هم داده اند تا محیطی امن و چشم اندازی زیبا و دلپذیر را فراهم آورند تا با کمترین زمان از زندگی شهری جدا شده و به محیطی آرام و دلپذیر و به دور از آلودگی شهری دست یافت. 

 منبع: تبیان اصفهان

علل و درمان گرمازدگی

گزارشی جدید از آفریقای جنوبی نشان می دهد که محتمل ترین علت مرگ در خلال مسابقات ورزشی  که در هوای گرم انجام می شوند ، گرمازدگی می باشد ، زمانیکه درجه حرارت بدن چنان بالا می رود که مغز را می پزد (Medicine and Science in Sports and Exercise, July 2008). درمان فردی که بر اثر گرمازدگی از حال رفته است  فرو بردن بلادرنگ او در آب سرد است…..


افزایش بیش از حد درجه حرارت بدن یا به علت تولید بیش از حد حرارت  یا ناتوانی بدن در دفع حرارت اضافی  است. وقتی ورزش می کنید ، تقریبا ۸۰ درصد انرژی که برای حرکت ماهیچه ها ی تان استفاده می شود به صورت حرارت تلف می شود. یعنی هر چه شما شدید تر ورزش کنید ، به همان اندازه حرارت بیشتری تولید می کنید. اما علت گرمازدگی به احتمال زیاد بیشتر ناتوانی در دفع حرارت است تا تولید بیش از حد حرارت . محرک هایی نظیر آمفتامین ها ، کافئین یا اکستازی احتمال گرمازدگی را افزایش می دهند.

آنهایی که بیشترین احتمال ابتلا به گرمازدگی را دارند افرادی هستند که آرترواسکلروز دارند ، بیش وزن هستند یا شکل بدنی نامناسبی دارند. ورزشکاری را که بر اثر گرمازدگی از حال رفته است باید بلافاصله داخل آب سرد قرار دهید تا از آسیب  به مغز و اعضای دیگر جلوگیری شود. به هرحال ، گرمازدگی می تواند سبب  بیهوش شدن فرد هم بشود که این وضعیت را نمی توان با فرو بردن در آب سرد درمان کرد.

اگر در هوای گرم ورزش می کنید و احساس سرگیجه در شما شروع شد ، ورزش را متوقف کنید چون ممکن است درجه حرارت تان بیش لز حد بالا رفته باشد. وقتی درجه حرارات تان شروع به بالا رفتن می کند ، ماهیچه ها شروع به سوزش می کنند.  وقتی درجه حرارت تان بیشتر بالا می رود ، نفس کم می آورید و هوایی که تنفس می کنید به نظر می اید از داخل کوره ای داغ می آید. در این حالت ورزش را متوقف کنید و خود را خنک کنید چون اگر بالا رفتن درجه حرارت بدن تان ادامه یابد ، علایم مغزی مانند سردرد ، دید تار ، و صدای زنگ در گوش تان توسعه پیدا خواهد کرد. اگر بیشتر ادامه دهید ، ممکن است بیهوش شوید و بمیرید.

ترجمه از منبع :www.drmirkin.com

فریدون شیرمحمدلی