ایستگاه تامل

تصویر یک شب رویایی

دورنمای کولاوا(کومالیا)از دریاچه سراب قروه

پریشان میزبان پیشکسوتان کرمانشاه و همدان

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
چند روز پیش آقای چلوئیان (وبلاگ کوهستان) پیشکسوت و همنورد خوبم که در هفتمین صعود قلم با ایشان آشنا شده بودم، تماس گرفتند و بیان نمودند که قرار است با آقای عیوضی صعودی به ارتفاعات قروه داشته باشند. از شنیدن این خبر بینهایت مسرور شدم  
با جناب عیوضی از طریق وبلاگ (کوه و کوهنوردی)بسیار مفید و خوبشان آشنا بودم و ذکر خیرشان را از خیلی ها شنیده بوده و بسیار مشتاق دیدارشان بودم به همین برای دیدنشان لحظه شماری می کردم.

دورنمای پریشان

 در تیر ماه سال جاری هم افتخار این را داشتم که در جوار جناب چلوئیان و همنوردان خوبشان صعود به قزل ارسلان که یکی از زیباترین ارتفاعات همدان می باشد، داشته باشم و از تجربیات ایشان بهره مند شوم.

 بالاخره انتظار به پایان رسید و  صبح روز جمعه ۱۰ آذر همراه ۷ نفر از اعضای گروه قاجر به دوراهی قروه- روستای میهم رفتیم تا با  4 نفر از همنوردان همدان و جناب عیوضی و همسر محترمشان که از کرمانشاه آمده بودند،  راهی ارتفاعات پریشان شویم.

گزارش تصویری صعود به پریشان….

جناب عیوضی و همسر گرامیشان زحمت کشیده و یادبودی را برایم آورده بودند که بسیار ارزشمند می باشد.

همراه آقای عیوضی و همسرشان

در هوایی بسیار مطلوب راهی پرشان شدیم

  بعد از پیمودن مسافت کوتاهی،کل مسیر برفی بود 

همراه همنوردان در کنار پناهگاه 

گروه به سر قدمی آقای محمد ظاهری به طرف قله حرکت می کرد و بعد از پناهگاه عمق برفها خیلی زیاد بود 


همراه جناب چلوئیان 

در بعضی از قسمتها به جهت عمق زیاد برف و یخز دن صخره ها از طناب استفاده کردیم


صخره های یخ زده

مهدی عباسی همطناب خوبم که خیلی زحمت کشیدند

در هوایی کاملا صاف و آفتابی همگی بر فراز قله صخره ای ۳۱۵۰ متری پریشان ایستادیم



همنوردان کرمانشاه- همدان و قروه در قله 

جناب عیوضی و همسرشان در قله

بانوان گروه در قله

مینا الماسی همطناب خوبم همراه پدرشان که هر دو برای اولین بار به قله پریشان صعود نمودند. 

همراه مشتاق(پسرم) در قله

مشتاق دفعات بیشماری به قله پریشان صعود نموده (اولین بار در سه سالگی) اما این اولین صعود زمستانی او بود

مشتاق

آقای محمد ظاهری یکی از سنگنورد و کوهنوردان خوب گروه قاجر می باشد که در این صعود  راهنمای گروه و کل مسیر را برف کوبی کردند

همراه محمد

 با وجودی که دفعات بیشمار و در فصول مختلفی به قله پریشان رفته بودم، اما در کنار پیشکسوت بزرگی چون جناب عیوضی و همنوردان خوب همدان یکی از بهترین صعودهایم را تجربه کردم مخصوصا افتخار آشنایی با همسر محترم جناب عیوضی و شخصیت والای ایشان که بسیار  تاثیرگذار بود. 

اسامی شرکت کنندگان در برنامه:

جناب عیوضی و همسرشان خانم میرزاده از کرمانشاه 

آقایان: اکبر چلوئیان – ویسی- اسدی- احمدی از همدان

آقایان: فرهاد الماسی- محمد ظاهری- کامبیز اقدامیان- مهدی عباسی- مشتاق لقایی از قروه 

بانوان: مینا الماسی- الهه زارعی – لیلا صالحی از قروه


گزارش تصویری بیشتراین برنامه را در وبلاگ خوبکوه و کوهنوردی ببینید.


الوند همیشه سرفراز

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

 همیشه تعلق خاصی به ارتفاعات الوند داشتم و از هر فرصتی برای رسیدن بر فراز قلل آن استقبال می کردم.

تیرماه سال جاری افتخار صعود به قزل ارسلان را در کنار پیشکسوتان و همنوردان ( آقایان چلوئیان، ویسی، محمدی، جهان آرا، خلیلی) خوب همدانی تجربه کردم و این صعود باب آشنایی برای صعودهای مشترک بعدی شد.

در برنامه قزل ارسلان با آقای جهان آرا قرار گذاشتیم که برنامه ای برای سوزنی های کلاغ لانه داشته باشیم با وجودی که جناب جهان آرا با لطف و خلوص نیتشان چندین مرتبه  ما را جهت صعود کلاغ لانه دعوت نمودند، اما به علت کثرت برنامه هافرصتی پیش نیامد تا اینکه تصمیم گرفتیم که این جمعه همراه همنوردان همدانی صعود به کلاغ لانه را تجربه کنیم و این مصادف با برنامه گروه قاجر شد…..

همراه جناب جهان آرا در مسیر کلاغ لانه

طی تماسی که با جناب جهان آرا گرفتم، قرار شد در گنجنامه  منتظر ما باشند تا با هم حرکت کنیم صبح جمعه ۲۴ آذر افتخار همراهی با ایشان و سه نفر از همنوردانشان (آقایان: فروغی- فخار-خلیلی) را داشتیم و با هم بسوی میدان میشان به راه افتادیم.

  مسیر میدان میشان

صبحانه را در بالاتر از پناهگاه دوم خوردیم سپس در هوایی کاملا صاف به سرقدمی آقای فخار راهی تخت نادر شدیم.  


در طول مسیر از تجربیات آقای جهان آرا در خصوص روشهای صحیح کوهپیمایی استفاده نمودیم مخصوصا در این برنامه تعدادی از همنوردان اولین صعودشان به ارتفاعات الوند را تجربه می کردند.

بعد از دوزخ دره و نزدیکی پناهگاه کلاغ لانه هوا خیلی سرد شد و برای لحظاتی قله مه آلود گردید

قله مه آلود کلاغ لان

ناهار را در پناهگاه کلاغ لان صرف نمودیم به علت متغیر بودن هوا و به تشخیص سرپرست از از رفتن به قله کلاغ  صرف نظر کردیم اما جناب جهان آرا با همراهانشان به قله رفتند و قرار گذاشتیم در فرصت دیگر باهم صعودی به قله داشته باشیم. (آذر سال ۱۳۸۹ همراه چند نفر از گروه قاجر به قله کلاغ لانه صعود کرده بودم) اما هنوزسوزنی هایش را صعود نکردم.

پناهگاه کلاغ لانه

همراه ادیب که اولین صعودش بود 

بعد از گرفتن چند عکس راهی قله الوند شدیم با وجودی  آسمان آبی و صاف  اما هوا بس ناجوانمردانه سرد بود

مسیر قله الوند

پای قله همیشه سرفراز قله الوند

همراه میترا که اولین صعودش بود

راهی  پناهگاه میشان شدیم و حمید با نسکافه گرمی از ما پذیرایی کرد واقعا به موقع بود 

روز بسیار خوبی را در کنار همنوردان خوب همدان گذراندیم به امید صعود های مشترک دیگر…

چند عکس از با دوستان در ین روز خاطره انگیز 

                                              از راست به چپ: میترا- لیلا- الهه- زلیخا

مینا و  پدرش(آقای فرهاد الماسی)- نگار که هر سه اولین صعودشان بود 

همراه همنوردان همدان

جای هیچ سخنی نیست


گزارش این صعود را می توانید در وبلاگ نزدیک آی به قلم ادیب خالدیان کوهنورد جوان و انگیزه بخوانید   

آنچه یک کوهنورد باید بداند…

  ..به کوه می رویم که از خود فراتر رویم ،نه در خود فروتر ..

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون  وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. 

کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم می شود. 

بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش می کند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی می کند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .

 شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را می توانید انجام دهید و یا نمی توانید. این یکی از اصلی ترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید:

“این حد و مرز من است. بیشتر از این نمی توانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.”

و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد..            

 و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن

«رینهولد مسنر» ایتالیایی، مشهورترین کوهنورد امروز دنیا، که از پنج سالگی کوهنوردی را آغاز کرده است. 

«رینهولد مسنر»، مشهورترین کوهنورد امروز دنیا، از زمانی که پنج ساله بود کوهنوردی را آغاز کرد. او متولد هفدهم سپتامبر ۱۹۴۴ در «ویلنوس» در جنوب ایتالیاست.

به گزارش خبرنگار «بازتاب ورزشی» به نقل از سایت «جربرید»، رینولد در بیست سالگی موفق شده بود بیشتر مسیرهای سخت کوهستان‌های Dolmits و آلپ غربی را همراه با برادرش «گونتر» صعود کند و به تدریج سبک جدیدی را در کوهنوردی جهان با فلسفه خودش مبنی بر صعود سبک‌بار به روش آلپی را ایجاد کرد.«گونتر» پس از آن در اثر بهمن در نزدیکی کمپ اصلی قله «نانگاپاربات» جان خود را از دست داد. 

آنها موفق شده بودند برای نخستین بار از جبهه موسوم به «روپال» به این قله بالای ۸۰۰۰ متر صعود کنند. این نخستین صعود «مسنر» و برادرش در کوهستان‌های هیمالیا بود که ضربه روحی سختی را به «رینولد» وارد کرد و چند سال طول کشید تا بر پیامدهای این ضربه روحی غلبه کند.

وی پس از نخستین صعود بدون اکسیژن و تک‌نفره به «نانگاپاربات» و «اورست» اولین انسانی شد که هر چهارده قله بالای هشت هزار متر را صعود کرده و سومین نفری که هفت قله را صعود کرده بود. او یک افسانه زنده در میان کوهنوردان جهان است. 

خودش می‌گوید: «صعودهای به یاد ماندنی من به اورست بدون اکسیژن و صعود انفرادی به نانگا پارپات قابل تکرار نیستند». او خودش صعود جالب توجهش به «گاشربروم ۱ و ۲» به همراه «هانس کامرلندر» در سال ۱۹۸۴ را یکی از عالی‌ترین دستاوردهایش در هیمالیا می‌داند. 

در سال ۱۹۷۵ او و «پیتر هابلر» اعلام کردند که قصد دارند یک قله بالای هشت هزار متر را به روش آلپی صعود کنند. او منظور خود را از سبک آلپی اینگونه بیان کرد: «شروع صعود از پایین کوهستان بوده در صورت یافتن محل مناسب و نیاز کمپ موقت احداث می‌شود. هیچ تعیین مسیری انجام نشده و از اکسیژن استفاده نمی‌شود». 

آنها بدون طناب و پس از جا گذاشتن بیشتر وسایل خود در راه موفق به صعود سریع به «Hidden peak » از مسیری جدید شدند. این دومین صعود موفق به این قله بود. 

چیزی که بیش از همه مسنر را در یادها نگه می‌دارد و به طور واقع نشان‌دهنده توانایی‌های اوست، این است که تا به امروز او تنها انسانی است که از جبهه بسیار خطرناک و سخت «روپال» به «نانگاپاربات» و به تنهایی به قله اورست صعود کرده است. امروزه این کوهستان‌ها آنقدر شلوغ است که کسی نمی‌تواند ادعا کند صعود انفرادی کرده است به این معنی که صعود وی از کمپ آخر تا قله بدون کمک هیچ شخصی صورت گرفته است. البته باید توجه کرد که صعود وی در تابستان انجام شد که فصل بادها و بارش‌های موسمی می‌باشد.

مسنر همچنین یکی از معدود غربی‌هایی است که ادعا کرده موفق به رویت Yeti (موجود عظیم‌الجثه پشمالویی به شکل انسان که گفته می‌شود در کوهستان‌های هیمالیا زندگی می‌کند و به Snow man هم معروف است) شده است. او گفته که دو بار او را دیده است که بار آخر آن در آخرین سفرهایش به منطقه یخچال «کاراکروم» بوده است و ادعا کرده که عکس‌هایی را نیز از وی تهیه کرده است. 

عده‌ای بر این باورند که شخصیت مسنر پس از صعودهایش به ارتفاعات بالا به علت عدم استفاده از اکسیژن و آسیب‌های مغزی تغییر کرده است و از او به عنوان نمونه‌ای هشداردهنده از پیامدهای حضور در ارتفاعات زیاد نام می برند. «ناظر صابر» کوهنورد پاکستانی که در چند صعود همراه مسنر بوده گفته بود که مسنر را با کشیدن حشیش در ارتفاع زیاد آشنا کرده است ولی او این کار را دوست نداشته. 

به هر حال «مسنر» نه تنها شهرت زیادی را به دست آورد بلکه شخصیت قوی او باعث شد خیلی‌ها در مورد او اظهارنظر کنند. 

او در صعودهایش در دهه ۱۹۷۰ با انتقادات زیادی روبه‌رو شد و بسیاری از شکست‌های وی خوشحال می‌شدند و او را متهم به آسیب‌های مغزی می‌کردند. او طی دو صعود اولش در هیمالیا سه همنورد خود از جمله برادرش را از دست داد و پس از بازگشت به وطن متهم به جا گذاشتن دوستانش در کوهستان شد و یا مانند گاشربروم متهم به رد شدن از روی اجساد برای رسیدن به قله. 

عده‌ای محاسبه کرده‌اند که او در صعودهایش ۹/۹۹ درصد شانس کشته شدن داشته است اما طبق همین آمار و محاسبات او دارای توانایی‌های فیزیکی و روحی بسیار بالا همراه با ذهنی فعال است که به او توانایی این را داده که در وضعیت‌های بسیار سخت تصمیم‌های درستی بگیرد. 

البته مسنر تنها یک کوهنورد بزرگ نبود. در سال ۱۹۹۰ او دوباره با پیمایش قطب جنوب به صورت پیاده نامش را مطرح کرد و سپس هم قطب شمال را پیمایش کرد. 

اما بی‌شک خاطرات مسنر به عنوان یک کوهنورد بزرگ و یک اسطوره واقعی در کوهنوردی تا چند دهه دیگر نسل‌های مختلف کوهنوردان را به خود مشغول خواهد کرد. 

مسنر در سال ۲۰۰۴ صحرای «گوبی» را در شش هفته از شرق به غرب پیمایش کرد. 

در تابستان سال ۲۰۰۰، سی سال پس از صعود موفقیت‌آمیزش به «نانگاپاربات» به این قله بازگشت و تصمیم گرفت از مسیری تازه صعود کند. «هوبرت»، برادر وی نیز با او بود ولی مسیر را برای صعود بسیار خطرناک ارزیابی کردند.

عشق به زندگی…

«بگذار هر روز دلیلی باشد برای زندگی
بگذار هر روز دریایی باشد فراموش نشدنی
بگذار هر روز عشقی باشد نثار کردنی
»

اولین تجربه کویر نوردی

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

از خیلی ها شنیده بودم که کویرنوردی حس خاصی دارد اما هیچگاه تجربه نکرده بودم چون در محیطی که زندگی می کنم تنها لذت صعود به کوههای و دره های برفی را دارم.

یکی از ویژگی صعودهای گروه قاجر این است که همیشه گروههای سنی مختلفی در برنامه هایش شرکت می کنند و خوبی این قضیه همین نکته است که جوانان از تجربیات پیشکسوتان مستفیض می شوند و پیشکسوتان از شور و حال جوانان بهره می برند. …

در این برنامه نیز مزدوجین جوان ما که به تازگی اتحاد پیوندشان را جشن گرفتند، افتخار همراهی با ما را دادند  و قرار گذاشتیم همراه آنان به کویر نوردی برویم و این یک قلم را هم در تاریخ زندگیمان تجربه کنیم که مبادا عمر به سر آید و بهره ای از  این نعمت طبیعت نبرده باشیم. 


با هماهنگی یکی از دوستان با مسئول هیئت کوهنوردی اردکان (آقای کمالی) قرار شد به کویر زرین در استان یزد برویم

چهارشنبه اول آذر راهی این سفر ناشناخته شدیم . روز پنجشنبه در اردکان آقای کمالی را ملاقات کردیم ایشان منتظر یک گروه از شیراز بودند در نتیجه راهنمایی های لازمه را نموده و گروه ما راهی کویر زرین شد.

وقتی آنجا رسیدیم اصلا تصوری از این همه زیبایی در ذهن خود نداشتم . این کویر بنا به قول آقای کمالی یکی از بکر ترین کویرها ایران می باشد و هیچ امکانات رفاهی هم برای کویر نوردان ندارد.

گزارش تصویری این سفر سراسر هیجان انگیز…

این تصاویر مربوط به روز اول است که ساعت ۱۵ به آنجا رسیده بعد از برپایی کمپ برای ساعتی در منطقه گردش کردیم.

  

جاده اردکان به چوپانان 

آب انبار در مسیرکویر 

محل برپایی کمپ

این هم چادر ما

غروب دل انگیز کویر

درختان کویری که برای اولین بار می دیدم

شب به یاد ماندی کویر در کنار رقص شعله های آتش
این تصاویر مربوط به روز دوم می باشد… 

صرف صبحانه در هوایی کاملا مناسب


اعضای گروه

همراه مهدی و مشتاق



آقای مفاخری همراه پسرش سامان و دخترشان روناک و دامادش رامین 



چقدر فاصله آسمان با این تپه های شنی نزدیک بود




 سه گروه پیشکسوتان، مزدوجین و گروه جوانان که  وسطی بازی کردیم 



به یاد جوانی که با برادرهایم فوتبال بازی می کردم و دروازه بانشان بودم




 این هم بازی زیر ماسه رفتن 
 

 

خوشبختانه  فاصله بین مرگ و زندگی خیلی کوتاه بود



همراه آقای مفاخری مربی غارنوردی


همراه یاسمن و رحمان که وجودشان سرشار از شور و حال است 



همراه روناک و رامین زوجهای جوان


این هم طوفان شن مصنوعی 



چقدر تماشای این فضا لذت بخش بود 



صرف نهار در دل کویر



اولین سفر این جوانان عزیز بعد از پیوند اتحادشان



این هم هنر نمایی یاسمن


در مسیر برگشت عکسی هم از ریل قطار گرفتیم راستش مناطق ما ریل قطار ندارد 

 

دورنمایی از کوههای زیبای اردکان که خیلی وسوسه انگیزند

در مسیر برگشت یک شب بارانی را در کوه چک چک (پیر سبز) گذراندیم که نزدیکی کویر زرین است و هوایش کاملا متفاوت با کویر بود 


هوای ابری کوه چک چک


پرستشگاه پیر سبز در کوه چک چک 



داخل زیارتگاه  پیر سبز




صرف صبحانه در کوه چک چک 



این هم درخت انار کوه چک چک 



همراه سامان مفاخری همطناب خوبم



علی – حمید – سامان – مشتاق
جوانان عزیزی که در این سفر سبب شادی جمع بودند

قوانین نانوشته اخلاقیات در کوه نوردی

در کتاب کوهنوردی نوشته تونی لارنس متن جالبی وجود دارد:

“رفتار و عملکرد ما در کوهنوردی بر مبنای مجموعه قوانین نانوشته است. “
قوانینی که جایی بصورت نوشته شده وجود ندارد, الزامی بر انجام و رعایت آن ها وجود ندارد و گاه می توانند تفسیر به رای شوند و گاه بسیار نسبی هستند , اما بصورت یک میراث در فرهنگ کوهنوردی پا گرفته و منتقل شده است.
بحث هایی نظیر اخلاقی بودن یک صعود از نظر تکنیک به کار گرفته شده در آن – درست یا غلط بودن رول کوبی – اینکه چه کسی اولین بار یک مسیر را صعود کرده و ……
در کوهنوردی اروپا به دلیل سابقه مستند – مکتوب و دنباله دارد و انتقال درست تجربیات این قوانین نانوشته به گونه ای شفاف در جامعه کوهنوردی مورد اجماع است . ( هر چند همواره استثناهایی وجود دارند و به یاد داشته باشیم که همیشه تضاد عاملی برای پیشرفت است)……


فرهنگ مکتوب کوهنوردی اروپا این امکان را به علاقه مندان می دهد که با بررسی و موشکافی در سیر  کوهنوردی با روند تکامل آن آشنا شوند و به طبع آن به مدد همین سابقه جواب بسیاری از باید و ها و نباید را بگیرند.

به عنوان مثال کوهنوردان انگلیسی به هیچ عنوان میانه ای با رول کوبی ندارند و رول کوبی را تنها در محل های تمرینی خاصی مجاز می دانند ( معادن متروکه سنگ یا Quarry) , و سبک اخلاقی در صعود مسیر های طبیعی در انگلستان ابزار گذاری است و حتی میخ کوبی را جز در موارد صعود های زمستانی و آن هم در اسکاتلند مجاز نمی دانند.

در مقابل فرانسویها پایه گذار رول کوبی مسیر ها هستند و بنا به روایتی بیشترین مسیر های رول کوبی شده دنیا در آن قرار دارند. بعنوان مثال در محمدو ۱۵۰ کیلومتری اطراف شامونی که به پایتخت کوهنوردی دنیا شهرت دارد ۴۶۲ منطقه (Crag) سنگنوردی Sport  است که در بعضی از آنها بیشتر از ۲۵۰ مسیر وجود دارد.

ازسویی دیگر در منطقه ای در مرز آلمان و بلژیک جلی وجود دارد که در آن نه تنها استفاده از پودر در صعود مسیر های طبیعیش مجاز نیست بلکه ابزار گذاری فلزری به هر نحوی ممنوع است و تنها وسیله حمایت قرار دادن طناب هایی با یک سر گره خورد و لاخ کردن آن ها در شکاف بعنوان حمایت میانی است. درجه سختی بعضی از این مسیر ها به ۷ تا ۸ ( فرانسوی) می رسد!!

در پی هر حادثه در کوهنوردی از اولین صعود موفق ماتر هورن که در آن ادوارد وایمپر از فراز قله سنگ به سمت جبهه ایتالیایی که کوهنوردان ایتالیایی مشغول صعود بودند ریخ و بعد حادثه مرگ همراهانش بر اثر سقوط گرفته تا هر حادثه ای دیگر اتفاقات رخ داده ثبت – بررسی و منتشر می شد.

 انجمن های کوهنوردی در میان نقش بزرگی در گرد آوری این مجموعه بی نظیر دارند. آرشیو انجمن کوهنوردی بریتانیا دارای ۳۰ هزار جلد کتاب و گزارش و دستنوشته است و کتاب سال آن از سال ۱۸۶۳ هر ساله منتشر می شود.



این امر کم و بیش در بین تمامی کشورهای صاحب سبک در کوهنوردی دیده می شود – آرشیو سالنامه انجمن کوهنوردان لهستان – فرانسه و …..

این میراث غنی بعنوان پشتوانه راهنمای بسیاری از بحث ها و نتیجه گیری ها در کوهنوردی است. هر چند همانگونه که ما در کوهنوردی آزاد به انتخاب راه – همطناب و زمان هستیم و این انتخاب به آشنایی و قضاوت دانش ما بر می گردد نانوشته بودن باید و ها و نباید ها در کوهنوردی هم این حسن را دارد که افراد آزاد به انتخاب باشند اما نه در تاریکی.

در اواخر سال ۲۰۱۱ (پاییز ۱۳۹۰) کتاب بسیار جالبی در باره کوهنوردی و فلسفه در امریکا به چاپ رسیده که شهرت آن به اروپا نیز کشیده شود. این کتاب در حقیقت گرد آوری چندین مقاله در باره موضوعات کوهنوردی و فلسفه آن است.

نویسندگان هر مقاله هر یک جنبه هایی از موارد چالش بر انگیر حیطه اخلاقیات در کوهنوردی را مورد بحث قرار داده اند و به بسط آن پرداخته اند. بشخصه بر این باورم که ترجمه و انتشار چنین کتاب هایی در شرایط فعلی کوهنوردی ما از هر کتاب فنی و تخصصی می تواند مفید تر باشد.

منبع: اینترنت

زندگی …..

فقدان یک همنورد

متاسفانه با خبر شدم فرود اسکندریان یکی از بستگان ما که ساکن اصفهان و عضو گروه کوه نوردی چکاد می باشند، روز سه شنبه در حین صعود ارتفاعات صفه سقوط و روح پر فتوحشان به اوج صعود می کند .

فقدان ایشان را به خانواده اسکندری و جامعه کوه نوردی تسلیت می گویم.


آخرین صعود فرود اسکندریان چه تلخ رقم خورد.

 عصرگرم و دم کرده سه شنبه ۹۴/۴/۹ بار دیگر کوله پشتی به دوش ،رهسپار شد تا همچون هزاران باری که در دامان پرمهر صفه آرام می شد و ساعتی از هیاهوی شهر و روزمرگی فاصله میگرفت این بار نیزساعتی در دل سنگی کوه خستگی از تن بزداید اما ،این بار صفه مهمان نوازی ننمود و فرود برای همیشه ازصفه فرود آمد تا زین پس فقط یادش همراه همنوردانش باشد و بس وخود ،زیر خروارها خاک سرد بیارامد و خاطرات حضورش در برنامه ها،نقل محفل غمزده دوستانش باشد.

یادش تا ابد جاودان وروح بزرگ و نستوهش قرین رحمت حق.

خانواده محترم اسکندریان  شریک لحظه های غمبارتان هستیم.

گروه کوه نوردی چکاد اصفهان