ویژگیهای کوهنورد واقعی

هر رشته ورزشی علاوه بر پرورش جسم، سعی دارد روح، روان و خلاقیت فرد را در عالیترین شکل خود به منصه ظهور رساند در نتیجه هر ورزشی خصوصیت خاص خود را دارد و مهمترین ویژگی اخلاقی کوهنوردان عبارتند از:

– به طبیعت عشق می ورزند و هنر زندگی را در سازگاری با طبیعت می بینند، نه ستیز و جنگ با آن ( هم هوایی نمونه بارز این سازگاری است). 

– از کندن و سوزاندن گلها، گیاهان و بوته ها پرهیز می کند.

– عاشقانه به رسیدن قله می اندیشند اما نه به هرشکلی. در صورت نرسیدن به قله، صعود مجدد را در برنامه ریزی آینده خود قرار می دهند. 

– شجاعت و احتیاط را با هم دارند و به زنده ماندن و برگشت سالم خود و همنوردان علاقمنداند. 

-رعایت حال همنوردان را می کنند و با آنها صادق هستند. دوست دارند باهم به قله برسند. 

-از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و روحیه تعاون از خصوصیت بارز آنهاست.

-همواره یاریگر حریف خود هستند و دست او را می گیرند و در صورت لزوم حمایتش می کنند. 

-امیدوار و با شهامت اند همواره قدرت اراده و استقامت خود را افزایش می دهند. 

– صبر و شکیبایی از صفت بارز آنهاست. با همنوردان تبادل نظر می کنند و به دیگران احترام می گذارند و نظر آنها را محترم می شمارند. 

ایستگاه تامل

صعود به کوه صفه در اصفهان

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

بعد از کافه کوه آبان ماه  قرار شد با مهدی و مشتاق سفری یک روزه به اصفهان جهت دیدار بستگان داشته باشیم 

اما انگار هر جایی میرسیم، کوههایش ما رابیشتر  وسوسه می کند در نتیجه با همنورد خوبم آقای کامران اقدامیان که  از دوران نوجوانی با هم همنورد بودیم و اینک ایشان چند سالی است که ساکن اصفهان هستند، تماس گرفته و قرار گذاشتیم که  صعودی به کوه صفه داشته باشیم.

نمایی از کوه صفه

طبق قرار صبح روز شنبه ۲۷ آبان به سمت کوه صفه حرکت کردیم ابتدا از فضای سبز کوه صفه که پارک کوهستانی زیبایی است، گذشتیم. 


پارک کوهستانی صفه

چندین مسیر برای قله بود به پیشنهاد کامران از مسیر آبشار رفتیم و کوه را دور زدیم تا از ارتفاعات و مناظر دیدنی این کوه نهایت استفاده را ببریم 


همراه مهدی و کامران

هر کوهی زیبایی و جذابیت های خاص خود را دارد. کوه صفه هم واقعا جالب و دیدنی بود.

در  نزدیکیهای قله به جایی رسیدیم که کامران می گفت اینجا خانه دوم من است و اکثر شبها اینجا می خوابم


 خانه دوم کامران
 

در هوایی بسیار مطبوع پاییزی به قله رسیدیم و آنجا چایی درست کرده و بعد از خوردن مقداری تنقلات به سمت پایین حر کت کردیم

قله صفه همراه مهدی و مشتاق

صرف صبحانه در قله 

مسیر برگشت

در مسیر بازگشت سری هم به باغ وحش صفه که در دامنه آن می باشد، زدیم


باغ وحش صفه

خوشحالم که سفر یک روزه ما بیهوده نگذشت و در کنار همنورد قدیمی خود و اعضای خانواده ام نیم روز بسیار مفرح و شادی را داشتم.

چند  تصویر از گذر عمر همراه کامران همنورد خوبم ……

  همراه کامران آبان ۱۳۹۱


همراه کامران در پناهگاه میشان الوند(همدان)۱۳۶۲


 
پارک کوهستانی صفه آبان ۱۳۹۱



کیفیت عکس خوب نیست مسیر کوه بدر (قروه) ۱۳۶۳  



مسیر قله قاش مستان (دنا) تیرماه ۱۳۹۱


همراه کامران و مشتاق در کوه پریشان(قروه) بهمن ماه ۱۳۹۰ 

معرفی کوه صفه در اصفهان
مجموعه ارتفاعات کوه صفه با بلندترین نقطه ارتفاع ۲۲۵۷ متر در جنوب غربی اصفهان واقع است . این کوه از شمال به جاده کمربندی از غرب به کوههای تخت رستم و دره خان از شرق به شهرک ها و مجتمع های مسکونی و از جنوب به اراضی باز و خط آهن منتهی می شود.

در دامنه کوه صفه، چشمه‌ای به نام «چشمه درویش» و دویست متر بالاتر از آن «چشمه گل زرد» قرار دارد. چشمه دوم در نقطه‌ای صعب‌العبور قرار گرفته و رسیدن به آن دشوار است.

کوه صفه از محل چشمه درویش که سنگ کوه از خاک جدا گشته و دامنه کوه محسوب می‌شود در سمت غرب، به فضای سنگی مسطحی (صفه) منتهی می‌گردد که کوه به همین جهت «صفه» نامیده شده است. قبلاً در این محل چهار طاقیهایی ساخته بودند که چشمه‌های آب و درختهای چنار چشم‌انداز مصفایی به آن می‌داده است. در آن حوالی سنگاب بزرگی نیز بود که آب سرد آن از برفابهای قله تأمین می‌شد.

بالاتر از این محل، با عبور از چند پیچ و خم، قله کوه نمودار می‌شود. در سمت چپ کوه یک سلسله تپه‌های کوچک و بزرگ به نام هزار دره قرار گرفته که جاده شیراز از وسط آن می‌گذرد. این تپه‌ها دارای خاک سرخ است که جهت زینت و رنگ‌آمیزی عمارات به کار می‌رود. بعد از این تپه‌ها به طرف شرق، کوههای کلاه قاضی قرار دارد. در سمت غرب کوه صفه نیز شاه کوه قرار گرفته و پس از آن بلوک لنجان آغاز می‌گردد. 
در دامنه‌های مرتفع کوه صفه، قلعه‌هایی وجود داشته که دیواره آنها عموماً‌ از سنگ و بسیار مستحکم بوده، و از آنها برای دفاع استفاده می‌شده است.مهمترین آنها به نام قلعه دیو معروف بوده که ویرانه‌های آن هنوز باقی است. در مغرب دامنه کوه صفه، عمارت قلعه مانند دیگری وجود داشته که با خشتهای بزرگ به اضلاع نیم متر ساخته شده و به نام تخت رستم معروف بوده است. زیرا بنابر باورهای مردم، جنگ اسکندر و دارا در آنجا اتفاق افتاده است. اما برخی صاحب‌نظران آن را آتشگاه می‌دانند. عده‌ای هم می‌گویند محله گبرها از دوران بسیار قدیم در آن حوالی قرار داشته و تا زمان صفویه نیز فعال بوده ولی به وسیله آخوند ملامحمد باقر مجلسی رونق خود را از دست داده است. قله کوه صفه از سطح زمین ۵۹۰ متر ارتفاع دارد.
کوه صفه
کوهستان صفه که تا چند دهه پیش به صورت عنصری مجزا و با فاصله از شهر قرار داشت اینک با توسعه شهر به طرف جنوب کاملا به شهر متصل شده و بخشی از آن به عنوان پارک کوهستانی کارکرد شهری یافته است. کوه صفه به عنوان یکی از عناصر نشانه ای بارز در شهر اصفهان همراه سایر عناصر عمده نظیر جاده کمربندی ، بزرگراهها و خیابان های اصلی ، رودخانه زاینده رود ، باغهای ناژوان و میدان نقش جهان ساختار اصلی شهر را تشکیل می دهد .

فضای سبز کوه صفه که در حال حاضر عرصه ای به مساحت ۱۰۰ هکتار را تبدیل به منظره ای سبز کرده است در قسمتهای دامنه کوه قرار دارد و به عنوان پارک کوهستانی و بخشهایی از آن شکل پارک جنگلی دارد روزانه پذیرای جمع کثیری از طبیعت دوستان و گردشگران است .

پارک کوهستانی صفه که مطابق طرح راهبردی توسط مهندسین مشاور بافت شهر در سال ۱۳۸۰ ارائه شده است نتیجه مطالعات و راهبردها به عنوان هدف کلان مطابق شرح خدمات مورد قرارداد در محدوده تقریبی ۱۲۰۰ هکتار تهیه و ارائه گردیده است جمعا حدود ۷۲ طرح در طرح راهبردی پیشنهاد گردیده است و از بین طرح های مذکور ۱۲ پروژه دارای اولویت اجرایی و برنامه امسال مدیریت طرح ساماندهی ناژوان و صفه می باشد.

از جمله نقاط مشهور در کوه صفه قلعه شاهدژ یا شاه دز می باشد که به قلعه دیو نیز معروف است و به عنوان هسته مرکزی پارک کوهستانی صفه است و چشمه های موجود از جمله چشمه پاچنار و خاجیک به عنوان قلب تپنده این مجموعه اند که با وجود درختان کهنسال همچون نگینی زیبا می درخشد ورودی اصلی صفه در ابتدای خیابان حکیم نظامی تا چشمه پاچنار بصورت محور اصلی و به مثابه ستون فقرات است و همه دست به دست هم داده اند تا محیطی امن و چشم اندازی زیبا و دلپذیر را فراهم آورند تا با کمترین زمان از زندگی شهری جدا شده و به محیطی آرام و دلپذیر و به دور از آلودگی شهری دست یافت. 

 منبع: تبیان اصفهان

علل و درمان گرمازدگی

گزارشی جدید از آفریقای جنوبی نشان می دهد که محتمل ترین علت مرگ در خلال مسابقات ورزشی  که در هوای گرم انجام می شوند ، گرمازدگی می باشد ، زمانیکه درجه حرارت بدن چنان بالا می رود که مغز را می پزد (Medicine and Science in Sports and Exercise, July 2008). درمان فردی که بر اثر گرمازدگی از حال رفته است  فرو بردن بلادرنگ او در آب سرد است…..


افزایش بیش از حد درجه حرارت بدن یا به علت تولید بیش از حد حرارت  یا ناتوانی بدن در دفع حرارت اضافی  است. وقتی ورزش می کنید ، تقریبا ۸۰ درصد انرژی که برای حرکت ماهیچه ها ی تان استفاده می شود به صورت حرارت تلف می شود. یعنی هر چه شما شدید تر ورزش کنید ، به همان اندازه حرارت بیشتری تولید می کنید. اما علت گرمازدگی به احتمال زیاد بیشتر ناتوانی در دفع حرارت است تا تولید بیش از حد حرارت . محرک هایی نظیر آمفتامین ها ، کافئین یا اکستازی احتمال گرمازدگی را افزایش می دهند.

آنهایی که بیشترین احتمال ابتلا به گرمازدگی را دارند افرادی هستند که آرترواسکلروز دارند ، بیش وزن هستند یا شکل بدنی نامناسبی دارند. ورزشکاری را که بر اثر گرمازدگی از حال رفته است باید بلافاصله داخل آب سرد قرار دهید تا از آسیب  به مغز و اعضای دیگر جلوگیری شود. به هرحال ، گرمازدگی می تواند سبب  بیهوش شدن فرد هم بشود که این وضعیت را نمی توان با فرو بردن در آب سرد درمان کرد.

اگر در هوای گرم ورزش می کنید و احساس سرگیجه در شما شروع شد ، ورزش را متوقف کنید چون ممکن است درجه حرارت تان بیش لز حد بالا رفته باشد. وقتی درجه حرارات تان شروع به بالا رفتن می کند ، ماهیچه ها شروع به سوزش می کنند.  وقتی درجه حرارت تان بیشتر بالا می رود ، نفس کم می آورید و هوایی که تنفس می کنید به نظر می اید از داخل کوره ای داغ می آید. در این حالت ورزش را متوقف کنید و خود را خنک کنید چون اگر بالا رفتن درجه حرارت بدن تان ادامه یابد ، علایم مغزی مانند سردرد ، دید تار ، و صدای زنگ در گوش تان توسعه پیدا خواهد کرد. اگر بیشتر ادامه دهید ، ممکن است بیهوش شوید و بمیرید.

ترجمه از منبع :www.drmirkin.com

فریدون شیرمحمدلی

ایستگاه تامل

تصویر یک شب رویایی

دورنمای کولاوا(کومالیا)از دریاچه سراب قروه

پریشان میزبان پیشکسوتان کرمانشاه و همدان

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
چند روز پیش آقای چلوئیان (وبلاگ کوهستان) پیشکسوت و همنورد خوبم که در هفتمین صعود قلم با ایشان آشنا شده بودم، تماس گرفتند و بیان نمودند که قرار است با آقای عیوضی صعودی به ارتفاعات قروه داشته باشند. از شنیدن این خبر بینهایت مسرور شدم  
با جناب عیوضی از طریق وبلاگ (کوه و کوهنوردی)بسیار مفید و خوبشان آشنا بودم و ذکر خیرشان را از خیلی ها شنیده بوده و بسیار مشتاق دیدارشان بودم به همین برای دیدنشان لحظه شماری می کردم.

دورنمای پریشان

 در تیر ماه سال جاری هم افتخار این را داشتم که در جوار جناب چلوئیان و همنوردان خوبشان صعود به قزل ارسلان که یکی از زیباترین ارتفاعات همدان می باشد، داشته باشم و از تجربیات ایشان بهره مند شوم.

 بالاخره انتظار به پایان رسید و  صبح روز جمعه ۱۰ آذر همراه ۷ نفر از اعضای گروه قاجر به دوراهی قروه- روستای میهم رفتیم تا با  4 نفر از همنوردان همدان و جناب عیوضی و همسر محترمشان که از کرمانشاه آمده بودند،  راهی ارتفاعات پریشان شویم.

گزارش تصویری صعود به پریشان….

جناب عیوضی و همسر گرامیشان زحمت کشیده و یادبودی را برایم آورده بودند که بسیار ارزشمند می باشد.

همراه آقای عیوضی و همسرشان

در هوایی بسیار مطلوب راهی پرشان شدیم

  بعد از پیمودن مسافت کوتاهی،کل مسیر برفی بود 

همراه همنوردان در کنار پناهگاه 

گروه به سر قدمی آقای محمد ظاهری به طرف قله حرکت می کرد و بعد از پناهگاه عمق برفها خیلی زیاد بود 


همراه جناب چلوئیان 

در بعضی از قسمتها به جهت عمق زیاد برف و یخز دن صخره ها از طناب استفاده کردیم


صخره های یخ زده

مهدی عباسی همطناب خوبم که خیلی زحمت کشیدند

در هوایی کاملا صاف و آفتابی همگی بر فراز قله صخره ای ۳۱۵۰ متری پریشان ایستادیم



همنوردان کرمانشاه- همدان و قروه در قله 

جناب عیوضی و همسرشان در قله

بانوان گروه در قله

مینا الماسی همطناب خوبم همراه پدرشان که هر دو برای اولین بار به قله پریشان صعود نمودند. 

همراه مشتاق(پسرم) در قله

مشتاق دفعات بیشماری به قله پریشان صعود نموده (اولین بار در سه سالگی) اما این اولین صعود زمستانی او بود

مشتاق

آقای محمد ظاهری یکی از سنگنورد و کوهنوردان خوب گروه قاجر می باشد که در این صعود  راهنمای گروه و کل مسیر را برف کوبی کردند

همراه محمد

 با وجودی که دفعات بیشمار و در فصول مختلفی به قله پریشان رفته بودم، اما در کنار پیشکسوت بزرگی چون جناب عیوضی و همنوردان خوب همدان یکی از بهترین صعودهایم را تجربه کردم مخصوصا افتخار آشنایی با همسر محترم جناب عیوضی و شخصیت والای ایشان که بسیار  تاثیرگذار بود. 

اسامی شرکت کنندگان در برنامه:

جناب عیوضی و همسرشان خانم میرزاده از کرمانشاه 

آقایان: اکبر چلوئیان – ویسی- اسدی- احمدی از همدان

آقایان: فرهاد الماسی- محمد ظاهری- کامبیز اقدامیان- مهدی عباسی- مشتاق لقایی از قروه 

بانوان: مینا الماسی- الهه زارعی – لیلا صالحی از قروه


گزارش تصویری بیشتراین برنامه را در وبلاگ خوبکوه و کوهنوردی ببینید.


الوند همیشه سرفراز

این پست مربوط به آذر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

 همیشه تعلق خاصی به ارتفاعات الوند داشتم و از هر فرصتی برای رسیدن بر فراز قلل آن استقبال می کردم.

تیرماه سال جاری افتخار صعود به قزل ارسلان را در کنار پیشکسوتان و همنوردان ( آقایان چلوئیان، ویسی، محمدی، جهان آرا، خلیلی) خوب همدانی تجربه کردم و این صعود باب آشنایی برای صعودهای مشترک بعدی شد.

در برنامه قزل ارسلان با آقای جهان آرا قرار گذاشتیم که برنامه ای برای سوزنی های کلاغ لانه داشته باشیم با وجودی که جناب جهان آرا با لطف و خلوص نیتشان چندین مرتبه  ما را جهت صعود کلاغ لانه دعوت نمودند، اما به علت کثرت برنامه هافرصتی پیش نیامد تا اینکه تصمیم گرفتیم که این جمعه همراه همنوردان همدانی صعود به کلاغ لانه را تجربه کنیم و این مصادف با برنامه گروه قاجر شد…..

همراه جناب جهان آرا در مسیر کلاغ لانه

طی تماسی که با جناب جهان آرا گرفتم، قرار شد در گنجنامه  منتظر ما باشند تا با هم حرکت کنیم صبح جمعه ۲۴ آذر افتخار همراهی با ایشان و سه نفر از همنوردانشان (آقایان: فروغی- فخار-خلیلی) را داشتیم و با هم بسوی میدان میشان به راه افتادیم.

  مسیر میدان میشان

صبحانه را در بالاتر از پناهگاه دوم خوردیم سپس در هوایی کاملا صاف به سرقدمی آقای فخار راهی تخت نادر شدیم.  


در طول مسیر از تجربیات آقای جهان آرا در خصوص روشهای صحیح کوهپیمایی استفاده نمودیم مخصوصا در این برنامه تعدادی از همنوردان اولین صعودشان به ارتفاعات الوند را تجربه می کردند.

بعد از دوزخ دره و نزدیکی پناهگاه کلاغ لانه هوا خیلی سرد شد و برای لحظاتی قله مه آلود گردید

قله مه آلود کلاغ لان

ناهار را در پناهگاه کلاغ لان صرف نمودیم به علت متغیر بودن هوا و به تشخیص سرپرست از از رفتن به قله کلاغ  صرف نظر کردیم اما جناب جهان آرا با همراهانشان به قله رفتند و قرار گذاشتیم در فرصت دیگر باهم صعودی به قله داشته باشیم. (آذر سال ۱۳۸۹ همراه چند نفر از گروه قاجر به قله کلاغ لانه صعود کرده بودم) اما هنوزسوزنی هایش را صعود نکردم.

پناهگاه کلاغ لانه

همراه ادیب که اولین صعودش بود 

بعد از گرفتن چند عکس راهی قله الوند شدیم با وجودی  آسمان آبی و صاف  اما هوا بس ناجوانمردانه سرد بود

مسیر قله الوند

پای قله همیشه سرفراز قله الوند

همراه میترا که اولین صعودش بود

راهی  پناهگاه میشان شدیم و حمید با نسکافه گرمی از ما پذیرایی کرد واقعا به موقع بود 

روز بسیار خوبی را در کنار همنوردان خوب همدان گذراندیم به امید صعود های مشترک دیگر…

چند عکس از با دوستان در ین روز خاطره انگیز 

                                              از راست به چپ: میترا- لیلا- الهه- زلیخا

مینا و  پدرش(آقای فرهاد الماسی)- نگار که هر سه اولین صعودشان بود 

همراه همنوردان همدان

جای هیچ سخنی نیست


گزارش این صعود را می توانید در وبلاگ نزدیک آی به قلم ادیب خالدیان کوهنورد جوان و انگیزه بخوانید   

آنچه یک کوهنورد باید بداند…

  ..به کوه می رویم که از خود فراتر رویم ،نه در خود فروتر ..

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون  وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. 

کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم می شود. 

بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش می کند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی می کند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .

 شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را می توانید انجام دهید و یا نمی توانید. این یکی از اصلی ترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید:

“این حد و مرز من است. بیشتر از این نمی توانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.”

و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد..            

 و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن

«رینهولد مسنر» ایتالیایی، مشهورترین کوهنورد امروز دنیا، که از پنج سالگی کوهنوردی را آغاز کرده است. 

«رینهولد مسنر»، مشهورترین کوهنورد امروز دنیا، از زمانی که پنج ساله بود کوهنوردی را آغاز کرد. او متولد هفدهم سپتامبر ۱۹۴۴ در «ویلنوس» در جنوب ایتالیاست.

به گزارش خبرنگار «بازتاب ورزشی» به نقل از سایت «جربرید»، رینولد در بیست سالگی موفق شده بود بیشتر مسیرهای سخت کوهستان‌های Dolmits و آلپ غربی را همراه با برادرش «گونتر» صعود کند و به تدریج سبک جدیدی را در کوهنوردی جهان با فلسفه خودش مبنی بر صعود سبک‌بار به روش آلپی را ایجاد کرد.«گونتر» پس از آن در اثر بهمن در نزدیکی کمپ اصلی قله «نانگاپاربات» جان خود را از دست داد. 

آنها موفق شده بودند برای نخستین بار از جبهه موسوم به «روپال» به این قله بالای ۸۰۰۰ متر صعود کنند. این نخستین صعود «مسنر» و برادرش در کوهستان‌های هیمالیا بود که ضربه روحی سختی را به «رینولد» وارد کرد و چند سال طول کشید تا بر پیامدهای این ضربه روحی غلبه کند.

وی پس از نخستین صعود بدون اکسیژن و تک‌نفره به «نانگاپاربات» و «اورست» اولین انسانی شد که هر چهارده قله بالای هشت هزار متر را صعود کرده و سومین نفری که هفت قله را صعود کرده بود. او یک افسانه زنده در میان کوهنوردان جهان است. 

خودش می‌گوید: «صعودهای به یاد ماندنی من به اورست بدون اکسیژن و صعود انفرادی به نانگا پارپات قابل تکرار نیستند». او خودش صعود جالب توجهش به «گاشربروم ۱ و ۲» به همراه «هانس کامرلندر» در سال ۱۹۸۴ را یکی از عالی‌ترین دستاوردهایش در هیمالیا می‌داند. 

در سال ۱۹۷۵ او و «پیتر هابلر» اعلام کردند که قصد دارند یک قله بالای هشت هزار متر را به روش آلپی صعود کنند. او منظور خود را از سبک آلپی اینگونه بیان کرد: «شروع صعود از پایین کوهستان بوده در صورت یافتن محل مناسب و نیاز کمپ موقت احداث می‌شود. هیچ تعیین مسیری انجام نشده و از اکسیژن استفاده نمی‌شود». 

آنها بدون طناب و پس از جا گذاشتن بیشتر وسایل خود در راه موفق به صعود سریع به «Hidden peak » از مسیری جدید شدند. این دومین صعود موفق به این قله بود. 

چیزی که بیش از همه مسنر را در یادها نگه می‌دارد و به طور واقع نشان‌دهنده توانایی‌های اوست، این است که تا به امروز او تنها انسانی است که از جبهه بسیار خطرناک و سخت «روپال» به «نانگاپاربات» و به تنهایی به قله اورست صعود کرده است. امروزه این کوهستان‌ها آنقدر شلوغ است که کسی نمی‌تواند ادعا کند صعود انفرادی کرده است به این معنی که صعود وی از کمپ آخر تا قله بدون کمک هیچ شخصی صورت گرفته است. البته باید توجه کرد که صعود وی در تابستان انجام شد که فصل بادها و بارش‌های موسمی می‌باشد.

مسنر همچنین یکی از معدود غربی‌هایی است که ادعا کرده موفق به رویت Yeti (موجود عظیم‌الجثه پشمالویی به شکل انسان که گفته می‌شود در کوهستان‌های هیمالیا زندگی می‌کند و به Snow man هم معروف است) شده است. او گفته که دو بار او را دیده است که بار آخر آن در آخرین سفرهایش به منطقه یخچال «کاراکروم» بوده است و ادعا کرده که عکس‌هایی را نیز از وی تهیه کرده است. 

عده‌ای بر این باورند که شخصیت مسنر پس از صعودهایش به ارتفاعات بالا به علت عدم استفاده از اکسیژن و آسیب‌های مغزی تغییر کرده است و از او به عنوان نمونه‌ای هشداردهنده از پیامدهای حضور در ارتفاعات زیاد نام می برند. «ناظر صابر» کوهنورد پاکستانی که در چند صعود همراه مسنر بوده گفته بود که مسنر را با کشیدن حشیش در ارتفاع زیاد آشنا کرده است ولی او این کار را دوست نداشته. 

به هر حال «مسنر» نه تنها شهرت زیادی را به دست آورد بلکه شخصیت قوی او باعث شد خیلی‌ها در مورد او اظهارنظر کنند. 

او در صعودهایش در دهه ۱۹۷۰ با انتقادات زیادی روبه‌رو شد و بسیاری از شکست‌های وی خوشحال می‌شدند و او را متهم به آسیب‌های مغزی می‌کردند. او طی دو صعود اولش در هیمالیا سه همنورد خود از جمله برادرش را از دست داد و پس از بازگشت به وطن متهم به جا گذاشتن دوستانش در کوهستان شد و یا مانند گاشربروم متهم به رد شدن از روی اجساد برای رسیدن به قله. 

عده‌ای محاسبه کرده‌اند که او در صعودهایش ۹/۹۹ درصد شانس کشته شدن داشته است اما طبق همین آمار و محاسبات او دارای توانایی‌های فیزیکی و روحی بسیار بالا همراه با ذهنی فعال است که به او توانایی این را داده که در وضعیت‌های بسیار سخت تصمیم‌های درستی بگیرد. 

البته مسنر تنها یک کوهنورد بزرگ نبود. در سال ۱۹۹۰ او دوباره با پیمایش قطب جنوب به صورت پیاده نامش را مطرح کرد و سپس هم قطب شمال را پیمایش کرد. 

اما بی‌شک خاطرات مسنر به عنوان یک کوهنورد بزرگ و یک اسطوره واقعی در کوهنوردی تا چند دهه دیگر نسل‌های مختلف کوهنوردان را به خود مشغول خواهد کرد. 

مسنر در سال ۲۰۰۴ صحرای «گوبی» را در شش هفته از شرق به غرب پیمایش کرد. 

در تابستان سال ۲۰۰۰، سی سال پس از صعود موفقیت‌آمیزش به «نانگاپاربات» به این قله بازگشت و تصمیم گرفت از مسیری تازه صعود کند. «هوبرت»، برادر وی نیز با او بود ولی مسیر را برای صعود بسیار خطرناک ارزیابی کردند.

عشق به زندگی…

«بگذار هر روز دلیلی باشد برای زندگی
بگذار هر روز دریایی باشد فراموش نشدنی
بگذار هر روز عشقی باشد نثار کردنی
»