معرفی غار کولاوا

 این پست مربوط به خرداد ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
کوه کولاوا با ارتفاع ۲۴۰۰ متر در جنوب غربی قروه قرار دارد. بنابرگفته  قدمای این شهر، سه غار در این کوه وجود دارد که تا کنون یکی از غارها بوسیله دو کوهنورد آقایان طیب صالحی و داریوش الهیاری )در سال ۱۳۵۵ کشف شده است . آنان پس از دو سال تحقیق وبررسی و فرودهای متعدد موفق شدند، تا دهانه شرقی این غار را کشف نمایند.
این غار از نوع غارهای آهکی است و ستونهای کوچک وبزرگ استلاکتیک و استلاکمیت در آن بسیار به چشم می خورد. درون غار شکافهای عمیق، خطرناک و راههای پر پیچ و خم وجود دارد. بعضی جاها را باید به صورت سینه خیز رفت سپس به محلی می توان رسید که در اثر ریزش سنگها راه مسدود شده و غار نوردان تا این قسمت را رفته اند. در نقطه انتهایی از ستونهای آویزان سنگی باریک، آب بسیار زلالی می چکد و تعداد زیادی استخوان انسان وتعدادی سفال هم در حین کاوش بدست آمده که در اداره کل حفاظت آثار باستانی نگهداری می شود.  کمیته غار شناسی فدراسیون کوهنوردی وقت  ایران به جهت کشف این غار مراتب قدردانی خود را اعلان نمود. این غار در زبان محلی اوغان لرزاغه سی( زاغه افغانها) مشهور است. بنابر دستور اداره میراث فرهنگی وقت، کاوش جهت دو غار دیگر متوقف گردید و تاکنون تلاشی در این زمینه صورت نگرفته است.
گزارش کامل پیمایش این غار را در ادامه مطلب بخوانید…..

دهانه ورودی غار

طیب صالحی در غار کولاوا( ۱۳۵۵)


این گزارش عینا از متن اصلی آورده شده است:

گزارش پیمایش غار کولاوا

برش غار عمودی که در مورخه ۱۳۵۵/۶/۲۱ توسط ۲ نفر از کوهنوردان قاجر قروه آقایان طیب صالحی و داریوش الهیاری پس از ۱۰ روز خاکبرداری کشف و طی نامه شماره ۷۷۷-۲۷/۶/۵۵ به فدراسیون محترم کوهنوردی ایران گزارش گردید.

طیب صالحی و داریوش الهیاری(کاشفین غار)

متن گزارش

ریاست محترم تشکیلات ورزش شهرستان قروه

شماره نامه ۷۶۸
تاریخ گزارش۱۳۵۵/۶/۲۳

احتراما به استحضار می رساند پس از ۲ سال تحقیق و جستجو پیرامون غار افسانه ای کولاوا و با راهنمایی پیرمردها و اشخاص مسن که داستانها و وقابع تاریخی را به صورت نقل قول و روایت از گذشتگان بیاد داشتند، موفق شدیم پس از ۱۰ روز خاکبرداری در دامنه شرقی کوه کولاوا دهانه غار قدیمی آنرا که در زبان عامیانه ترکی به اوغان لرزغه سی (زاغه افغانها) مشهور است، پیدا کنیم ( طیب صالحی و داریوش الهیاری) روز یکشنبه ۱۳۵۵/۶/۲۱ با تجهیزات و وسایل ایمنی لازم ساعت ۷ صبح بدرون غار رفتیم پس از عبور از شکافهای عمیق و خطرناک و راههای باریک و پرپیچ وخم به چندین اسکلت استخوانی انسان که چند نمونه آن نیز الان در اداره تربیت بدنی موجود است، دست یافتیم.

غار کولاوا از نوع غارهای آهکی است و ستونهای کوچک و بزرگ استلاکتیک و استلاکمیت در آن بسیار به چشم می خورد. پس از عبور از روزنه بسیار باریک که رفت و آمد در آن به صورت سینه خیز و بازحمت انجام می شد به مکانی رسیدیم که غار ریزش کرده و راه را بکلی مسدود نموده بود. با اندک کاوش در اطراف غار مانند سایر قسمتها اجساد و استخوان چند نفر دیگر نیز بر جای بود که نمونه هایی از آنها نیز به بیرون غار آورده شد.

در نقطه انتهایی غار از ستونهای آویزان سنگی باریک آب زلال خیلی کند می چکید که در پایین نمونه های زیادی ازآنها به ستونهای پهن و کوچک سنگی تبدیل شده بود. به احتمال زیاد تا چند سال دیگر تمام قسمتهای نظیر آنجا نیز بر اثر سنگی شدن بکلی مسدود خواهد شد که هرگز راه عبوری نخواهد گذاشت.

طیب صالحی-داریوش الهیاری-قدوس بهرامی-علی حیدر نوربخش-غارنوردان شجاع این سفر پرخطر بودند. 

با تقدیم احترام طیب صالحی سرپرست اکیپ کوهنوردان قاجر قروه 

رونوشت متن گزارش


×××پی نوشت: روح زنده یادان قدوس بهرامی و  حیدر نوربخش شاد باد.

کروکی غار کولاوا

مراسلات اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی راجع به موضوع غار کولاوا

نامه فدراسیون کوهنوردی ایران خطاب به اداره تربیت بدنی شهرستان قروه

اداره تربیت بدنی شهرستان قروه
تشکیلات ورزش شهرستان قروه 
موضوع: کشف غار کولاوا

با اظهار تشکر از ارسال رونوشت گزارش غارنوردان قروه حاوی خبر جالب کشف غار کولاواتوسط غارنوردان جوان و شجاع بدین وسیله مراتب قدردانی کمیته غارشناسی فدراسیون غارشناسی ایران را به آقایان طیب صالحی- داریوش الهیاری- قدوس بهرامی و علی حیدر نوربخش زاده که با تحمل زحمات فراوان توانسته اند راهگشای این غار افسانه ای باشند، به اطلاع می رساند: 

با امید به موفقیتهای بیشتر در آینده انتظار دارد تماس و همکاری های خود را کماکان با این کمیته ادامه دهند 
چنانچه غار نوردان عزیز بتوانند از غارهای بازدید شده طرحی تهیه و طول و عرض و عمقز آن را اندازه گیری کرده وهمچنین نمونه سنگ و آب و احیانا سفال شکسته هایی که خود می تواند رازگشای نکات تاریخی از سکونت در غار باشد، گردآوری و نگهداری کرده و در صورت امکان نمونه هایی از آنها را همراه گزارش خود ارسال دارند به شناخت غارها از جنبه های مختلف علمی کمک بیشتری خواهد کرد 

با سپاس فراوان 
رییس کمیته غارشناسی فدراسیون کوهنوردی ایران

چنگیز شیخلی

۳۵/۷/۲۹  

رونوشت نامه فدراسیون

 

معرفی غارحسن خان قروه (پیریوسف)

این پست مربوط به خرداد ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
 نام غار:حسن خان (HASN KHAN)
جنس دهانه غار:آهک (ترورتن)
مختصات جغرافیایی:
N 35.453773
E47.674441
ارتفاع دهانه غار:۱۸۵۶ متر
غار حسن خان ( پیریوسف) در ۳۰ کیلومتری قروه کردستان و در روستاهای حسن خان واقع شده است
این غار برای اولین بار سال ۱۳۶۲ توسط دو نفر از اعضای گروه قاجر به نامهای طیب صالحی و داریوش الهیاری شناسایی می شود. …..

طیب صالحی در دالان سوم  غار حسن خان سال ۱۳۶۲

طیب صالحی در غار حسن خان دی ماه ۱۳۹۰

طیب صالحی و داریوش الهیاری اولین پیمایش کنندگان غار حسن خان در دالان دوم

همراه برادرم طیب و فریدون میرانی از غارنوردن سنندج در غار حسن خان دی ماه ۱۳۹۰

آنها وجود دالانها و دهلیزهای بیشماری را شناسایی می کنند اما هر بار قسمتی از آن را پیمایش می کنند

دالانهای غار

سپس در طی سالهای ۱۳۶۲ الی ۱۳۶۹ چندین مرتبه متوالی با سایر اعضا از جمله محمود مرادی، همایون نعمتی، شهریارمحمدی، امیر مرادی، کامران اقدامیان فردین صالحی،زنده یاد فردین طاهری  …که همگی از اعضای گروه کوهنوردی قاجر بودند، به این غار رفته اند.

این غار در سال ۱۳۶۹ این غار از طرف غارشناسان گروه آرش سنندج مورد توجه قرار می گیرد که با هماهنگی غارنوردان گروه قاجر پیمایش کامل می شود که گزارش آن موجود است.

غارنوردان گروه قاجر (فردین صالحی-محمود مرادی- کامران اقدامیان- فردین طاهری)۱۳۶۸

همراه برادرم طیب و اعضای غارنوردان گروه آرش سنندج دی ماه ۱۳۹۰

دی ماه سال ۱۳۹۰ افتخار داشتم همراه برادرم( طیب صالحی) و تعدادی از غارنوردان گروه آرش سنندج قسمتی از این غار بسیار زیبا را پیمایش کنم .

طیب صالحی در دهانه غار ۱۳۶۲

طیب صالحی در دهانه غار دی ماه ۱۳۹۰

گزارش تصویری و پیمایش کامل غار را در ادامه مطلب بخوانید..


گزارش تصویری غار حسن خان از سال ۱۳۶۲ الی ۱۳۹۰

طیب صالحی و داریوش الهیاری در دهلیز سوم دالان دوم (۱۳۶۲)

غارنوردان گروه قاجر ۱۳۶۸

کامران اقدامیان و زنده یاد فردین طاهری غار نوردان گروه قاجر ۱۳۶۸

طیب صالحی- پیام رضابخش و خبات زمانی از غارنوردان آرش سنندج ( ۱۳۹۰)

هومن صالحی جوانترین عضو غار حسن خان

رونوشت متن گزارش پیمایش غار حسن خان

تاریخ ۱۳۶۹/۳۱۹

ریاست محترم هیئت کوهنوردی شهرستان قروه

احتراما به استحضار می رساند طبق برنامه تنظیمی ساعت ۵ صبح روز جمعه ۱۳۶۹/۳/۱۸ تعداد ۱۷ نفر از گروه کوهنوردان آرش سنندج به همراهی و راهنمایی گروه غارشناسان هیئت کوهنوردی شهرستان قروه متشکل از آقایان طیب صالحی- حمدالله حسن پور- جلال حنیفی و شهریار محمدی غار حسن خان را بطور کامل در مدت ۳:۳۰ ساعت شناسایی کردند.

نکته بسیار قابل توجه و حائز اهمیت این بود که اغلب دیواره هو چشم اندازهای طبیعی و زیبای غار را عده ای سودجو تخریب و ضایعات جبران ناپذیری به مناظر دیدنی غار وارد کرده بودند. حتی در چندین نقطه غار خاکبرداریهای پراکنده نیز انجام داده بودند بر روی یکی از تخته سنگهای آن نشانه ای عمیق از آثار مته های کمپرسور بوضوح مشاهده می شد با توجه به اینکه ماموریت شناسایی بخوبی و با موفقیت ساعت۱۱:۴۵ روز جمعه ۱۸/۳/۱۳۶۹ به پایان رسید اما تخریب ناجوانمردانه غار کوهی از اندوه و تاسف برای بازدید کنندگان به یادگار گذاشت ضمنا قرائن این امر نشانگر آن است که تعداد مخربین بیش از ۳ نفر بوده است.( شناسایی غار را طیب صالحی به عهده داشت)

                                                                                              با تقدیم احترام طیب صالحی

متن اصلی گزارش

نمونه سنگهای داخل غار

گزارش مختصر زمین شناسی غار

در داخل غار معابر های تنگ زیادی زیبایهای کلسیتی وجود داشت دیواره های غار از تراورتن و بلورهای متعدد تشکیل شده است. نسل اول نهشته ها که قسمت اعظم ساختار غار را تشکیل می دهد، همان تراورتن تیره رنگ تست که با لایه بندی موازی افق مشخص است. به دنبال فروکش کردن نهشته های تراورتنی چشمه نسل دیگری از نهشته های خود را بصورت بلورهای با بافت اسفرولیتی در لابلای درز و شکافهای تراورتن گذاشته است به طوریکه این رگه‌های بلوری سفید رنگ کلسیت، تراورتن را قطع کرده‌اند. آخرین تپش های عمر چشمه تراورتنی در کف این غار هنوز جریان دارد و اندک گرمایی که دارد فضای درون غار را گرم کرده است. این اندک گرما باعث انحلال اندکی از سنگ‌های آهک شده و بصورت فاز گازی محلول دیوارهای غار را بلور فرش کرده است.
بلورهای تشکیل شده و در حال تشکیل روی یواره های غار، کلسیت هستند. بلوری تری گونال کلسیت بصورت اشکال دندان سگی، گل رزی و ساده دیده می شوند. در مواردی آهن شسته شده از سنگهای آتشفشانی در لابلای تراوتن، توسط آبهای گرم نهشته شده اند. آهن موجود بیشتر بصورت کتنی هماتیت و گاها بصورت دندریتی هستند که احتمالا آهن نیتیو باشند

منبع: گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج

 

 

تا شقایق هست، زندگی باید کرد

دشت هایی چه فراخ، کوه هایی چه بلند 
در گلستانه چه بوی علفی می آمد 
من در این آبادی، پی چیزی می گشتم 
پی خوابی شاید، پی نوری، ریگی، لبخندی 
من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است 
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه، زندگی خالی نیست 
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست، آری 
تا شقایق هست، زندگی باید کرد 
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح 
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد، بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه 
دورها آوایی است، که مرا می خواند… 
«سهراب سپهری»

کوه گرفتگی و ارتفاع زدگی و کمک های اولیه درمان آن

حالتی که دراثرافزایش ارتفاع و فعالیت شدید بدنی در شخص بوجود می آید کوه گرفتگی یاارتفاع زدگی یا
altitude sikness نامیده می شود.
مهمترین علائم کوه
گرفتگی عبارتند از:  1– از دست دادن اشتها۲ -افزایش غیر طبیعی ضربان قلب و دم و بازدم ۳ – تنگی نفس۴ -اختلال در سیستم گوارشی ۵- سردرد شدید ۶- قرمز شدن چشم ها ۷- عدم تمرکز حواس ۸-کاهش بینایی و شنوایی ۹- تنفش شین ستوکی(chyne-stoke) که علامت ارتفاع زدگی
حاد است؛ تنفس به یکباره شدید شده و بعد از چند ثانیه به حالت اول برمیگردد…..

علل بیماری ارتفاع
چیست؟ در سطح دریا غلظت اکسیژن در حدود ۲۱% است و فشار بارومتری به‌طور میانگین ۷۶۰ میلی‌متر جیوه است. با زیاد شدن ارتفاع، غلظت در همان حد باقی می‌ماند ولی تعداد مولکولهای اکسیژن در هر تنفس کاهش می‌یابد. در ارتفاع ۳۵۰۰ متری فشار بارومتری تنها ۴۸۳ میلی‌متر جیوه است. یعنی تقریباً ۴۰% کاهش در مولکولهای اکسیژن موجود در هر تنفس. جهت اکسیژن رسانی مناسب به بدن سرعت تنفس شما (حتی در هنگام استراحت) باید افزایش یابد. این تهویه اضافی محتوای اکسیژن خون را بالا می‌برد ولی
نه در حد غلظت اکسیژن در سطح دریا. از آنجایی که مقدار اکسیژن مورد نیاز برای فعالیت تغییری نکرده است، بدن باید خود را با مقدار کمتر اکسیژن تطبیق دهد. به علاوه به دلایلی که کاملاً مشخص نیست، ارتفاع زیاد و فشار کمتر هوا باعث نشت مایع از مویرگها می‌شود که همین عامل می‌تواند باعث افزایش مایع در
ریه و مغز شود.

وفق یافتن (هم‌هوایی):
دلیل اصلی بیماری ارتفاع، رفتن به بلندی‌ها با سرعت زیاد است. با صرف وقت بیشتر، بدن شما می‌تواند خود را با کاهش تعداد مولکولهای اکسیژن در یک ارتفاع مشخص سازگار کند. این مراحل به‌عنوان وفق دادن (هم‌هوایی) یا عادت کردن شناخته می‌شود و عموماً ۱-۳ روز برای هر ارتفاعی وقت می‌گیرد. برای مثال اگر شما تا ارتفاع ۳۰۰۰ متری بالا بروید و چندین روز را در آن ارتفاع بمانید بدن شما به ارتفاع ۳۰۰۰
متری عادت می‌کند. اگر شما تا ارتفاع۶۵۰۰ متری بالا بروید بدن شما دوباره به آن ارتفاع عادت می‌کند. تغییرات زیادی در بدن شما رخ می‌دهد تا بدن، اجازه عمل با اکسیژن کاهش یافته را پیدا کند. افزایش عمق هر
تنفس افزایش فشار سرخرگهای ریوی، خون را مجبور می‌کند که در قسمتهایی از ریه که در حالت عادی، در ارتفاع دریا از آنها استفاده نمی‌شود، جریان پیدا کند. بدن گلبولهای قرمز بیشتری جهت حمل اکسیژن تولید می‌کند. بدن آنزیم خاصی را که اکسیژن رسانی را تسهیل می‌کند، بیشتر تولید می‌کند.

پیشگیری از بیماری ارتفاع:
پیشگیری از بیماری ارتفاع به دو دسته تقسیم می شود: وفق دادن (هم‌هوایی) مناسب و داروهای پیشگیری کننده.

چند راهنمایی جهت وفق
دادن (هم‌هوایی) مناسب در ذیل آورده شده: اگر امکان آن هست، راهپیمایی را از ارتفاع کمتر از ۳۰۰۰ متری شروع کنید و بالا بروید. . در ۲۴ ساعت اول از تلاش بیش از حد یا حرکت به سمت ارتفاعات بیشتر خودداری کنید. اگر به ارتفاعات بیش از ۳۰۰۰ متری می‌روید، در هر روز تنها ۳۰۰ متر ارتفاع خود را افزایش دهید و در ازای هر۱۰۰۰ متر بالا رفتن یک روز استراحت کنید. به ارتفاع بالاتر برویدو در ارتفاع کمتر بخوابید.
این روش بسیار زیاد توسط کوهنوردها استفاده می‌شود. شما می‌توانید در یک روز بیش از۳۰۰ متر بالا بروید و برای خواب به ارتفاعات پائین‌تر برمی‌گردید.
اگر علایم خفیف بیماری ارتفاع را دارید، بالاتر نروید تا زمانی که علایم کاهش یابد. ( بالا نروید قبل از
اینکه علایم پایین بیاید.) اگر علایم افزایش یافت، پایین، پایین و پایین‌تر بروید. به خاطر داشته باشید که افراد مختلف با سرعتهای متفاوت به محیط عادت می‌کنند. قبل از اینکه به بالاتر صعود کنید از اینکه همه افراد گروه به محیط عادت کرده‌اند اطمینان حاصل کنید.

آب کافی به بدن برسانید. عادت کردن به محیط (هم‌هوایی با محیط) معمولاً با از دست دادن مایع همراه
است. بنابراین شما باید مایع زیادی بنوشید تا آب کافی به بدن شما برسد (حداقل ۴-۳ لیتر در روز) ادرار باید فراوان و شفاف باشد. به خودتان سخت نگیرید: تلاش بیش از حد در بدو ورود به ارتفاعات نداشته باشید. فعالیتهای سبک در طول روز از خوابیدن بهتر است چرا که تنفس در طول خواب کاهش می‌یابد و علایم را وخیمتر می‌کند.

از دخانیات و الکل و دیگر داروهای آرامبخش شامل باربیتوراتها، مسکن‌ها و قرصهای خواب اجتناب کنید. این
آرامبخش‌ها تنفس را در طول خواب بیش از پیش کاهش می‌دهند و منجر به بدتر شدن علایم می شوند. تا زمانی که در ارتفاعات هستید، رژیم با کربوهیدرات بالا (بیش از ۷۰% از کالری از کربوهیدراتها) داشته باشید. روند وفق دادن (هم‌هوایی) با آب‌رسانی ناکافی به بدن، تلاش بیش از حد و الکل و دیگر داروهای آرامبخش متوقف می شود.

داروهای پیش‌گیری کننده
· دیاموکس (استازولامید): به شما اجازه می‌دهد تا سریع‌تر تنفس کنید. پس اکسیژن بیشتری را متابولیزه می‌کنید درنتیجه علایم که به علت اکسیژن‌رسانی ضعیف ایجاد شده به حداقل می‌رسد. این مورد بخصوص در شب که فعالیت تنفسی کاهش دارد مفید می‌باشد.
از آنجا که برای تأثیرگذاری دیاموکس وقت لازم است توصیه می‌شود که ۲۴ ساعت قبل از رفتن به ارتفاع مصرف شود و حداقل برای ۵ روز در ارتفاعات بالاتر مصرف ادامه یابد.دوز پیشنهادی داروی مصرفی ۲۵۰ میلی گرم هر ۸ ساعت می باشد. اثرات جانبی ممکن عبارت از:
سوزش و مورمور لبها و نوک انگشتان ودفع ادرار بیشتر باشد. این اثرات جانبی احتمالاً در روزهای بعدی کاهش می‌یابند. اثرات جانبی با قطع دارو،‌از بین می‌روند.
جهت راهنمایی با پزشک خود تماس بگیرید. از آنجا که دیاموکس یک سولفانامید است، افرادی که به سولفانامیدها حساسیت دارند نباید از دیاموکس استفاده کنند. البته این دارو درمان
متداول شناخته شده ولی خیلی ها توصیه نمی کنند.

قبل صعود هم هوایی
داشته باشین و به محض ارتفاع زدگی ،ارتفاع رو کاهش بدین.

منابع :

http://www.dr-ameri.com/patientpages.aspx?id=331

http://wiki.pakoob.com/index.php/%D8…AF%DA%AF%DB%8C

 

صعود به قله قاش مستان(دنا)

این پست مربوط به تیر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
مدتها بود که قصد صعود به قلل دنا را داشتم. بنابر این تصمیم، اردیبهشت ماه بود  با همنوردانی که در اردکان شیراز داشتم تماس گرفته و گفتم اگر برنامه دنا داشتید، خبرم کنید. آنها نیز بیان داشتند که امسال برف زیاد است و احتمالا تیرماه برنامه داشته باشیم.
تا اینکه هفته گذشته همنوردانم تماس گرفته، گفتند برای تعطیلات ۱۵ و ۱۶ تیر قرار است به قله قاش مستان بلندترین قله دنا صعود کنند از ما هم دعوت کردند تا صعود مشترکی داشته باشیم و قرار شد عصر روز چهارشنبه ۱۴ تیر در روستای خفر همدیگر را ببینیم…..
همراه مهدی و پسرم مشتاق

برنامه را با چند نفر از همنوردان قروه و دو نفر از دوستانی که در اصفهان داشتیم  مطرح کرده و تصمیم گرفتیم با هم برویم در نتیجه چهارشنبه ۱۴ تیر ساعت ۱:۴۵ صبح  تیم ۸ نفره ما با یک دستگاه مینی بوس راهی اصفهان شد. ساعت۱۱ صبح چهارشنبه به اصفهان رسیده آنجا هم دو نفر از دوستان (آقایان کامران اقدامیان و یوسفی) به ما ملحق شدند.

پس از عبور از شهرهای شاهرضا و سمیرم و آبادی های،  حنا – کمه -خاکدانه، ساعت ۱۶ به روستای زیبای خفر رسیدیم. ناهار را همانجا در میان باغهای سرسبز خفر خوردیم. با همنوردان اردکانی تماس گرفتیم و آنها گفتند بعد از ۲ ساعت به روستای خفر می رسند و پیشنهاد کردند ما راهی پناهگاه شویم تا آنها برسند.

ساعت ۱۸:۳۰ساعت بعد از تقسیم وسایل و آماده کردن کوله ها بسمت پناهگاه حرکت کردیم.در انتهای روستا بعد از باغات، مسیر دوشاخه می شد یکی مسیر رودخانه که جاده اش خاکی بود و دیگری، راهی که باید از میان باغهای میوه می گذشتی. ما از مسیر سمت راست و از کنار رودخانه به راهمان ادامه دادیم. البته در ادامه دو مسیر یکی می شوند.تمام مسیر هم پاکوب بود.

در طول مسیر جویبار های حاصل از ذوب یخچال ها به زیبایی در دره کنار گذر، جریان داشت و بعضی جاها از زیر یخچال های کوچکی عبور می کرد.

ابتدا شیب مسیر کم اما رفته رفته شیب نسبتا تند می شد. هوا بسیار عالی و ماه چهارده با تمام وجودش جلوه گری می کرد و لذت صعود را چند برابر کرده بود.

ساعت ۲۱:۴۵ در شبی مهتابی به پناهگاه رسیدیم. چند تیم نیز قبل از ما در محل پناهگاه اطراق کرده بودند.

                                                               جانپناه

با توجه به مساعد بودن هوای جوی، جلوی جانپناه نشستیم و دو عدد از چادرها را هم برپا کردیم.
صدای دلنواز آب که از جویبار کنار جانپناه جاری بود، روح  و روان را نشئه ای تازه می بخشید.  گروه ما کم کم خوابیدند، اما من منتظر همنوردان اردکانی بودم تا برنامه صعود فردا را با هم تنظیم کنیم. آنها ساعت ۲۴:۲۰ رسیدند و چقدر از دیدنشان خوشحال و مسرور شدم اما حیف که آنها خسته بودند و تیم ما هم خوابیده بود.
با توجه به محدودیت زمانی که داشتیم، با خانم خسروانی( سرپرست گروه بامدادصحبت کرده و گفتم  قراره که ما صبح زود راهی قله شویم اما راهنما نداریم ایشان هم بیان نمودند که دو نفر از همنوردانشان ( آقایان: هاشم خسروانی و محمود رحمانی) با ما بیایند و تیم خودشان بعد از ما حرکت کنند

روز پنجشنبه ۱۵ تیر ساعت ۵:۱۰ بیدار شدیم و پس از خورذدن صبحانه ای مختصر ساعت ۶:۱۵ با سرقدمی آقای خسروانی  مستقیم  به سمت بالا شروع به حرکت کردیم.

.

 در مسیر بالای جانپناه ، رود و جویبار و آبشار های کوچک بسیارزیبایی ازذوب

یخچال ها وجود دارد که بر زیبایی منطقه افزوده است.

به نقطه ای رسیدیم که باید یک تراورس بلند به سمت راست انجام می دادیم تا

وارد دره اصلی با یخچال بسیار بزرگی (برفچال مورگل) شویم.

.

یخچالهای دره

مسیر دره شیب تندی داشت البته برفش یخ نزده بود اما بعضی جاها آقای خسروانی با کلنگ جای پا درست می کردند و با صبوری هرچه تمام تیم را یاری می کردند. قله زیبای مورگل هر لحظه بیشتر نمایان می شد این کوه  واقعا زیبا و با ابهت بود.

تا اینکه ساعت ۹:۱۵ به جای نسبتا وسیعی رسیدیم که زمین فوتبال می گفتندآنجا ساعتی استراحت کرده و آقایان خسروانی و رحمانی با میوه های خوشمزه(بقول مشتاق میوه های بهشتی) از ما پذیرایی کردند.

.

مهدی و آقای خسروانی

قله مورگل در سمت راست دره با شیب بسیار تند ومسیر کاملا فنی و قله «قبله » در سمت چپ با مسیر پاکوب شده، کاملاً قابل مشخص بود. قله قاش مستان (بلندترین قله رشته کوه دنا) در سمت چپ و پشت قله قبله است که قابل رویت نمی باشد.

پس از استراحت دوباره به راه افتادیم. ابتدا یک مسیر برفی را بالا رفته سپس به

مسیر شن اسکی زیر قله رسیدیم که شیبش واقعا تند و نفس گیر بود.

در مسیر قله همنوردان سنندجی را دیدیم که از قله برمی گشتند و پس از احوالپرسی و خدا قوت گفتن با آنها خداحافظی کرده و به راه خود ادامه دادیمپایین قله چشمه آب گوارایی بود که با نوشیدن آن جان تازه ای گرفتیم  و با انرژی تمام شروع به حرکت کردیم.

بالاخره رویای صعود تحقق یافت و تیم ما ساعت ۱۲:۲۰ دست در دست هم  بر قله ۴۴۵۰ متری قاش مستان (بیژن ۳) بلندترین قله دنا پا نهادیم. 

همنوردانی از کرمانشاه، خوزستان، لرستان و استان فارس آنجا بودند که همه به هم تبریک گفتیم و با توجه به اینکه ۲۷ تیر چهارمین سالگرد همنورد عزیزمان سامان نعمتی که سال ۱۳۸۷ در نانگاپاربات جاودانه شد، می باشد پلاکاردی تهیه کرده و این صعود را به روح والای ایشان تقدیم نمودیم. همه حاضرین در قله با یادبود ایشان عکس گرفتند

.

قله قاش مستان با همنوردان کرمانشاه

ارتفاعات دنا حقیقتا دیدنی هستند مدتی محو تماشای آن همه زیبای خلقت شدیم

ساعت ۱۳:۳۰ روی قله با آقایان خسروانی و رحمانی خداحافظی کردیم چون آنها منتظر گروه خودشان بودند.

قله قاش مستان(بیژن ۳)

 

با انرژی مضاعفی به سمت پایین حرکت کردیم و پیش چشمه همنوردان گروه بامداد را دیدیم که راهی قله بودند پس از احوالپرسی با آنهال به راه افتادیم. وقتی به مسیر دره برفی رسیدیم، برف نسبت به صبح خیلی نرم شده بود. با احتیاط پایین می آمدیم و بعضی جاها هم سُر می خوردیم گروههای زیادی را دیدیم که

اکثرا از استان فارس و راهی قله بود

ساعت ۱۷ به جانپناه رسیدیم. پس از استراحت کوتاهی سوپ درست کردیم و

منتظر همنوردانمان شدیم.

تصمیم گرفتیم شب را در جانپناه بمانیم. هوا مثل شب قبل بسیار مطبوع و ماه با درخشش و ستاره ها با نور خود آسمان را نقره افشانی نموده بودند

ساعت ۲۲ همنوردانمان آمدند و مدتی را کنار هم بودیم سپس همگی خوابیدیم.

روز جمعه ۱۶ تیر ساعت ۵ بیدار شدیم چادرها و وسایل را جمع نموده با همنوردانمان خداحافظی کردیم و ساعت ۶ صبح راهی روستا شدیم

  مسیر برگشت را از میان باغهای سیب انتخاب کردیم واقعا مناظر طبیعی بسیار زیبای داشت ساعت۸:۱۰ به داخل روستا رسیده با راننده مینی بوس به یکی از سفره خانه های سنتی به نام کیخسرو رفته و همانجا صبحانه را صرف نمودیم.

ساعت ۱۰ صبح راهی اصفهان شدیم با همنوردخوبمان آقایان  یوسفی و کامران اقدامیان خداحافظی کردیم و راهی قروه شده ساعت ۳:۳۰ صبح روز شنبه همگی در نهایت سلامت و اجرای یک برنامه و خاطره خوب، به قروه رسیدیم.

اعضای شرکت کننده در برنامه:

آقایان: مهدی لقایی- کامبیز اقدامیان- کامران اقدامیان- بهرنگ یوسفی- رامین سنگین آبادی- حمید یارویسی- مشتاق لقایی

بانوان:الهه زارعی- الناز صمدی- لیلا صالحی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رشته کوه های دنا ظاهرا دارای بیش از چهل و هفت قله بالای ۴۰۰۰ متر است ( قلل بیزن ۱ ، بیژن ۲ ، بیژن ۳ ، حوض دال ، مورگل ، قبله ، و ….. ) و یخچال های آن ازطویل ترین یخچال های طیعی در ایران می باشد..
روستای زیبای خفر
معرفی منطقه: روستای خفر با جمعیتی حدود ۱۶۰۰ نفر در زمستانو ۳۰۰۰ نفر در تابستان در میان کوههای مرتفع رشته کوه زاگرس و در حاشیه قلل دنا واقع شده است و این روستای خفر یکی از جنوبی ترین روستاهای استان اصفهان است.
به دلیل واقع شدن این روستا در دامنه طبیعت زیبای رشته کوه دنا و آب و هوای کوهستانی منطقه انواع گونه های گیاهی و جانوری در آن دیده می شود.
وجود ۱۴ قله بالای ۴۰۰۰ متر (قاش مستان بلندترین قله رشته کوه دنا با ارتفاع ۴۴۵۰ متر درنزدیکی این روستا قرار دارد.) همچنین انواع یخچال های طبیعی،آبشارهای متعدد و رودخانه های جاری شده از یخچال ها چشم اندازهایی زیبا بوجود آورده است.
سه روایت برای نامگذاری این روستا وجود دارد
 بعضی علت نامگذاری روستا را موقعیت توپوگرافی آن می دانند، به طوری که نام اولیه این روستا «خور» به معنای جای گود بوده و این نام به «حفر » و سپس به «خفر» تبدیل شده است. 
روایت دوم کلمه خفر را برگرفته از «خور یا غور می داند. غور یا غوری نام قبیله یا مردمان اولیه ای می باشد که در این محل سکونت داشته اند
 برخی نیز این لغت را برگرفته از گور یا گبر می دانند که خود آیینی قبل از اسلام را در منطقه معرفی می نماید.
باغ های سیب د ر این روستا از جاذبه های منطقه محسوب می شوند. محصولات محلی و صنایع دستی نیز جذابیت های خاص خود را دارند.
منطقه خفر با توجه به موقعیت مکانی خود در کوهپایه «قلل دنا» مکانی جذاب برای تیم های کوهنوردی طبیعتگردی می باشد.
از مکان های دیدنی منطقه می توان به آبشار خفر، تنگه دناآسا، غار یخی، غار کیخسرو، چشمه سید محمد، رودخانه های پرآب که از دو سمت روستا عبور کرده و به رودخانه ماربُر می ریزند، اشاره کرد.در زمستان با سایر فصول متفاوت است و حجم زیاد برف و سرمای هوا، دسترسی به روستا را بسیار سخت می کند و بازدیدکنندگان نمی توانند با ماشین به  روستا وارد شوند.


صعود به قله بیستون

این پست مربوط به تیر ماه  1391 از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
کو ه بیستون با دیواره های زیبایش همیشه برایم نماد استواری بود.
سالهای گذشته(گزارشش را در ادامه مطلب خواهم نوشت) در سه نوبت دو مسیر(قاجر و سرشکن) را تا حدودی رفته اما هیچگاه قله اصلی آن را صعود نکرده بودم تا اینکه روز جمعه ۲۴ تیر ۱۳۹۱ همراه سه تن از دوستان اهل صحنه رویایم تحقق پیدا کرد و همراه همسر و همنوردانم  موفق به صعود این قله شدم.
گزارش کامل همراه با تصاویر را در ادامه مطلب بخوانید…
قله بیستون

دورنمای قله و دیواره با عظمت بیستون


روز جمعه ساعت ۴ صبح با ماشین شخصی از قروه به سمت شهر بیستون حرکت کردیم. ساعت ۶ با همنوردان اهل صحنه (خانم عزیزی- آقایان حیدری و اسکندری) در پلیس راه کرمانشاه- همدان، قرار گذاشته بودیم،پس از آمدن  همنوردان ساعت ۶:۴۵ به سمت کوه بیستون حرکت کردیم
اگرچه می شد تا ابتدای مسیر با وسیله رفت، اما جهت امنیت بیشتر ماشین را کنار پلیس راه گذاشتیم.
از پلیس راه تا ابتدای مسیر حدود نیم ساعت است و از آنجا مسیر شیب دار و به صورت پله می باشد.

درختچه های بلوط و ون زیبایی خاصی به مسیر داده بودند. هوا کم کم گرم می شد و بعضی جاها واقعا طاقت فرسا بود.
هیچ کوهنوردی در مسیر نبود به قول همنوردانمان در این فصل گرما کمتر کسی هوس آمدن به قله بیستون را دارد. 
پس از ساعتی به چشمه ای رسیدیم که آبش خشک شده بود. همانجا صبحانه را خورده سپس به راه خود ادامه دادیم.

با وجودی که همه آب داشتیم اما با توجه به گرمی هوا از نظر روانی نگران بودیم تا مبادا دچار کمبود آب شویم 
آقای حیدری(راهنما) بیان داشتند که چاه آبی در مسیر هست و دعا کنید خشک نشده باشد 
ما هم به عشق رسیدن به چاه آب گامهای استواری بر می داشتیم.

محل چاه آب

حدود یک ساعت بعد به محلی رسیدیم که قبلاجای عشایر بوده اما به علت گرمی هوا کوچ کرده بودند.
منطقه خیلی سر سبز بود آقای حیدری چاه آب را پیدا کرد که روی آن با صفحه فلزی پوشانده شده بود وقتی رویش را برداشتیم، دیدیم که چاه آب دارد و چه آب خنک و گوارایی، وجود آب همه را مسرور کرد و در آن گرمای جانسوز روحمان را جانی دوباره بخشید قمقمه های آب را پر کردیم و به سمت یالی که منتهی به قله می شد، حرکت کردیم کوله هایمان را در بین صخره ایی استتار کردیم و با کوله حمله به سمت قله راه افتادیم.

ابتدای یال شیب تندی داشت پس از عبور از آن  به شیب صخره ای رسیدیم هوا همچنان ناجوانمردانه گرم بود. 

بین راه به یک صخره غار مانندی رسیدیم که خیلی خنک بود مدتی را آنجا نشستیم و مقداری آب و تنقلات خورده و در پای دیواره به سمت چپ تراورس نمودیم.

دوباره به قسمتهای صخره ای رسیده و پس از عبور از آنها ساعت ۱۳:۱۰ به قله پرشکوه بیستون با ارتفاع ۲۸۵۵متری رسیدیم .

شوق دیدار قله

چقدرچشم انداز ارتفاعات اطراف زیبا بودند مدتها محو آن همه ابهت و عظمت دیواره های بیستون از آن بالا بودیم.  
به یکدیگر تبریک گفتیم و تشکرات لازمه را از آقای حیدری و اسکندری نمودیم که با محبت خالصانه خود ما را در راه رسیدن به قله یاری کردند. 

نفرات از راست: آقای اسکندری، خودم، ژیلا، مهدی، آقای حیدری ، رحمان

پس از گرفتن چند عکس و خوردن میوه و تنقلات به سمت پایین حرکت کردیم. 

در راه برگشت هوا نسبتا خوب بود و نسیم ملایمی می وزید که سبب خوشحالی بود. 
ساعت ۱۵:۱۵ به محل چاه آب رسیدیم و دوباره قمقمه ها را پر آب کرده و ناهار را زیر سایه تک درختی صرف نمودیم. 

وجود سایه این درخت در آن فضا واقعا نعمت بود. حدود ۲ ساعتی آنجا استراحت کردیم. ساعت ۱۷:۴۵ به سمت پایین راه افتادیم.

ساعت ۱۹:۴۵ به پلیس راه رسیدیم و به سمت صحنه حرکت کرده و همانجا با همنوردان (آقایان حیدری و اسکندری) خداحافظی کردیم.

 برای شام منزل خانم عزیزی رفتیم که والدینشان بسیار زحمت کشیده بودند و بعد از صرف شام با آنها خداحافظی کرده راهی قروه شدیم و ساعت ۱ بامداد با خاطرات خوش صعود قله بیستون به قروه رسیدیم.

صخره های زیر قله

نمونه از نوع سنگهای بیستون

همه ناظر قله بودیم 

                                                        درختچه زیبای بلوط و ون
       

نقش ورزش در پیشگیری از سکته قلبی و مغزی

 بهترین روش برای پیشگیری از بروز سکته‌های قلبی و مغزی ورزش است. علم پزشکی مدرن در تحقیقات جدید ثابت کرده است که با انجام فعالیت‌های ورزشی منظم و مداوم همراه با رژیم غذایی مناسب می‌توان از بسته شدن رگ‌های قلبی و مغزی جلوگیری کرد 
و از بروز سکته‌های حاد قلبی و مغزی که نتیجه‌اش مرگ آنی یا فلج شدن بدن است پیشگیری کرد.اگر روزانه به مدت نیم ساعت پیاده روی یا آرام دویدن و نرمش‌های سبک روزمره را در برنامه زندگی خود قرار دهید و از مصرف بی‌رویه برخی غذاها پرهیز کنید هرگز به سکته قلبی دچار نمی‌شوید.
علل سکته قلبی عبارتند از:
–  ازدیاد چربی خون (به‌ویژه کلسترول)
–  چاقی و کم تحرکی
– استرس
–   ژنتیک (استعداد ارثی)
–  سیگار، مواد مخدر، الکل و برخی علل ناشناخته
اغذیه مجاز و مفید برای قلب و مغز عبارتند از:
انواع میوه‌ها و سبزی‌ها، ماهی، مرغ، حبوبات، غلات، روغن‌های گیاهی مثل روغن زیتون، ذرت، بادام زمینی، اغذیه آب پز و پختنی، لبنیات کم چرب یا بدون چربی.
انواع غذاهای غیرمجاز برای بیماری‌های قلبی و فشارخون و چربی خون بالا عبارتند از
نمک، گوشت قرمز، اغذیه سرخ شده و پرچرب، پیتزا، همبرگر، سوسیس، کالباس، لبنیات چرب، روغن‌های حیوانی…………..
استرس‌های روزمره نیز می‌توانند از طریق ازدیاد فشارخون عاملی برای سکته باشند در نتیجه در طول شبانه روز علی رغم مشکلات فردی و اجتماعی، بایستی شاداب و خندان بود تا تنش‌های زندگی سبب مرگ آنی یا سکته نشوند.
مصرف سیگار و الکل و مواد مخدر می‌توانند هم سبب بسته شدن رگ‌های قلبی و مغزی شوند و هم اختلالات کبدی، کلیوی، گوارشی، ریوی و مغزی ایجاد کنند و توسط سکته عاملی برای فلج شدن اعضای بدن می‌گردند. برای مبتلا نشدن به سکته قلبی باید مواظب علت‌های ذکر شده باشیم. یعنی از غذاهایی استفاده کنیم که پرچرب نباشند و هر ۶ ماه با آزمایش، چربی خون را کنترل کنیم، هرگز سیگار نکشیم، ورزش را فراموش نکنیم. افرادی که ورزش مداوم و یکنواخت می‌کنند هرگز سکته نمی‌کنند.
دخانیات یکی از علل اصلی سکته‌های قلبی و مغزی است زیرا ذرات نیکوتین سیگار به چربی‌های خون از نوع کلسترول و تری گلیسیرید متصل می‌شوند و در داخل رگ‌های کرونر قلب رسوب می‌کنند و آنها را می‌بندند، در نتیجه لخته بسته شده سبب سکته قلبی می‌شود و فرد را از پای در می‌آورد. (نیکوتین بر خاصیت چسبندگی و لخته سازی پلاکت‌های خونی می‌افزاید). افرادی که بیماری قند دارند باید بیشتر از سایر افراد دقت کنند و از طریق ورزش، رژیم غذایی و احتمالاً مصرف دارو، نگذارند بیماری قند تشدید شود. مرض قند را می‌توان طوری کنترل کرد که نتواند حتی یک روز از عمر انسان بکاهد. فشار خون بالا می‌تواند در طولانی مدت و در صورتی که رعایت نشود و تحت درمان نباشد سبب گشادی قلب و سکته قلبی شود از این رو، افرادی که فشار خون بالا دارند باید در مصرف نمک بسیار احتیاط کنند و معاینات کلینیکی را به‌طور مرتب انجام دهند و از ازدیاد چربی خون غافل نمانند زیرا این دو در ارتباط تنگاتنگ با هم هستند. فشارهای روحی روزمره و استرس‌های مکرر می‌تواند یکی از علت‌های دیگر سکته قلبی باشد زیرا وقتی که فرد همیشه در معرض مشکلات روحی و تنش‌های عصبی و کاری باشد، از طریق ترشح برخی هورمون‌ها در بدن، فشار خون او بی‌ثبات می‌شود و اسپاسم عروقی رخ می‌دهد و سبب می‌شود تا فرد بسیار مستعد به سکته قلبی شود و اگر فردی که فشار خون دارد یا سیگاری است، استرس زیاد نیز داشته باشد بسیار بیشتر در معرض اختلالات قلبی و نهایتاً سکته قلبی است.
نتیجه:
 داشتن یک برنامه زندگی به‌طور منظم و حساب شده برای سلامتی افراد بسیار مهم است. فردی که از نظر غذایی رعایت می‌کند و پرخوری و زیاده روی نمی‌کند، به ورزش و تمرینات بدنی می‌پردازد، از هوای سرشار از اکسیژن پارک‌ها یا مناطق جنگلی بهره می‌جوید و زندگی را سخت نمی‌گیرد هرگز دلیلی ندارد که سکته قلبی کند و به فلج مغزی و مشکلات طبی دچار شود. پس منظم و شاد باشیم تا همواره سالم و موفق زندگی کنیم.
جناب آقای دکتر لطفعلی پورکاظمی-رئیس فدراسیون پزشکی ورزشی با تشکر از انجمن پزشکی کوهستان ایران

ماجرای گنجشک و آتش

 گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم …
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد !!

ایستگاه تامل…

گزارش برنامه صعود به قله آزاد کوه

خرداد امسال (۱۳۹۴) باز هم فرصتی پیش آمد تا همراه تعدادی از همنوردان گروه قاجر به قله ۴۳۹۰ متری آزاد کوه از قلل البرز مرکزی صعود کنم البته این دومین باری بود که به این قله صعود می کردم اولین بار سال ۱۳۹۰ بود
گزارش برنامه در ادامه مطلب… 
  سه شنبه ۱۲ خرداد
همراه ۲۲ نفر از اعضای هیئت و گروه کوهنوردی قاجر ساعت ۱۴ روز سه شنبه ۱۲ خرداد با یک دستگاه ون و یک وانت کاپرا  از قروه به جهت صعود به قله آزاد کوه به سمت جاده چالوس حرکت کردیم. 
بعد از عبور از شهرهای همدان، آوج، آبیک، تاکستان، قزوین و کرج به طرف جاده چالوس رفتند. جاده چالوس به جهت  ترافیک سگین، یکطرفه شده بود.
بعد از تونل کندوان  وقتی به سه راهی پل زنگوله رسیدیم ، از جاده اصلی چالوس تفییر مسیر داده و از جاده یوش-بلده به راه خود ادامه داده از روستاهای دونا- نسن- پیل نور- گذشته  وزمانی که به روستای میناک رسیدیم ، به سمت راست تغییر مسیر داده و پس از طی کردن ۵ کیلومتر و عبور از روستای «کلاک پایین» ساعت ۱:۳۰ نیمه شب به آخرین روستا (کلاک بالا) از توابع شهرستان بلده در استان مازندران رسیدیم (کل مسیر تا این قسمت آسفالت می باشد)
در انتهای روستا پارکینگی وجود داشت که همانجا کمپ را برپا و شام را صرف نموده و خوابیدیم.
محل کمپ
محل پارکینگ
۱۳ خرداد
صبح پس از صرف صبحانه و جمع آوری چادرها همگی اعضا ساعت ۹:۱۰ از روستای کلاک بالا و مسیر شمالی در هوایی مناسب به سمت بالا حرکت کردیم. 
  از مزارع زیبا و سر سبز روستا که در سمت راستش رودخانه‏ ها قرار گرفته حرکت کردیم ابتدای مسیر با شیب ملایم شروع می شود اما  رفته رفته شیب مسیر تند می‏ شد و بعد از حدود ۲۰ دقیقه پیاده روی به محل تلاقی دو رودخانه رسیده و از سمت چپ، کنار آبشار حرکت کردیم که عموماً مسیر حرکت کوهنوردان است.
  
با پشت سر گذاشتن چشمه‏ های متعدد و زیبا و رودخانه‏ های کوچک که به رودخانه اصلی می‏ریزد، مجدداً تغییر مسیر به سمت راست رودخانه اصلی داده و  ساعت ۱۱:۵۰ در کنار رودخانه و جای نسبتا مناسبی ناهار را صرف  نموده  و پس از استراحت نسبتا طولانی به راه خود ادامه داده و ساعت ۱۴:۴۰ به محل کمپ که در ارتفاع حدود ۳۱۵۰ متری قرار داشت، رسیده و همانجا چادرها را برپا کردیم  هیچ پناهگاهی در این منطقه وجود ندارد. 
محل کمپ
کم کم از شهرهای مختلف کوه نوردانی می آمدند. نزدیک غروب  باران شروع به بارش نمود و تا پاسی از شب ادامه داشت. اعضای تیم بعد از صرف شام به امید صعودی موفق در داخل چادرها با صدای دلنواز آب که از یخچالها جاری بود، خوابیدند.
همراه برادرم طیب در زیر نم نم باران
۱۴ خرداد
ساعت ۴ سرپرست گروه بیدار باش داد و پس از صرف مختصر صبحانه ای کوله حمله را برداشته، ساعت ۵ در هوایی کاملا بهاری با وزش باد به سمت قله حرکت کردیم.
 ابتدا مسیر پاکوب  و شیب کمی داشت و جریان آب و چشمه های زیبا همچنان ادامه داشت. . کمی که بالاتر، قله زیبای دماوند از میان فضای غبارآلود نمایان بود در ادامه مسیر  از یک یخچال تراورس کرده و به سمت جنوب غربی تغییر مسیر داده و به نزدیکی گردنه چورن رسیدیم. 
دورنمای زیبای قله همیشه سرفراز دماوند البته این عکس را سال ۱۳۹۰ گرفتم امسال زیر پوششی از گرد و غبار بود 
مسیر از این قسمت تا قله شنی  و به صورت زیگزاگی و شیبی تند در حدود ۶۰ درجه داشت. در طول مسیر چند نفر داشتند از قله بر می گشتند.
 اعضای تیم  ما ساعت ۸:۳۵ در هوایی که باد همچنان با شدت می وزید، به قله ۴۳۹۰متری آزاد کوه رسیدند. 
اعضای صعود کننده تیم
کوههای اطراف قله بسیار جذاب بودند و مناظر زیبایی را خلق کرده بودند همنوردان همه به همدیگر تبریک گفته و یاد و خاطره سامان نعمتی (کوهنورد گروه قاجر که در نانگاپاربات جاودانه شد) را گرامی داشتند ( در این صعود مادر زنده یاد سامان حضور داشت)
سال ۱۳۹۰ زنده یاد برادرزاده ام شیلا نیز در این صعود شرکت داشت در همه طول مسیر خاطراتش برایم تداعی می شد بنری هم به یاد او به قله برده بودم.
همراه زنده یاد شیلای عزیزم بر فراز قله سال ۱۳۹۰
جای مهدی هم در این صعود خیلی خالی بود 
همراه مهدی برفراز قله سال ۱۳۹۰ 
 حدود ۳۵ دقیقه روی قله بودیم کم کم از گروه های دیگر به قله می آمدند. گروه  ما پس از گرفتن چند عکس با شور و شوق به سمت پایین حرکت کردند . در مسیر برگشت از قله به همنوردانی از گرگان، ایلام، گیلان، هشتگرد، زنجان، تبربز، کرمانشاه، همدان، کرج، آمل، ساوه، تهران رسیدیم که قصد صعود به قله را داشتند.
یکی از اتفاقات جالب این صعود آنکه همنورد خوبم منیره  از کوهنوردان توانمند گیلان نیز قصد صعود این قله را داشتند از دیدارسان خیلی مسرور شدم.
همراه همنورد منیره عزیزدر مسیر سن اسکی
ساعت ۱۱:۴۵  به محل کمپ رسیده  و پس از جمع آوری وسایل و گرفتن عکس ساعت۱۲:۲۵ به سمت پایین و راهی روستا شدیم.
اعضای شرکت کننده در برنام
در طول مسیر برگشت همنوردانی بودند که قصد صعود داشتند گروه  ما ساعت ۱۴:۴۵ به روستای کلاک بالا رسیده و کوله ها را در ماشینها گذاشته و آماده حرکت شدیم. 
پارکینگ بسیار شلوغ شده بود بسختی ماشین ها بیرون آورده و ساعت ۱۵:۴۵ به سمت جاده چالوس- کرج حرکت کرده و  در پل زنگوله ناهار را صرف نموده و پس از پل زنگوله ترافیک سنگینی بود تا اینکه جاده را یکطرفه کردند و ساعت ۱۱ شب به کرج رسیده سپس به سمت جاده قزوین رفته و شام را در نزدیکی قزوین صرف نمودیم.
 بالاخره ساعت ۷:۱۵ روز ۱۵ خرداد همگی اعضا درنهایت سلامت و اجرای یک برنامه خوب به قروه رسیدیم.
معرفی مختصر آزاد کوه
آزاد کوه قله‏ ای ازسلسله جبال البرز مرکزی به ارتفاع ۴۴۰۳ متر که بوسیله گردنه چورن به ارتفاع ۳۸۴۰ متر بامختصات جعرافیائی شرقی ۵۰۹۰۷ – º ۵۱=E  شمالی” ۱۸ – ۱۶°۳۶۰ = N  و درمجاورآن قله “سرماهو” به ارتفاع ۴۱۵۰ متر به شکل خط‏االرس نعل واری در جهت شرقی و جنوب غربی به قله یخچال و قله کمانکوه و خط‏الرس اصلی متصل است و از طرف جنوب شرقی به قلل کهنو، گون پشته و نرگس‏ها منتهی می‏ شود.
از دیگر نامهای آزاد کوه به شاهزاده گردن‏کج می‏توان اشاره کرد علت آن کج بودن این کوه به سمت شمال می‏ باشد. و بلند ترین کوه در این منطقه می‏ باشد و از لحاظ فنی از کوههای مطرح نزد کوهنوردان است.
آزادکوه پس از خلنو مرتفع ترین قله در البرز مرکزی است. این قله در جناح شمالی خلنو و در نزدیکی کوه های نور قرار دارد. قله سرچشمه اصلی رودخانه هراز است و در امتداد جنوبی رشته کوه وروشت تا کوه گرگ واقع شده است.
صعود به آزاد کوه کار فنی و تکنیکی ندارد و در هنگام صعود در تابستان نیاز به استفاده از وسایل فنی نیست. دو راه برای صعود به آزاد کوه وجود دارد. راه آسان‌تر و کوتاه‌تر از مسیر روستای کلاک بالا و راه سخت‌تر و بلندتر از مسیر روستای نسن است. صعود از راه کلاک بالا بین ۱ تا ۲ روز و صعود از راه نسن ۲ روز طول می‌کشد. هیچ پناهگاهی در هیچ‌یک از راه‌ها وجود ندارد و هر کس که قصد صعود دارد باید با خود چادر حمل کند. صعود به این کوه در زمستان آسان نیست زیرا خطر ریزش بهمن وجود دارد. (ویکی پدیا)
جبهه شمالی این کوه حالت دیواره‏ای و عمودی داشته و کاملاً پرتگاهی است و هیچ‏گونه مسیری برای صعود به این قله از این جبهه وجود ندارد. در قله کوه دو شاخک وجود دارد که بالاترین ارتفاع بر روی شاخک شرقی با ارتفاع ۴۴۰۳ متر توسط گروه کوهنوردی پژوهشکده در سال  1382 ثبت گردیده است روی این شاخک‏ها آثار و ابنیه تاریخی وجود دارد که بر اساس مدارک مربوط به خرابه آتشکده‏های باستانی می‏باشد.
منطقه آزاد کوه یکی از چشمه‏ های اصلی رودخانه هراز است که پس از گذر از مسافتی طولانی از سمت غرب به شرق در منطقه‏ای بنام دوآب بلده یا دو رود به شاخه دیگر هراز می‏پیوندد و پس از گذشتن از آمل به دریای خزر می‏ریزد.
راههای متعددی جهت صعود به این کوه وجود دارد که از میان آنها می توان  به مسیری که از “وارنگرود” آغاز می‏ شود و یا به مسیری که از الیکا و کلاونکا شروع شده و یا مسیر روستای نسن و مسیر ناحیه اشاره نمود. اما بهترین راه دسترسی به قله مسیر شمال شرقی قله است که از روستای کلاک بالا آغاز و پس از دور زدن کوه از جانب جبهه جنوب غربی  صعود به قله آغاز می‏ شود.
معرفی روستای کلاک بالا:
روستای کلاک بالا به ارتفاع ۲۶۵۰ متر، واقع در منطقه البرز مرکزی، کیلومتر ۱۱۰ جاده کرج – چالوس و از توابع شهرستان نور استان مازندران می باشد.