صعود به قله قاش مستان(دنا)

این پست مربوط به تیر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
مدتها بود که قصد صعود به قلل دنا را داشتم. بنابر این تصمیم، اردیبهشت ماه بود  با همنوردانی که در اردکان شیراز داشتم تماس گرفته و گفتم اگر برنامه دنا داشتید، خبرم کنید. آنها نیز بیان داشتند که امسال برف زیاد است و احتمالا تیرماه برنامه داشته باشیم.
تا اینکه هفته گذشته همنوردانم تماس گرفته، گفتند برای تعطیلات ۱۵ و ۱۶ تیر قرار است به قله قاش مستان بلندترین قله دنا صعود کنند از ما هم دعوت کردند تا صعود مشترکی داشته باشیم و قرار شد عصر روز چهارشنبه ۱۴ تیر در روستای خفر همدیگر را ببینیم…..
همراه مهدی و پسرم مشتاق

برنامه را با چند نفر از همنوردان قروه و دو نفر از دوستانی که در اصفهان داشتیم  مطرح کرده و تصمیم گرفتیم با هم برویم در نتیجه چهارشنبه ۱۴ تیر ساعت ۱:۴۵ صبح  تیم ۸ نفره ما با یک دستگاه مینی بوس راهی اصفهان شد. ساعت۱۱ صبح چهارشنبه به اصفهان رسیده آنجا هم دو نفر از دوستان (آقایان کامران اقدامیان و یوسفی) به ما ملحق شدند.

پس از عبور از شهرهای شاهرضا و سمیرم و آبادی های،  حنا – کمه -خاکدانه، ساعت ۱۶ به روستای زیبای خفر رسیدیم. ناهار را همانجا در میان باغهای سرسبز خفر خوردیم. با همنوردان اردکانی تماس گرفتیم و آنها گفتند بعد از ۲ ساعت به روستای خفر می رسند و پیشنهاد کردند ما راهی پناهگاه شویم تا آنها برسند.

ساعت ۱۸:۳۰ساعت بعد از تقسیم وسایل و آماده کردن کوله ها بسمت پناهگاه حرکت کردیم.در انتهای روستا بعد از باغات، مسیر دوشاخه می شد یکی مسیر رودخانه که جاده اش خاکی بود و دیگری، راهی که باید از میان باغهای میوه می گذشتی. ما از مسیر سمت راست و از کنار رودخانه به راهمان ادامه دادیم. البته در ادامه دو مسیر یکی می شوند.تمام مسیر هم پاکوب بود.

در طول مسیر جویبار های حاصل از ذوب یخچال ها به زیبایی در دره کنار گذر، جریان داشت و بعضی جاها از زیر یخچال های کوچکی عبور می کرد.

ابتدا شیب مسیر کم اما رفته رفته شیب نسبتا تند می شد. هوا بسیار عالی و ماه چهارده با تمام وجودش جلوه گری می کرد و لذت صعود را چند برابر کرده بود.

ساعت ۲۱:۴۵ در شبی مهتابی به پناهگاه رسیدیم. چند تیم نیز قبل از ما در محل پناهگاه اطراق کرده بودند.

                                                               جانپناه

با توجه به مساعد بودن هوای جوی، جلوی جانپناه نشستیم و دو عدد از چادرها را هم برپا کردیم.
صدای دلنواز آب که از جویبار کنار جانپناه جاری بود، روح  و روان را نشئه ای تازه می بخشید.  گروه ما کم کم خوابیدند، اما من منتظر همنوردان اردکانی بودم تا برنامه صعود فردا را با هم تنظیم کنیم. آنها ساعت ۲۴:۲۰ رسیدند و چقدر از دیدنشان خوشحال و مسرور شدم اما حیف که آنها خسته بودند و تیم ما هم خوابیده بود.
با توجه به محدودیت زمانی که داشتیم، با خانم خسروانی( سرپرست گروه بامدادصحبت کرده و گفتم  قراره که ما صبح زود راهی قله شویم اما راهنما نداریم ایشان هم بیان نمودند که دو نفر از همنوردانشان ( آقایان: هاشم خسروانی و محمود رحمانی) با ما بیایند و تیم خودشان بعد از ما حرکت کنند

روز پنجشنبه ۱۵ تیر ساعت ۵:۱۰ بیدار شدیم و پس از خورذدن صبحانه ای مختصر ساعت ۶:۱۵ با سرقدمی آقای خسروانی  مستقیم  به سمت بالا شروع به حرکت کردیم.

.

 در مسیر بالای جانپناه ، رود و جویبار و آبشار های کوچک بسیارزیبایی ازذوب

یخچال ها وجود دارد که بر زیبایی منطقه افزوده است.

به نقطه ای رسیدیم که باید یک تراورس بلند به سمت راست انجام می دادیم تا

وارد دره اصلی با یخچال بسیار بزرگی (برفچال مورگل) شویم.

.

یخچالهای دره

مسیر دره شیب تندی داشت البته برفش یخ نزده بود اما بعضی جاها آقای خسروانی با کلنگ جای پا درست می کردند و با صبوری هرچه تمام تیم را یاری می کردند. قله زیبای مورگل هر لحظه بیشتر نمایان می شد این کوه  واقعا زیبا و با ابهت بود.

تا اینکه ساعت ۹:۱۵ به جای نسبتا وسیعی رسیدیم که زمین فوتبال می گفتندآنجا ساعتی استراحت کرده و آقایان خسروانی و رحمانی با میوه های خوشمزه(بقول مشتاق میوه های بهشتی) از ما پذیرایی کردند.

.

مهدی و آقای خسروانی

قله مورگل در سمت راست دره با شیب بسیار تند ومسیر کاملا فنی و قله «قبله » در سمت چپ با مسیر پاکوب شده، کاملاً قابل مشخص بود. قله قاش مستان (بلندترین قله رشته کوه دنا) در سمت چپ و پشت قله قبله است که قابل رویت نمی باشد.

پس از استراحت دوباره به راه افتادیم. ابتدا یک مسیر برفی را بالا رفته سپس به

مسیر شن اسکی زیر قله رسیدیم که شیبش واقعا تند و نفس گیر بود.

در مسیر قله همنوردان سنندجی را دیدیم که از قله برمی گشتند و پس از احوالپرسی و خدا قوت گفتن با آنها خداحافظی کرده و به راه خود ادامه دادیمپایین قله چشمه آب گوارایی بود که با نوشیدن آن جان تازه ای گرفتیم  و با انرژی تمام شروع به حرکت کردیم.

بالاخره رویای صعود تحقق یافت و تیم ما ساعت ۱۲:۲۰ دست در دست هم  بر قله ۴۴۵۰ متری قاش مستان (بیژن ۳) بلندترین قله دنا پا نهادیم. 

همنوردانی از کرمانشاه، خوزستان، لرستان و استان فارس آنجا بودند که همه به هم تبریک گفتیم و با توجه به اینکه ۲۷ تیر چهارمین سالگرد همنورد عزیزمان سامان نعمتی که سال ۱۳۸۷ در نانگاپاربات جاودانه شد، می باشد پلاکاردی تهیه کرده و این صعود را به روح والای ایشان تقدیم نمودیم. همه حاضرین در قله با یادبود ایشان عکس گرفتند

.

قله قاش مستان با همنوردان کرمانشاه

ارتفاعات دنا حقیقتا دیدنی هستند مدتی محو تماشای آن همه زیبای خلقت شدیم

ساعت ۱۳:۳۰ روی قله با آقایان خسروانی و رحمانی خداحافظی کردیم چون آنها منتظر گروه خودشان بودند.

قله قاش مستان(بیژن ۳)

 

با انرژی مضاعفی به سمت پایین حرکت کردیم و پیش چشمه همنوردان گروه بامداد را دیدیم که راهی قله بودند پس از احوالپرسی با آنهال به راه افتادیم. وقتی به مسیر دره برفی رسیدیم، برف نسبت به صبح خیلی نرم شده بود. با احتیاط پایین می آمدیم و بعضی جاها هم سُر می خوردیم گروههای زیادی را دیدیم که

اکثرا از استان فارس و راهی قله بود

ساعت ۱۷ به جانپناه رسیدیم. پس از استراحت کوتاهی سوپ درست کردیم و

منتظر همنوردانمان شدیم.

تصمیم گرفتیم شب را در جانپناه بمانیم. هوا مثل شب قبل بسیار مطبوع و ماه با درخشش و ستاره ها با نور خود آسمان را نقره افشانی نموده بودند

ساعت ۲۲ همنوردانمان آمدند و مدتی را کنار هم بودیم سپس همگی خوابیدیم.

روز جمعه ۱۶ تیر ساعت ۵ بیدار شدیم چادرها و وسایل را جمع نموده با همنوردانمان خداحافظی کردیم و ساعت ۶ صبح راهی روستا شدیم

  مسیر برگشت را از میان باغهای سیب انتخاب کردیم واقعا مناظر طبیعی بسیار زیبای داشت ساعت۸:۱۰ به داخل روستا رسیده با راننده مینی بوس به یکی از سفره خانه های سنتی به نام کیخسرو رفته و همانجا صبحانه را صرف نمودیم.

ساعت ۱۰ صبح راهی اصفهان شدیم با همنوردخوبمان آقایان  یوسفی و کامران اقدامیان خداحافظی کردیم و راهی قروه شده ساعت ۳:۳۰ صبح روز شنبه همگی در نهایت سلامت و اجرای یک برنامه و خاطره خوب، به قروه رسیدیم.

اعضای شرکت کننده در برنامه:

آقایان: مهدی لقایی- کامبیز اقدامیان- کامران اقدامیان- بهرنگ یوسفی- رامین سنگین آبادی- حمید یارویسی- مشتاق لقایی

بانوان:الهه زارعی- الناز صمدی- لیلا صالحی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رشته کوه های دنا ظاهرا دارای بیش از چهل و هفت قله بالای ۴۰۰۰ متر است ( قلل بیزن ۱ ، بیژن ۲ ، بیژن ۳ ، حوض دال ، مورگل ، قبله ، و ….. ) و یخچال های آن ازطویل ترین یخچال های طیعی در ایران می باشد..
روستای زیبای خفر
معرفی منطقه: روستای خفر با جمعیتی حدود ۱۶۰۰ نفر در زمستانو ۳۰۰۰ نفر در تابستان در میان کوههای مرتفع رشته کوه زاگرس و در حاشیه قلل دنا واقع شده است و این روستای خفر یکی از جنوبی ترین روستاهای استان اصفهان است.
به دلیل واقع شدن این روستا در دامنه طبیعت زیبای رشته کوه دنا و آب و هوای کوهستانی منطقه انواع گونه های گیاهی و جانوری در آن دیده می شود.
وجود ۱۴ قله بالای ۴۰۰۰ متر (قاش مستان بلندترین قله رشته کوه دنا با ارتفاع ۴۴۵۰ متر درنزدیکی این روستا قرار دارد.) همچنین انواع یخچال های طبیعی،آبشارهای متعدد و رودخانه های جاری شده از یخچال ها چشم اندازهایی زیبا بوجود آورده است.
سه روایت برای نامگذاری این روستا وجود دارد
 بعضی علت نامگذاری روستا را موقعیت توپوگرافی آن می دانند، به طوری که نام اولیه این روستا «خور» به معنای جای گود بوده و این نام به «حفر » و سپس به «خفر» تبدیل شده است. 
روایت دوم کلمه خفر را برگرفته از «خور یا غور می داند. غور یا غوری نام قبیله یا مردمان اولیه ای می باشد که در این محل سکونت داشته اند
 برخی نیز این لغت را برگرفته از گور یا گبر می دانند که خود آیینی قبل از اسلام را در منطقه معرفی می نماید.
باغ های سیب د ر این روستا از جاذبه های منطقه محسوب می شوند. محصولات محلی و صنایع دستی نیز جذابیت های خاص خود را دارند.
منطقه خفر با توجه به موقعیت مکانی خود در کوهپایه «قلل دنا» مکانی جذاب برای تیم های کوهنوردی طبیعتگردی می باشد.
از مکان های دیدنی منطقه می توان به آبشار خفر، تنگه دناآسا، غار یخی، غار کیخسرو، چشمه سید محمد، رودخانه های پرآب که از دو سمت روستا عبور کرده و به رودخانه ماربُر می ریزند، اشاره کرد.در زمستان با سایر فصول متفاوت است و حجم زیاد برف و سرمای هوا، دسترسی به روستا را بسیار سخت می کند و بازدیدکنندگان نمی توانند با ماشین به  روستا وارد شوند.


صعود به قله بیستون

این پست مربوط به تیر ماه  1391 از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
کو ه بیستون با دیواره های زیبایش همیشه برایم نماد استواری بود.
سالهای گذشته(گزارشش را در ادامه مطلب خواهم نوشت) در سه نوبت دو مسیر(قاجر و سرشکن) را تا حدودی رفته اما هیچگاه قله اصلی آن را صعود نکرده بودم تا اینکه روز جمعه ۲۴ تیر ۱۳۹۱ همراه سه تن از دوستان اهل صحنه رویایم تحقق پیدا کرد و همراه همسر و همنوردانم  موفق به صعود این قله شدم.
گزارش کامل همراه با تصاویر را در ادامه مطلب بخوانید…
قله بیستون

دورنمای قله و دیواره با عظمت بیستون


روز جمعه ساعت ۴ صبح با ماشین شخصی از قروه به سمت شهر بیستون حرکت کردیم. ساعت ۶ با همنوردان اهل صحنه (خانم عزیزی- آقایان حیدری و اسکندری) در پلیس راه کرمانشاه- همدان، قرار گذاشته بودیم،پس از آمدن  همنوردان ساعت ۶:۴۵ به سمت کوه بیستون حرکت کردیم
اگرچه می شد تا ابتدای مسیر با وسیله رفت، اما جهت امنیت بیشتر ماشین را کنار پلیس راه گذاشتیم.
از پلیس راه تا ابتدای مسیر حدود نیم ساعت است و از آنجا مسیر شیب دار و به صورت پله می باشد.

درختچه های بلوط و ون زیبایی خاصی به مسیر داده بودند. هوا کم کم گرم می شد و بعضی جاها واقعا طاقت فرسا بود.
هیچ کوهنوردی در مسیر نبود به قول همنوردانمان در این فصل گرما کمتر کسی هوس آمدن به قله بیستون را دارد. 
پس از ساعتی به چشمه ای رسیدیم که آبش خشک شده بود. همانجا صبحانه را خورده سپس به راه خود ادامه دادیم.

با وجودی که همه آب داشتیم اما با توجه به گرمی هوا از نظر روانی نگران بودیم تا مبادا دچار کمبود آب شویم 
آقای حیدری(راهنما) بیان داشتند که چاه آبی در مسیر هست و دعا کنید خشک نشده باشد 
ما هم به عشق رسیدن به چاه آب گامهای استواری بر می داشتیم.

محل چاه آب

حدود یک ساعت بعد به محلی رسیدیم که قبلاجای عشایر بوده اما به علت گرمی هوا کوچ کرده بودند.
منطقه خیلی سر سبز بود آقای حیدری چاه آب را پیدا کرد که روی آن با صفحه فلزی پوشانده شده بود وقتی رویش را برداشتیم، دیدیم که چاه آب دارد و چه آب خنک و گوارایی، وجود آب همه را مسرور کرد و در آن گرمای جانسوز روحمان را جانی دوباره بخشید قمقمه های آب را پر کردیم و به سمت یالی که منتهی به قله می شد، حرکت کردیم کوله هایمان را در بین صخره ایی استتار کردیم و با کوله حمله به سمت قله راه افتادیم.

ابتدای یال شیب تندی داشت پس از عبور از آن  به شیب صخره ای رسیدیم هوا همچنان ناجوانمردانه گرم بود. 

بین راه به یک صخره غار مانندی رسیدیم که خیلی خنک بود مدتی را آنجا نشستیم و مقداری آب و تنقلات خورده و در پای دیواره به سمت چپ تراورس نمودیم.

دوباره به قسمتهای صخره ای رسیده و پس از عبور از آنها ساعت ۱۳:۱۰ به قله پرشکوه بیستون با ارتفاع ۲۸۵۵متری رسیدیم .

شوق دیدار قله

چقدرچشم انداز ارتفاعات اطراف زیبا بودند مدتها محو آن همه ابهت و عظمت دیواره های بیستون از آن بالا بودیم.  
به یکدیگر تبریک گفتیم و تشکرات لازمه را از آقای حیدری و اسکندری نمودیم که با محبت خالصانه خود ما را در راه رسیدن به قله یاری کردند. 

نفرات از راست: آقای اسکندری، خودم، ژیلا، مهدی، آقای حیدری ، رحمان

پس از گرفتن چند عکس و خوردن میوه و تنقلات به سمت پایین حرکت کردیم. 

در راه برگشت هوا نسبتا خوب بود و نسیم ملایمی می وزید که سبب خوشحالی بود. 
ساعت ۱۵:۱۵ به محل چاه آب رسیدیم و دوباره قمقمه ها را پر آب کرده و ناهار را زیر سایه تک درختی صرف نمودیم. 

وجود سایه این درخت در آن فضا واقعا نعمت بود. حدود ۲ ساعتی آنجا استراحت کردیم. ساعت ۱۷:۴۵ به سمت پایین راه افتادیم.

ساعت ۱۹:۴۵ به پلیس راه رسیدیم و به سمت صحنه حرکت کرده و همانجا با همنوردان (آقایان حیدری و اسکندری) خداحافظی کردیم.

 برای شام منزل خانم عزیزی رفتیم که والدینشان بسیار زحمت کشیده بودند و بعد از صرف شام با آنها خداحافظی کرده راهی قروه شدیم و ساعت ۱ بامداد با خاطرات خوش صعود قله بیستون به قروه رسیدیم.

صخره های زیر قله

نمونه از نوع سنگهای بیستون

همه ناظر قله بودیم 

                                                        درختچه زیبای بلوط و ون
       

نقش ورزش در پیشگیری از سکته قلبی و مغزی

 بهترین روش برای پیشگیری از بروز سکته‌های قلبی و مغزی ورزش است. علم پزشکی مدرن در تحقیقات جدید ثابت کرده است که با انجام فعالیت‌های ورزشی منظم و مداوم همراه با رژیم غذایی مناسب می‌توان از بسته شدن رگ‌های قلبی و مغزی جلوگیری کرد 
و از بروز سکته‌های حاد قلبی و مغزی که نتیجه‌اش مرگ آنی یا فلج شدن بدن است پیشگیری کرد.اگر روزانه به مدت نیم ساعت پیاده روی یا آرام دویدن و نرمش‌های سبک روزمره را در برنامه زندگی خود قرار دهید و از مصرف بی‌رویه برخی غذاها پرهیز کنید هرگز به سکته قلبی دچار نمی‌شوید.
علل سکته قلبی عبارتند از:
–  ازدیاد چربی خون (به‌ویژه کلسترول)
–  چاقی و کم تحرکی
– استرس
–   ژنتیک (استعداد ارثی)
–  سیگار، مواد مخدر، الکل و برخی علل ناشناخته
اغذیه مجاز و مفید برای قلب و مغز عبارتند از:
انواع میوه‌ها و سبزی‌ها، ماهی، مرغ، حبوبات، غلات، روغن‌های گیاهی مثل روغن زیتون، ذرت، بادام زمینی، اغذیه آب پز و پختنی، لبنیات کم چرب یا بدون چربی.
انواع غذاهای غیرمجاز برای بیماری‌های قلبی و فشارخون و چربی خون بالا عبارتند از
نمک، گوشت قرمز، اغذیه سرخ شده و پرچرب، پیتزا، همبرگر، سوسیس، کالباس، لبنیات چرب، روغن‌های حیوانی…………..
استرس‌های روزمره نیز می‌توانند از طریق ازدیاد فشارخون عاملی برای سکته باشند در نتیجه در طول شبانه روز علی رغم مشکلات فردی و اجتماعی، بایستی شاداب و خندان بود تا تنش‌های زندگی سبب مرگ آنی یا سکته نشوند.
مصرف سیگار و الکل و مواد مخدر می‌توانند هم سبب بسته شدن رگ‌های قلبی و مغزی شوند و هم اختلالات کبدی، کلیوی، گوارشی، ریوی و مغزی ایجاد کنند و توسط سکته عاملی برای فلج شدن اعضای بدن می‌گردند. برای مبتلا نشدن به سکته قلبی باید مواظب علت‌های ذکر شده باشیم. یعنی از غذاهایی استفاده کنیم که پرچرب نباشند و هر ۶ ماه با آزمایش، چربی خون را کنترل کنیم، هرگز سیگار نکشیم، ورزش را فراموش نکنیم. افرادی که ورزش مداوم و یکنواخت می‌کنند هرگز سکته نمی‌کنند.
دخانیات یکی از علل اصلی سکته‌های قلبی و مغزی است زیرا ذرات نیکوتین سیگار به چربی‌های خون از نوع کلسترول و تری گلیسیرید متصل می‌شوند و در داخل رگ‌های کرونر قلب رسوب می‌کنند و آنها را می‌بندند، در نتیجه لخته بسته شده سبب سکته قلبی می‌شود و فرد را از پای در می‌آورد. (نیکوتین بر خاصیت چسبندگی و لخته سازی پلاکت‌های خونی می‌افزاید). افرادی که بیماری قند دارند باید بیشتر از سایر افراد دقت کنند و از طریق ورزش، رژیم غذایی و احتمالاً مصرف دارو، نگذارند بیماری قند تشدید شود. مرض قند را می‌توان طوری کنترل کرد که نتواند حتی یک روز از عمر انسان بکاهد. فشار خون بالا می‌تواند در طولانی مدت و در صورتی که رعایت نشود و تحت درمان نباشد سبب گشادی قلب و سکته قلبی شود از این رو، افرادی که فشار خون بالا دارند باید در مصرف نمک بسیار احتیاط کنند و معاینات کلینیکی را به‌طور مرتب انجام دهند و از ازدیاد چربی خون غافل نمانند زیرا این دو در ارتباط تنگاتنگ با هم هستند. فشارهای روحی روزمره و استرس‌های مکرر می‌تواند یکی از علت‌های دیگر سکته قلبی باشد زیرا وقتی که فرد همیشه در معرض مشکلات روحی و تنش‌های عصبی و کاری باشد، از طریق ترشح برخی هورمون‌ها در بدن، فشار خون او بی‌ثبات می‌شود و اسپاسم عروقی رخ می‌دهد و سبب می‌شود تا فرد بسیار مستعد به سکته قلبی شود و اگر فردی که فشار خون دارد یا سیگاری است، استرس زیاد نیز داشته باشد بسیار بیشتر در معرض اختلالات قلبی و نهایتاً سکته قلبی است.
نتیجه:
 داشتن یک برنامه زندگی به‌طور منظم و حساب شده برای سلامتی افراد بسیار مهم است. فردی که از نظر غذایی رعایت می‌کند و پرخوری و زیاده روی نمی‌کند، به ورزش و تمرینات بدنی می‌پردازد، از هوای سرشار از اکسیژن پارک‌ها یا مناطق جنگلی بهره می‌جوید و زندگی را سخت نمی‌گیرد هرگز دلیلی ندارد که سکته قلبی کند و به فلج مغزی و مشکلات طبی دچار شود. پس منظم و شاد باشیم تا همواره سالم و موفق زندگی کنیم.
جناب آقای دکتر لطفعلی پورکاظمی-رئیس فدراسیون پزشکی ورزشی با تشکر از انجمن پزشکی کوهستان ایران

ماجرای گنجشک و آتش

 گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم …
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد !!

ایستگاه تامل…

گزارش برنامه صعود به قله آزاد کوه

خرداد امسال (۱۳۹۴) باز هم فرصتی پیش آمد تا همراه تعدادی از همنوردان گروه قاجر به قله ۴۳۹۰ متری آزاد کوه از قلل البرز مرکزی صعود کنم البته این دومین باری بود که به این قله صعود می کردم اولین بار سال ۱۳۹۰ بود
گزارش برنامه در ادامه مطلب… 
  سه شنبه ۱۲ خرداد
همراه ۲۲ نفر از اعضای هیئت و گروه کوهنوردی قاجر ساعت ۱۴ روز سه شنبه ۱۲ خرداد با یک دستگاه ون و یک وانت کاپرا  از قروه به جهت صعود به قله آزاد کوه به سمت جاده چالوس حرکت کردیم. 
بعد از عبور از شهرهای همدان، آوج، آبیک، تاکستان، قزوین و کرج به طرف جاده چالوس رفتند. جاده چالوس به جهت  ترافیک سگین، یکطرفه شده بود.
بعد از تونل کندوان  وقتی به سه راهی پل زنگوله رسیدیم ، از جاده اصلی چالوس تفییر مسیر داده و از جاده یوش-بلده به راه خود ادامه داده از روستاهای دونا- نسن- پیل نور- گذشته  وزمانی که به روستای میناک رسیدیم ، به سمت راست تغییر مسیر داده و پس از طی کردن ۵ کیلومتر و عبور از روستای «کلاک پایین» ساعت ۱:۳۰ نیمه شب به آخرین روستا (کلاک بالا) از توابع شهرستان بلده در استان مازندران رسیدیم (کل مسیر تا این قسمت آسفالت می باشد)
در انتهای روستا پارکینگی وجود داشت که همانجا کمپ را برپا و شام را صرف نموده و خوابیدیم.
محل کمپ
محل پارکینگ
۱۳ خرداد
صبح پس از صرف صبحانه و جمع آوری چادرها همگی اعضا ساعت ۹:۱۰ از روستای کلاک بالا و مسیر شمالی در هوایی مناسب به سمت بالا حرکت کردیم. 
  از مزارع زیبا و سر سبز روستا که در سمت راستش رودخانه‏ ها قرار گرفته حرکت کردیم ابتدای مسیر با شیب ملایم شروع می شود اما  رفته رفته شیب مسیر تند می‏ شد و بعد از حدود ۲۰ دقیقه پیاده روی به محل تلاقی دو رودخانه رسیده و از سمت چپ، کنار آبشار حرکت کردیم که عموماً مسیر حرکت کوهنوردان است.
  
با پشت سر گذاشتن چشمه‏ های متعدد و زیبا و رودخانه‏ های کوچک که به رودخانه اصلی می‏ریزد، مجدداً تغییر مسیر به سمت راست رودخانه اصلی داده و  ساعت ۱۱:۵۰ در کنار رودخانه و جای نسبتا مناسبی ناهار را صرف  نموده  و پس از استراحت نسبتا طولانی به راه خود ادامه داده و ساعت ۱۴:۴۰ به محل کمپ که در ارتفاع حدود ۳۱۵۰ متری قرار داشت، رسیده و همانجا چادرها را برپا کردیم  هیچ پناهگاهی در این منطقه وجود ندارد. 
محل کمپ
کم کم از شهرهای مختلف کوه نوردانی می آمدند. نزدیک غروب  باران شروع به بارش نمود و تا پاسی از شب ادامه داشت. اعضای تیم بعد از صرف شام به امید صعودی موفق در داخل چادرها با صدای دلنواز آب که از یخچالها جاری بود، خوابیدند.
همراه برادرم طیب در زیر نم نم باران
۱۴ خرداد
ساعت ۴ سرپرست گروه بیدار باش داد و پس از صرف مختصر صبحانه ای کوله حمله را برداشته، ساعت ۵ در هوایی کاملا بهاری با وزش باد به سمت قله حرکت کردیم.
 ابتدا مسیر پاکوب  و شیب کمی داشت و جریان آب و چشمه های زیبا همچنان ادامه داشت. . کمی که بالاتر، قله زیبای دماوند از میان فضای غبارآلود نمایان بود در ادامه مسیر  از یک یخچال تراورس کرده و به سمت جنوب غربی تغییر مسیر داده و به نزدیکی گردنه چورن رسیدیم. 
دورنمای زیبای قله همیشه سرفراز دماوند البته این عکس را سال ۱۳۹۰ گرفتم امسال زیر پوششی از گرد و غبار بود 
مسیر از این قسمت تا قله شنی  و به صورت زیگزاگی و شیبی تند در حدود ۶۰ درجه داشت. در طول مسیر چند نفر داشتند از قله بر می گشتند.
 اعضای تیم  ما ساعت ۸:۳۵ در هوایی که باد همچنان با شدت می وزید، به قله ۴۳۹۰متری آزاد کوه رسیدند. 
اعضای صعود کننده تیم
کوههای اطراف قله بسیار جذاب بودند و مناظر زیبایی را خلق کرده بودند همنوردان همه به همدیگر تبریک گفته و یاد و خاطره سامان نعمتی (کوهنورد گروه قاجر که در نانگاپاربات جاودانه شد) را گرامی داشتند ( در این صعود مادر زنده یاد سامان حضور داشت)
سال ۱۳۹۰ زنده یاد برادرزاده ام شیلا نیز در این صعود شرکت داشت در همه طول مسیر خاطراتش برایم تداعی می شد بنری هم به یاد او به قله برده بودم.
همراه زنده یاد شیلای عزیزم بر فراز قله سال ۱۳۹۰
جای مهدی هم در این صعود خیلی خالی بود 
همراه مهدی برفراز قله سال ۱۳۹۰ 
 حدود ۳۵ دقیقه روی قله بودیم کم کم از گروه های دیگر به قله می آمدند. گروه  ما پس از گرفتن چند عکس با شور و شوق به سمت پایین حرکت کردند . در مسیر برگشت از قله به همنوردانی از گرگان، ایلام، گیلان، هشتگرد، زنجان، تبربز، کرمانشاه، همدان، کرج، آمل، ساوه، تهران رسیدیم که قصد صعود به قله را داشتند.
یکی از اتفاقات جالب این صعود آنکه همنورد خوبم منیره  از کوهنوردان توانمند گیلان نیز قصد صعود این قله را داشتند از دیدارسان خیلی مسرور شدم.
همراه همنورد منیره عزیزدر مسیر سن اسکی
ساعت ۱۱:۴۵  به محل کمپ رسیده  و پس از جمع آوری وسایل و گرفتن عکس ساعت۱۲:۲۵ به سمت پایین و راهی روستا شدیم.
اعضای شرکت کننده در برنام
در طول مسیر برگشت همنوردانی بودند که قصد صعود داشتند گروه  ما ساعت ۱۴:۴۵ به روستای کلاک بالا رسیده و کوله ها را در ماشینها گذاشته و آماده حرکت شدیم. 
پارکینگ بسیار شلوغ شده بود بسختی ماشین ها بیرون آورده و ساعت ۱۵:۴۵ به سمت جاده چالوس- کرج حرکت کرده و  در پل زنگوله ناهار را صرف نموده و پس از پل زنگوله ترافیک سنگینی بود تا اینکه جاده را یکطرفه کردند و ساعت ۱۱ شب به کرج رسیده سپس به سمت جاده قزوین رفته و شام را در نزدیکی قزوین صرف نمودیم.
 بالاخره ساعت ۷:۱۵ روز ۱۵ خرداد همگی اعضا درنهایت سلامت و اجرای یک برنامه خوب به قروه رسیدیم.
معرفی مختصر آزاد کوه
آزاد کوه قله‏ ای ازسلسله جبال البرز مرکزی به ارتفاع ۴۴۰۳ متر که بوسیله گردنه چورن به ارتفاع ۳۸۴۰ متر بامختصات جعرافیائی شرقی ۵۰۹۰۷ – º ۵۱=E  شمالی” ۱۸ – ۱۶°۳۶۰ = N  و درمجاورآن قله “سرماهو” به ارتفاع ۴۱۵۰ متر به شکل خط‏االرس نعل واری در جهت شرقی و جنوب غربی به قله یخچال و قله کمانکوه و خط‏الرس اصلی متصل است و از طرف جنوب شرقی به قلل کهنو، گون پشته و نرگس‏ها منتهی می‏ شود.
از دیگر نامهای آزاد کوه به شاهزاده گردن‏کج می‏توان اشاره کرد علت آن کج بودن این کوه به سمت شمال می‏ باشد. و بلند ترین کوه در این منطقه می‏ باشد و از لحاظ فنی از کوههای مطرح نزد کوهنوردان است.
آزادکوه پس از خلنو مرتفع ترین قله در البرز مرکزی است. این قله در جناح شمالی خلنو و در نزدیکی کوه های نور قرار دارد. قله سرچشمه اصلی رودخانه هراز است و در امتداد جنوبی رشته کوه وروشت تا کوه گرگ واقع شده است.
صعود به آزاد کوه کار فنی و تکنیکی ندارد و در هنگام صعود در تابستان نیاز به استفاده از وسایل فنی نیست. دو راه برای صعود به آزاد کوه وجود دارد. راه آسان‌تر و کوتاه‌تر از مسیر روستای کلاک بالا و راه سخت‌تر و بلندتر از مسیر روستای نسن است. صعود از راه کلاک بالا بین ۱ تا ۲ روز و صعود از راه نسن ۲ روز طول می‌کشد. هیچ پناهگاهی در هیچ‌یک از راه‌ها وجود ندارد و هر کس که قصد صعود دارد باید با خود چادر حمل کند. صعود به این کوه در زمستان آسان نیست زیرا خطر ریزش بهمن وجود دارد. (ویکی پدیا)
جبهه شمالی این کوه حالت دیواره‏ای و عمودی داشته و کاملاً پرتگاهی است و هیچ‏گونه مسیری برای صعود به این قله از این جبهه وجود ندارد. در قله کوه دو شاخک وجود دارد که بالاترین ارتفاع بر روی شاخک شرقی با ارتفاع ۴۴۰۳ متر توسط گروه کوهنوردی پژوهشکده در سال  1382 ثبت گردیده است روی این شاخک‏ها آثار و ابنیه تاریخی وجود دارد که بر اساس مدارک مربوط به خرابه آتشکده‏های باستانی می‏باشد.
منطقه آزاد کوه یکی از چشمه‏ های اصلی رودخانه هراز است که پس از گذر از مسافتی طولانی از سمت غرب به شرق در منطقه‏ای بنام دوآب بلده یا دو رود به شاخه دیگر هراز می‏پیوندد و پس از گذشتن از آمل به دریای خزر می‏ریزد.
راههای متعددی جهت صعود به این کوه وجود دارد که از میان آنها می توان  به مسیری که از “وارنگرود” آغاز می‏ شود و یا به مسیری که از الیکا و کلاونکا شروع شده و یا مسیر روستای نسن و مسیر ناحیه اشاره نمود. اما بهترین راه دسترسی به قله مسیر شمال شرقی قله است که از روستای کلاک بالا آغاز و پس از دور زدن کوه از جانب جبهه جنوب غربی  صعود به قله آغاز می‏ شود.
معرفی روستای کلاک بالا:
روستای کلاک بالا به ارتفاع ۲۶۵۰ متر، واقع در منطقه البرز مرکزی، کیلومتر ۱۱۰ جاده کرج – چالوس و از توابع شهرستان نور استان مازندران می باشد.

بهترین زمان ورزش چه موقع است؟

 آیا بهترین زمان ورزش وجود دارد؟  دلیل اصلی عدم ورزش منظم اعتقاد به فقدان نتیجه و عدم داشتن وقت است. پس ، از نظر بسیاری از افراد ، بهترین زمان ورزش زمانی است که راحت ترین است و زمانی است که متناسب با برنامه ای شلوغ می باشد.
تحقیق در مورد ورزش و زمان آن در روز در حال افزایش است ، اما هنوز این تحقیقات محدود است و بدون مباحثه نمی باشند. به طور کلی ، در صورتیکه بتوانید زمانی را برای ورزش پیدا کنید که به آن می توانید به طور مرتب پایبند باشید ، احتمال بیشتری وجود دارد که بطور منظم تمرین کنید و نتایج بهتری بگیرید.
ریتم های زمان ورزش کردن را در ادامه مطلب بخوانید…
ریتم های ۲۴ ساعته
چرخه خواب و بیداری انسان چرخه ای روزانه به نام ریتم های ۲۴ ساعته را دنبال می کند. این چرخه است که درجه حرارت بدن ، فشار خون ، هشیاری و سوخت و ساز و دیگر وظایف فیزیولوژی مان را تنظیم می کند. بطور کلی این ریتم ها با روز ۲۴ ساعته مان مطابقت می کند و می تواند بر اساس نشانه های محیطی تنظیم مجدد شود. زمانی که در روز به ورزش می پردازیم یکی از این نشانه هاست. تحقیق انجام شده به وسیله دانشگاه تگزاس شمالی در دنتون دریافت که با وجود اینکه ریتم های ۲۴ ساعته ذاتی هستند می توانیم آنها را براساس رفتارهای مان مجددا تنظیم کنیم. برای مثال، استفاده از ساعت زنگ دار ، برقراری زمان های غذا و حتی زمان ورزش کردن مان همگی نشانه هایی برای کمک به تنظیم مجدد ریتم های مان هستند. آنها دریافتند افرادی که به طور مرتب در صبح ورزش می کنند به بدن شان می آموزند که در آن زمان روز بیشترین آمادگی را برای ورزش داشته باشند. وقتی انجام ورزش را به عصر تغییر دادند ، به همان نسبت احساس قدرت کردند.
توانایی تنظیم ریتم برای ورزشکارانی که برای رقابتی خاص تمرین می کنند مهم می باشد. پیام این است که در همان زمانی از روز ورزش کنید که این رقابت برگزار خواهد شد. تحقیق از این توصیه حمایت می کند. در نتیجه ، اگر تمرین مارتن را در صبح انجام دهید ، می توانید در روز رقابت بهتر عمل کنید.( ماراتن ها معمولا درصبح آغاز می شوند). اما اگر عصر تمرین کنید ، در روز رقابتی که صبح انجام می شود ممکن است احساس کنید ضعیف تر و کندتر هستید.
                                                        تفاوت های فردی
برخی افراد به طور ذاتی صبحی هستند. آنها مشکلی با انجام ورزش با جنب و جوش در صبح ندارند. دیگران نمی توانند اینگونه سریع عمل کنند و این احتمال در آنها بیشتر است که دوست داشته باشند اواخر روز به ورزش بپردازند. اگر چنین ترجیح آشکاری دارید بسیار آسان است که تصمیم بگیرید از چه نوع برنامه ورزشی پیروی کنید. نکته جالب این است که تحقیق نشان می دهد سوای اینکه فکر می کنید چه زمانی بهتر قادر به ورزش هستید ، در واقع تقریبا همه ما در اواخر بعداظهر از لحاظ بدنی قوی تر هستیم و استقامت بیشتری داریم.
                                                        تغییر برنامه
همه نمی توانند هر زمان که دوست داشتند ورزش کنند. کار و تعهدات خانوادگی اغلب در اولویت هستند و منجر می شوند که کمتر ورزش کنیم.اگر دریافتید که تنها وقتی که می توانید ورزش کنید زمانی است که کمترین اشتیاق به انجام آن را دارید ، ناامید نشوید. همانطور که پیشتر خواندیم ، می توانید ریتم ها را تغییر دهید و بدن تان می تواند به زمان جدید ورزش سازگار شود. به هرحال ،  تنظیم مجدد ساعت درونی ممکن است حدود یک ماه طول بکشد.
                                        تحقیقات در مورد بهترین زمان ورزش
اگر چه تحقیق ویژه ای در این مورد انجام شده است ، متاسفانه جواب سوال ” بهترین زمان ورزش کی است؟” بسته به سوال خاصی که می پرسید ، اهداف تمرینی تان ، و تبعیت از ورزش تان متغیر است. در اینجا برخی از تازه ترین یافته های تحقیق ویژه ارائه می شود.
 اواخر بعدازظهر بهترین زمان برای ورزش است. تحقیق نشان می دهد که مناسب ترین زمان برای ورزش موقعی است که درجه حرارت بدن تان در بالاترین حد خود است ، که برای اکثر افراد ساعت ۴ تا ۵ بعدازظهر می باشد ( درجه حرارت بدن درست قبل از بیدار شدن در پایین ترین حد است).
 قدرت در بعدازظهر بیشتر است. دکتر هیل گزارش داد که بازده قدرت در حول و حوش نیم روز ۵% بیشتر است. اجرا غیر هوازی نظیر دو سرعت در اواخر بعدازظهر ۵% بهبود پیدا می کند.
  استقامت در بعداز ظهر بیشتر است. ظرفیت هوازی ( استقامت ) در بعدازظهر ۴% بیشتر است.
 احتمال بروز آسیب ها در بعدازظهر کمتر است. اگر می خواهید از آسیب ها اجتناب کنید ، ورزشی که بعدازظهر انجام می شود بدلایل زیاد بهترین زمان است. در هشیار ترین وضعیت هستیم ؛ درجه حرارت بدن مان در بالاترین حد است به این دلیل عضلات مان گرم و انعطاف پذیر هستند؛ و قدرت عضلانی مان در بالاترین حد است. این سه عامل احتمال آسیب دیدگی را کمتر می کند.
  ورزش کنندگان در صبح منظم تر ورزش می کنند. با وجود اینکه ورزش بعدازظهر ممکن است از نقطه نظر فیزیولوژی مناسب ترین باشد، تحقیق نشان می دهد که احتمال بیشتری هست که ورزش کنندگان در صبح در مقایسه با ورزش کاران اواخر روز به آن پایبند باشند.
  ورزش عصر و خواب . اکثر تحقیقات از این عقیده که ورزش می تواند کیفیت خواب را بهبود بخشد حمایت می کند. اما آیا ورزش دیر هنگام در عصر شما را بیدار نگاه می دارد؟ مطالعات بهبودهایی را در خواب در نتیجه هم ورزش صبح هنگام و هم بعدازظهر نشان داده است ، پس هنوز روشن نیست که ایا ورزش عصر شما را بیدار نگاه می دارد. یک مطالعه حتی نشان داد که ورزش شدید نیم ساعت قبل از زمان خواب تاثیری بر خواب نداشت.
 یک چیز که بر روی آن توافق وجود دارد این است که محرومیت از خواب می تواند مانع اجرا ورزش شود.
                                                      خلاصه کلام
خبر خوب این است که برای انتخاب بهترین زمان ورزش باید بر اساس اهداف شخصی ، برنامه و سبک زندگی تان تصمیم گیری کنید. بطور ایده آل ، زمانی را انتخاب خواهید کرد که می توانید بطور منظم به آن پایبند باشید و آن را بخشی از برنامه روزانه یا هفتگی تان کنید. اگر برای آمادگی جهت رقابتی تمرین می کنید ، کار عاقلانه این است که تمرین تان را جهت مطابقت با زمان آغاز رقابت تغییر دهید ، و همیشه عاقلانه است که قبل از ورزش خودتان را گرم کنید.
منبع : http://sportsmedicine.about.com/od/anatomyandphysiology/a/WhenToExercise.htm مترجم : فریدون شیرمحمدلی
منابع: انجمن پزشکی کوهستان- وبلاگ کوهنوردی،ورزش و سلامتی

صعود به قله «امروله»

 این پست مربوط به تیر ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
هر وقت از جاده کرمانشاه می گذشتم، کوه «امروله» که بین کنگاور و صحنه بود، توجه ام را جلب می کرد خصوصا نمایی زمستانی آن که بسیار زیباست.
تا اینکه با یکی از همنوردان که اهل صحنه بود،قرار گذاشتیم، این هفته صعودی به ارتفاعات «امروله» داشته باشیم. ایشان هم به هیئت کوهنوردی صحنه مراجعه نمودند و یکی از پیشکسوتان قدیمی قرار شد به عنوان راهنما با ما باشند. 
گزارش صعود در ادامه مطلب ….

نمایی از کوه امروله

نفرات از راست به چپ: آقای حیدری(راهنما) مهدی- خودم- همنوردم(ژیلا)

قله امروله با مهدی

قله امروله همراه همنوردان صحنه


عصر پنجشنبه ۱ تیر با همسرم به منزل ژیلا همنورد خوبم، رفتیم و شب را منزل آنها ماندیم.

 صبح روز جمعه ۲ تیر  طبق هماهنگی ایشان ساعت ۵:۳۰  همراه آقای حیدری (راهنما) وجوان دیگری به نام عرفان، عازم روستای «بردینه» که در جاده کنگاور واقع شده، رفتیم . ماشین را کنار مدرسه گذاشته و  به سمت ارتفاعات امروله حرکت کردیم.

نمای پشت عکس روستای بردینه

پس از ساعتی از مسیر نسبتا شیبدار به سنگهای صخره ای رسیدیم که شبیه سنگهای بیستون خشن و تیز بودند. حدود یک ساعت دست به سنگ رفتیم تا به محوطه ای به نام «گاچال» که در پای زین کوه واقع شده بود، رسیدیم. بعد از عبور از آن همه صخره های خشن ناگهان با فضای سرسبز و پر گلی روبرو شدیم که حقیقتا روح را نشئه تازه ای می بخشدید و مسیرش هم شیب ملایمی داشت.

در بین راه آقای حیدری با همه محبت و خلوص نیتش، اطلاعاتی را که در باره کوههای منطقه داشتند، برایمان توضیح می دادند. تا اینکه ساعت ۸ به محوطه وسیعی که عشایر آنجا چادر زده بودند، رسیدیم و سر چشمه نشسته و صبحانه را صرف کردیم.

محوطه گاچال

چند تا از کودکان عشایر به طرف ما آمدند و با لبخند و سادگی کودکانه شان برایمان نان محلی کره و دوغ آوردند که واقعا خوشمزه و مزه واقعی را داشت. 

پس از ساعتی استراحت و بر داشتن آب، راهی پناهگاه شدیم. آقای حیدری توضیح دادند که چقدر برای ساختن این پناهگاه که در ارتفاع ۲۸۵۰ متری واقع شده، زحمت کشیدند اما در اثر زلزله و بی توجهی عده ای تقریبا تخریب شده بود البته فعلا قابل استفاده بود اما احتیاج به تعمیر زیادی داشت.

 

پناهگاه

چند عکس کنار پناهگاه گرفته سپس به طرف قله حرکت کردیم. 

مسیر قله هم واقعا متنوع و زیبا بود. بعضی جاها دست به سنگ می شدیم و دوباره به محوطه باز و سرسبزی می رسیدیم. تا اینکه تیم ۵ نفره ما ساعت ۱۲ به قله زیبای امروله رسید با وجودی که هوا غبار آلود بود اما بسیاری از  ارتفاعات قابل رویت بودند از جمله دالاخانی، بیستون و….. 

حدود نیم ساعتی روی قله محو زیبایی آن همه  قله ها و خط الراس ها بودیم. بعد از گرفتن چند عکس و خوردن سیبهای خوشمزه ای که آقای حیدری آورده بود، به سمت پایین حرکت کردیم.

نمایی از قله امروله

هوا هم بسیار خوب بود و باد ملایمی می وزید. نزدیک پناهگاه به یک گروه ۱۴ نفره گروه پویای همدان رسیدیم که راهی قله بودند چند نفر از آنهادر پناهگاه ماندند وبقیه به سمت  قله حرکت کردند. 

پناهگاه در دامنه زین کوه

نهار را داخل پناهگاه خورده و کمی  استراحت کردیم سپس به سمت روستا حرکت کردیم. 

در راه برگشت تازه احساس می کردم که چقدر بعضی از قسمت های مسیر، شیب های تندی دارند.

ساعت ۶ به روستا رسیدیم و دوباره به صحنه رفته دوستان را آنجا گذاشتیم و بعد از خداحافظی با آنها، ما به قروه برگشتیم.

در بین راه وقتی ارتفاعات امروله را می دیدیم، همه اش با مهدی راجع به صعود خوبی که داشتیم، صحبت می کریدیم.ساعت ۲۱:۳۰ به قروه رسیدیم.

معرفی امروله

نام :امروله از کلمه امرو و پسوند ((له)) ترکیب یافته وامرو به گویش کردی همان امرود یا گلابی وحشی است و ﴿﴿له))علامت تصغیر‚ بنابر این امروله به معنی امرود کوچک میباشد واین اسم به خاطر وجود درختان امرود بوده که که بصورت جنگلهای پراکنده در زمانهای پیشین در نقاط مختلف ان دیده شده . امروزه هم اثاری از این درختان در شمال روستای گرگلان و شمال روستای کل گدار بصورت درختچه مشاهده میشود .

موقعیت : امروله در حدود ۱۲ کیلومتری شمال صحنه قرار گرفته و از مشرق به کنگاور  از مغرب به سنقر از شمال به زمینهای اسداباد  واز جنوب به صحنه محدود است .

پن : رسوبات امروله مربوط به دریای تتیس است که از الپ غربی تا هیمالیا گسترش داشته و در دوره تریاس از دوران دوم زمین شناسی میباشد  که حدود ۱۶۰میلیون سال پیش تشکیل یافته در اثر چین خوردگی الپ و فشارهای تکنویکی از زیر اب بیرون امده است .

جنس رسوبات :جنس رسوبات از کربنات کلسیم است و در بعضی نقاط همراه با کربنات منیزیم میباشد که به ان دولومیت گویند .سنگهای اذرین به صورت قطعات ریزودرشت و پراکنده مشاهده شده که از جنس سیلیکاتها مانند ﴿﴿ابسیدین)) میباشد ظمنا قطعاتی از شهاب سنگها در قسمتهای مرکزی دیده میشود .

ارتفاع : بلندترین نقطه امروله قلعه نخود چال با ارتفاع ۳۲۰۰متر از سطح دریا ‚ قله نمازگاه۳۱۵۰متر

پناهگاه : در منطقه گاچال در ارتفاع ۲۸۵۰ متری در سال ۱۳۷۰ احداث گردید.

منبع: ویکی پدیا

  

صعود به قله قزل ارسلان

 این پست مربوط به تیر ماه  1391 از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
هفتمین صعود قلم فوائد و ثمرات بیشماری برایم داشت که مهمترین آنها، آشنایی و همنوردی با کوهنوردان شاخص و توانمند ایران زمین می باشد.   
یکی از این کوهنوردان فعال و توانمند آقای اکبر چلوئیان می باشد که افتخار آشنایی با ایشان را در هفتمین صعود قلم داشتم. طی صحبت کوتاهی که در مسیر آبشار خرپاپ با هم داشتیم، بنا به صفت سخاوتمندانه و مهمان نوازیش که از مهمترین ویژگی هایشان می باشد، به قزل ارسلان یکی از قلل زیبای همدان دعوتم کرد……

قزل ارسلان همیشه سرفراز( عکس از وبلاگ شازده کوچولو)

با توجه به اینکه بسیاری از ارتفاعات همدان را رفته بودم اما افتخار صعود به قزل ارسلان برایم پیش نیامده بود و خیلی مشتاق بودم که این قله صخره ای و زیبا را صعود کنم در نتیجه بدون لحظه ای تردید با جان و دل پذیرفتم. 

تا اینکه طی تماسی با آقای چلوئیان قرار شد ساعت ۶ صبح جمعه ۹ تیر سر روستای وهنان که در جاده اسدآباد- همدان واقع شده با راهنمایی و هدایت ایشان صعودی به قزل ارسلان داشته باشیم.

همراه همسرم، پسرم ( مشتاق)، همنورد خوبم ژیلا از شهر صحنه و دو نفر از همنوردان از قروه( الهه و کامبیز ) سر قرار رفتیم.

آقای جلوئیان هم به همراه سه نفر از همنوردانشان ( آقایان محمدویسی- حسین محمدی و سعید جهان آرا)  پیش ما آمدند چقدر از دیدارشان قلبا مسرور شدم پس از احوالپرسی و آشنایی با سایر همنوردان، راهی روستای وهنان شدیم.

وقتی به روستا سرسبز و زیبای وهنان رسیدیم ماشینها را همانجا پارک کردیم و از مسیر جاده خاکی با ماشین آقا کامبیز تا جایی که عشایر چادر زده بودند، رفتیم. طبیعت و باغ های زیبا که طول مسیر قرار داشت، واقعا روح افزا و تحسین برانگیز بودند.

ماشین را پیش عشایر گذاشتیم و ساعت ۷ صبح با امید صعود قله، راهی جانپناه قزل ارسلان شدیم.

صدای نوازشگر آب در طول مسیر بر لذت صعود افزوده بود. آقای جهان آرا سرقدم بودند و با محبت خالصانه خودشان توضیحاتی را راجع به ارتفاعات همدان برایمان می دادند و تاکید بر اهمیت شناخت هر منطقه و کشیدن کروکی داشتند و این مطلب باعث شده بود که بیشتر دقت کنیم.

ساعت ۹ به جانپناه که در ارتفاع ۳۱۰۶ متری و بین قله قزل ارسلان و قله دایم برف قرار دارد، رسیدیم. باد نسبتا تندی هم می وزید.

تعدادی از همنوردان در خارج و داخل جانپناه بودند. ما هم داخل جانپناه شدیم و صبحانه را همانجا صرف کردیم . مقداری آب و تنقلات برداشته و همراه دو همنورد دیگر ( آقای خلیلی و خانم حسینی) ساعت ۱۰:۳۵ به نیت آنکه قله زیبای قزل ارسلان ما را طلب کند، از مسیر قیف راهی قله شدیم.

قله قزل در روی یالی که به سمت غرب کشیده شده است قرار دارد که این یال تماما” سوزنی می باشد.

عبور از بین صخره های زیبا  بسیار هیجان انگیز بود همیشه مسیر قله های صخر ه ای برایم لذت بخش هستند بدین سبب حقیقتا با شوق و اشتیاق تمام گام بر می داشتم تا اینکه راس ساعت ۱۲  قله زیبای قزل با آغوش باز، تیم ما را پذیرفت و توانستیم همگی بر روی قله آن ایستادیم. مدت ۱ ساعت بر روی قله نظاره گر ارتفاعات اطراف بودیم و آقای چلوئیان و آقای ویسی با میوه های خوشمزه از ما پذیرایی کردند.

عکس خانوادگی همراه جناب چلوئیان

قله قزل ارسلان با همنوردان

پس از گرفتن چند عکس به سمت جانپناه حرکت کرده و ناهار را همانجا صرف نمودیم. پس از ساعتی استراحت به سمت پایین آمدیم و در بین راه پیش چشمه نشسته و روحمان با نوشیدن آب گوارا نشئه ای تازه یافت.

آقای ویسی باز هم با همه محبتشان با میوه از ما پذیرایی کردند و آقای محمدی با خواندن شعرهای زیبا خاطرات خوب را دوچندان نمودند.

ساعت ۱۹ پیش چادرنشینها رسیده با ماشین راهی روستای وهنان شدیم و آنجا با همنوردان بسیار خوبمان خداحافظ کردیم و با کوله باری از خاطرات خوش راهی قروه شدیم.

از زحمات و محبت بیدریغ همه همنوردان خوب همدان نهایت تشکر را دارم خصوصا استاد ارجمند جناب چلوئیان که با دعوتشان سبب شدند یکی از بهترین و زیباترین قلل همدان را بتوانیم با حمایت ایشان و همنوردانشان صعود کنیم. امیدوارم باز هم افتخار صعود دیگر قلل را با آنها داشته باشم. 

جای شازده کوچولو در این صعود خیلی خالی بود در طول مسیر بسیار از ایشان یاد کردیم. امیدوارم امتحاناتش را با موفقیت سپری نماید.


محل عشایر

معرفی مختصر قله قزل ارسلان

این قله از شرق به غرب کشیده شده و خط الراس آن به سمت شمال،ادامه یافته و به قله کرکس می رسد.در جهت شمالی قله، روستای وهنان و در جهت جنوب ،روستای شهرستانه قرار دارد.در فصول گرم از روستای وهنان با سرعت مناسب ۳ الی ۴ ساعت می توان به قله صعود کرد.راه دیگر از مریانج به روستای برفین می باشد و حدود ۴ الی ۵ ساعت کوهپیمایی دارد.

صعود زمستانی به قله قزل بسیار مشکل است و به وسایل فنی و مهارت نیاز دارد و در کاسه قزل، زمستان و بهار همیشه احتمال ریزش بهمن وجود دارد.قله قزل در روی یالی که به سمت غرب کشیده شده است قرار دارد که این یال تماما” سوزنی و از سمت شمال غرب، آن را به شکل عقابی بال گشوده می بینیم.

برای رسیدن به این روستا، در فاصله ۱۵ کیلومتری جاده همدان – کرمانشاه، سمت چپ جاده اصلی راهیی فرعی وجود دارد که در انتهای این راه فرعی روستای وهنان واقع شده است. در فصل بارنگی باید قبل از رسیدن به روستا از خودرو پیاده شوید و جاده خاکی که در سمت چپ مسیر وجود دارد را ادامه داد، ولی در فصل تابستان میتوان این جاده خاکی را که حدود ۵ کیلومتر است را نیز با خودرو طی کرد تا به انتهای جاده خاکی برسید. از این مکان تا جانپناه قزل در تابستان حدود ۱ ساعت و در زمستان با توجه به نیاز به برف کوبی حدود ۳ ساعت طول میکشد.ای کمکی و جان بخش است در زمستان بر روی گردنه دائم برف و قزل می رسانیم.

وجه تسمیه 
در وجه تسمیه نام قله “قزل ارسلان”می گویند که قزل ارسلان سلجوقی آن را یکی از پایگاههای دیده بانی خود قرار داد تا جاده عراق به ایران را همیشه زیر نظر داشته باشد واینگونه  به نام او باقی مانده است.

تا به کجا؟….

مسیر کوه پریشان (بهمن ۱۳۹۰)

تا به کجا می برد این دل مرا                                  

رو به فنا می برد این دل مرا

بین که چه سان جانب دشت جنون                     

 بی سر و پا میبرد این دل مرا

از حرم خاصه اسرار خویش      

 تا به سماء می برد این دل مرا

مطرب چنگی به مقامات وصف            

کرده ندا می برد این دل مرا

در طلب حضرت سلطان عشق               

تحت لواء می برد این دل مرا

فاش و عیان گفت سخن بیقرار                  

سوی فنا می برد این دل مرا

«شاعر: خلیل عالی نژاد»