در این شب ها….

ﺩﺭﯾﻦ ﺷﺐ ﻫﺎ

ﮐﻪ ﮔﻞ ﺍﺯ ﺑﺮﮒ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺍﺯ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺩ ﺍﺯ ﺍﺑﺮ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ!

ﺩﺭﯾﻦ ﺷﺐ ﻫﺎ

ﮐﻪ ﻫﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺑﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺳﺖ

ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﺮ ﭼﺸﻤﻪ ﺍﯼ

ﺳﺮّ ﻭ ﺳﺮﻭﺩﺵ ﺭﺍ

ﭼﻨﯿﻦ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﯾﺎ ﻭﺍﺭ

ﺗﻮﺋﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯽ

ﺗﻮﯾﯽ ﺗﻨﻬﺎ

ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽ

«شفیعی کدکنی»

نکته های مهم در کوهپیمائی کودکان

کودکان تفاوت های فیزیولوژیکی خاصی در مقایسه با بزرگسالان دارند باید توجه داشت که کودک توان کمتری در ورزش هوازی دارد و تعداد ضربان قلب و تنفس بیشتری دارد یعنی کودک، در مقایسه با یک فرد بزرگسال برای بدست آوردن یک میزان مشخص اکسیژن باید تعداد بیشتری نفس بکشد و این اتلاف انرژی و آب در ضمن سوخت عضلات کودکان بیشتر چربی است تا گلیکوژن یا گلوکز و سوخت چربی نیاز به ۱۰ درصد اکسیژن بیشتر داشته و بازده کمتری هم دارد از طرفی دست و پاهای کودکان بالانس حرکتی لازم را با عضلاتشان ندارند و نسبتاً حجم عضلانی کمتری دارند و چون کودکان آستانه بی هوازی بالایی دارند، نظیر دونده های مجرب دو استقامت بزرگسالان، این شرائط توجیه کننده این وضعیت است که چطور آنها هیجانات کوتاه، ناگهانی و هیجان پذیری دارند. وقوع چنین حالتی برای بیشتر بالغین غیرممکن است، در عین حال این وضعیت همانند شمشیر دو لبه است چرا که کودک سطح پائین تری از اسیدلاکتیک داشته بنابراین روند ایجاد خستگی در آنها کندتر است و تا زمانی که گرما زده، دهیدراته یا مضطرب نشده اند به مسیر ادامه می دهند.

باید توجه داشته باشیم که بدن کودکان به ازاء هر کیلوگرم از وزن خودگرمای بیشتری نسبت به بالغین تولید می کنند اما چون سیستم تنظیم دمای بدن آنها ضعیف بوده و از طرفی سطح پوستی وسیع تری دارند بنابراین سریعاً دچار افزایش یا کاهش دما میشوند و بهمین دلیل هم نسبت به شوک های گرمایی و هم به کاهش دما (هیپوترمی) حساس تر هستند.
باید دقت داشته باشیم که امنیت در کوهپیمائی کودکان بسیار مهم می باشد.
کودک برای لذت بردن از کوهپیمائی باید با قوانین ایمنی آن آشنا شده و رعایت نماید بیشتر صدمات از عدم رعایت این قوانین می باشد. هیچگاه نباید امنیت کودکمان در کوهپیمائی به خطر بیفتد.
همیشه قبل از شروع کوهپیمائی باید به اصل گرم کردن بدن و پس از آن خنک کردن توجه داشته باشیم چون این امر در جلوگیری و کاهش کوفتگی و درد عضلانی بسیار مفید می باشد. یادمان باشد هرگز کودک را به انجام کاری که از آن وحشت دارد و یا قادر به انجام آن نیست مجبور نکنیم.
به کودک آموزش دهیم تا از موسیقی طبیعت لذت ببرد و یادآور شویم که موسیقی طبیعت شامل پرندگان، قورباغه ها، حشرات، صدای رودخانه و … می باشد.
باید توجه داشته باشیم که همیشه در برنامه های کوهپیمائی یک سوت بر گردن کودکمان آویزان کنیم و به او آموزش دهیم تا در بعضی موارد خاص با سوت ما را از وضعیت خویش مطلع سازد مثلاً ۳ سوت متوالی می تواند به این معنی باشد که « من گم شده ام »
و زمانیکه کودکمان بزرگ شد باید حتماً جعبه نجات (بقاء) و کیف کمکهای اولیه به لوازم او اضافه شود.
والدین باید توجه داشته باشند تا مهارتهایی را به کودک آموزش دهند که آسان باشد نه پیچیده و بخصوص مهارتهای حرکتی برای عضلات بزرگ نه عضلات کوچک و نیز فعالیت هایی که باعث تقویت سیستم های هوازی می شوند و انعطاف پذیری بدنشان را افزایش می دهند و همیشه به این نکته توجه کنیم که باید کودکمان را تشویق کنیم و سعی در افزایش آگاهی و دانش او نسبت به محیط زیست نمائیم و از کوهپیمائی بعنوان فرصتی جهت افزایش تجربه های مختلف علمی و … در کودکمان بهره ببریم و در حین انجام کوهپیمائی حس مسئولیت پذیری و احترام گذاشتن به دیگران و طبیعت را در کودکمان تقویت کنیم و سعی کنیم تا روابط کودکمان با کودکان دیگر تقویت گردد و به توسعه اعتماد به نفس در او بپردازیم باید به کودکان آموزش دهیم تا به اصل باقی نگذاشتن نشانه ای در طبیعت بعد از کوهپیمائی مقید باشند و زباله های خود را جمع کرده و در جای مناسبی قرار داده و با خود به شهر و مکان مناسبی انتقال دهند و در یک برنامه کوهپیمائی حدالمقدور یک جا آتش روشن نمایند و از مسیرهای مشخص شده و قابل عبور تمردد نمایند و یادمان باشد که کوهپیمائی فرصتی است مناسب برای اینکه فرزندی سالم از لحاظ روحی و جسمی داشته باشیم.

آهو ز تو آموخت……

«آهو ز تو آموخت به هنگام دویدن

رم کردن و برگشتن و واپس نگریدن

پروانه زمن شمع زمن گل زمن آموخت

هم سوختن و ساختن و جامه دریدن»                                            

معرفی جاذبه های گردشگری استان کردستان قسمت سوم( قلعه تاریخی زیویه)

قلعه تاریخی زیویه در شمال روستایی به همین نام در ۵۵ کیلومتری شهرستان سقز در استان کردستان با ۴۰ هکتار وسعت قرار دارد

این قلعه تاریخی و باستانی ۳۵۰۰ ساله، یکی از شاهکارهای معماری بشریت در سده نهم تا ششم پیش از میلاد است. 

این قلعه بر روی تپه‌ای بنا شده که بر نواحی پیرامون آن مشرف بوده و تسلط کامل داشته است که امروزه از نظر گردشگری نیز چشم انداز بسیار زیبایی دارد.

زیویه هم از نظر معماری و هم از نظر آثار هنری یکی از شاخص‌ترین مکان‌های دوره تاریخی محسوب می شود و احتمالاً مربوط به اقوام مانایی است که محل حکومت آنها شمال غرب ایران بوده است.

موقعیت خاص طبیعی تپه زیویه در یک چشم انداز، علت اصلی و اساسی برای بنای چنین دژی را مسجل و مستدل می‌نماید به عبارت دیگر وضعیت تپه نسبت به ارتفاعات مجاور از نظر استراتژیک دارای اهمیت خاصی است.

برای نخستین بار از این بنای تاریخی در سالنامه‌های آشوری ذکری به میان آمده است و بیان شده که به دنبال شورش و طغیان اقوام مانایی (سده نهم تا ششم پیش از میلاد) از طریق قلعه این تپه عملیات‌های جنگی صورت گرفته است.

اعتبار و شهرت جهانی زیویه به سال ۱۳۲۵ باز می گردد که در اثر عوامل جوی و ریزش برف و باران قسمتی از راس تپه تخریب و آثار و اشیاء به صورت اتفاقی کشف شدند. اولین عملیات باستان شناسی در این منطقه توسط رابرت رایسون آمریکای در سال ۱۹۴۵ انجام گرفت.


در سال ۱۳۵۴ نصرالله معتمدی کاووش و بررسی اشیاء کشف شده در تپه باستانی زیویه را آغاز کرد و فعالیت وی در دو فاصله زمانی تا سال ۱۳۷۳ ادامه یافت. در دور دوم فعالیت های باستان شناسی معتمدی که ۶ سال به طول انجامید آثار بسیار ارزشمندی در آن کشف شد.

فعالیتهای باستان شناسی در تپه باستانی زیویه از سال ۱۳۷۸ و توسط سیمین لک پور ادامه پیدا کرد و وی نیز حدود ۱۱ فصل در این منطقه فعالیتهای باستان شناسی و کاووش خود را ادامه داد. در این مدت راه پله های سنگی، فضاهای جانبی و تالار ستون دار که از شاخص ترین بخش های آن است نیز کشف شد.


تالار ستون دار تپه باستانی زیویه دارای ۱۶ ستون در دو ردیف ۸ عددی است که پایه ستون‌ها سنگ و خود ستون‌ها نیز از خشت بوده اند که متاسفانه هم اکنون از ستونها هیچگونه اثری باقی نمانده است.

کلیه فعالیت‌های باستان شناسی و محافظتی این اثر باستانی در سال ۸۲ متوقف و پس از وقفه‌ای ۴ ساله دوباره از اواخر سال ۸۶ از سر گرفته شد.

منبع: همشهری آنلاین 

زندگی یعنی…..

روزی از گلی پرسیدم:زندگی یعنی چی؟

گفت:«زندگی چیزی نیست جز بوی خوش و عطر من»

از سنگی پرسیدم:زندگی یعنی چی؟

گفت:«زندگی چیزی نیست جز استواری و قدرت من»

از رودخانه پرسیدم:زندگی یعنی چی؟

گفت:«زندگی چیزی نیست جز طراوت و پاکی من»

از انسانی پرسیدم:زندگی یعنی چی؟

گفت:«زندگی چیزی نیست جز مهر و محبت درون من»

پنجمین مانور امداد و نجات در غار سمنگان

این پست مربوط به مردادماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

انجمن غارنوردان شعبه کردستان با همکاری هلال احمر و هیئت کوهنوردی کردستان پنجمین مانور امداد و نجات را در استان کردستان برگزار کرد. 

کلاس تئوری روز پنجشنبه ۲۴ مرداد در پایگاه خبری هلال احمر و کار عملی روز جمعه ۲۵ مرداد در غار سمنگان واقع در روستای باش قشلاق از توابع دیواندره بود.

اولین بار بود که در کلاس آموزشی امداد و نجات در غار شرکت می کردم و بسیار برایم جذاب بود .

در این برنامه ۳۲ نفر ار شهرهای قروه، سنندج، کامیاران، دیواندره و سقز شرکت کرده بودند.  

گزارش تصویری این برنامه……

کلاس آموزش بسکت کردن مصدوم در پایگاه هلال احمر سنندج

آقای مهدی پناه سرپرست برنامه  تیم امداد و مسئولیت اعضا را انتخاب نمود

آقای مهدی پناه سرپرست مانور

تیم امداد آماده عملیات شد

این هم اعضای تیم ما که از قروه رفته بودیم

دهانه غار سمنگان

 آقای منصوری مدیر وبلاگ شاخه وان(دیواندره) که در فضای مجازی او را میشناختم و در این برنامه حضورا با ایشان آشنا شدم   

همراه آقای منصوری در داخل غار

ابتدا تیم اول وارد غار شدند و برای مصدوم کمپ درست کردند

کمپ مصدوم

پس از تیم ما وارد غار شدیم و با کمک تیم اول مصدوم را به بیرون غار منتقل نمودیم 

حمل مصدوم در غار 

مجروح را تا کنار آمبولانس بردیم

همراه سامان مفاخری از غارنوردان توانمند گروه قاجر 

این هم اسراء مفاخری جوانترین غارنورد گروه قاجر و استان کردستان که در این برنامه حضور فعالی داشت

همراه همنورد خوبم فرشته که از غارنوردان سنندج هستند

آقای یاسمن پور که در تمام طول برنامه مشغول فیلم برداری بودند

آقای جبار سلیمانی از هیمالیانوردان دیواندره 

اعضای عملیات در پایان برنامه

معرفی غار سمنگان… 

نام غار :سه مه نگان، باش قشلاق

نام لاتین :basilagh / semenigan

غار سه مه نگان در شهرستان دیواندره در نزدیکی روستای باش قشلاق واقع شده است طول این غار ۱۰۰ متر، و با مساحت ۷۷۰ متر و در ارتفاع ۲۰۱۹ متری از سطح دریا واقع شده است.سه مه نگان دارای سطح قائدی بیضی است .دهانه غار دارای ارتفاع نیم متر بوده و به علت رسوبات زیاد، لایه های فرهنگی درون غار کاملا زیر رسوبات دفن شده است. پراکندگی مواد فرهنگی، خصوصا قطعات سفالی در سطح غار به صورت متراکم و در حجم بسیار گسترده ای قابل مشاهده است. این غار در بر گیرنده ی آثار معرف دوره های پیش از تاریخ است.

مباحث آموزشی کلاس تئوری روز ۲۴ مرداد

غار و غارنوردی – خطرات و حادثه  (آقای محمد مهدی پناه)

مدیریت بحران –  حادثه –    ICS (آقای ایرج قوامی)

کمکهای اولیه (آقای ارسطو مرادی)

برقراری کمپ در غار –  انواع بسکت (آقای هیوا احمدی)

مباحث عملی حمل مصدوم در غار (آقای هیوا احمدی)

شرح مسئولیت ها در مانور (آرش یاسمن پور)

پخش فیلم امداد در تاریکی

شرح امداد روز ۲۵ مرداد

در ساعت ۴صبح طی تماس تلفنی از زرینه با هلال احمر سنندج، اعلام می شود که یک نفر در غار(سمنگان) روستای باش قشلال دچار حادثه شده است و پای مصدوم آسیب دیده و نیاز به امداد رسانی دارد، ساعت ۴۵/۴صبح تیم ۳۰ نفری از “امدادگران داخل غار” توسط یک دستگاه مینی بوس و آمبولانس آماده رفتن به محل حادثه هستند. ساعت ۱۵/۷صبح در محل حادثه استقرار پیدا می کنند، با هماهنگی مسئول فنی امداد و دستور سرپرست امداد ، سریعا یک نفر تعیین می شود برای مسئول دهانه غار. در این فاصله با یکی از دوستان مصدوم که در بیرون غار است موقیت مصدوم را با استفاده از نقشه در داخل غار تعین می کنیم و تیم برقراری کمپ که ۸نفر هستند همراه پزشک تیم و پیک، داخل غار می شوند. تیم بندی ها برای انتقال مصدوم انجام می شود، و آنها برای انتقال مصدوم عازم هستند. وضعیت مصدوم بحرانی اعلام شده و این خبر توسط پیک غار به مسئول دهانه اعلام می شود و او نیز خبر را با بی سیم به سرپرست امداد انتقال می دهد، (وضعیت مصدوم: هایپوترمی – شکستگی پای راست – آسیب دیدگی ستون فقرات، اعلام می شود) وسایل لازم جهت انتقال مصدوم آماده می شود و توسط تیم دوم که ۸ نفر هستن و دو نفر مسئول فنی وارد غار شده، و سریعا و با احتیاط مصدوم را در بسکت قرار داده و با دستور مسئول امداد داخل غار و صلاحدید پزشک شروع به انتقال مصدوم می شوند، در مسیر امداد معبرهای تنگ و باریک قرار دارد و مسیرهای از غار داری  شیب تند می باشد در این قسمت بسکت مصدوم را با حمایت انتقال داده می شود. تیم امداد مصدوم را به خارج از غار انتقال داد و مسیر ۳۰۰متری دهانه غار تا محل آمبولانس حمل می کنند. اتمام مانور امداد و نجات ساعت ۴۵/۱۲ همان روز می باشد. مصدوم در فاصله ۴۴۰ متری دهانه غار قرار داشت.

اسامی نفرات شرکت کننده در برنامه: (آقایان و خانمها)

۱٫ محمد مهدی پناه،  سرپرست کل مانور – مدرس (سنندج)

۲٫ ناصر محمدی،  مسئول فنی خارج از غار (سنندج)

۳٫ هیرو علیمیرزانژاد، مسئول دهانه غار (سنندج)

۴٫ میدیا سید هاشمی، مسئول امداد داخل غار (سنندج)

۵٫ هیوا احمدی، سرپرست تیم اول – مدرس (سنندج)

۶٫ شهرام نعمتی، سرپرست تیم دوم (قروه)

۷٫ ارسطو مرادی، پزشک تیم – مدرس (سنندج)

۸٫ بهروز بهرامی،  نقش مصدوم (کامیاران)

۹٫ ایوب آقارضایی،  پیک غار (دیواندره)

۱۰٫ خبات بهمنی،  فنی (سنندج)

۱۱٫ سوران زرنشان،  فنی (سنندج)

۱۲٫ جبار سلیمانی،  امدادگر (دیواندره)

۱۳٫ اقبال ملکی،  امدادگر (سنندج)

۱۴٫ رحمان مرادیانی،  امدادگر (قروه)

۱۵٫ فرشته قادریان زاده،  امدادگر (سنندج)

۱۶٫ امین منصوری،  امدادگر (دیواندره)

۱۷٫ بهار زنگی بند،  امدادگر (سنندج)

۱۸٫ شهریار یاری،  امدادگر (سنندج)

۱۹٫ کمال باینچوئی،  امدادگر (دیواندره)

۲۰٫ داود مفاخری،  امدادگر (قروه)

۲۱٫ سامان مفاخری،  امدادگر (قروه)

۲۲٫ اسراء مفاخری،  امدادگر (قروه)

۲۳٫ لیلا صالحی،  امدادگر (قروه)

۲۴٫ کاوان محمد زاده،  امدادگر (سقز)

۲۵٫ سینا بهمن یار،  امدادگر (سنندج)

۲۶٫ دلنیا رشیدی،  تدارکات (سنندج)

۲۷٫ بهرام پرویزی، راننده آمبولانس، (سنندج)

۲۸٫ جمیل مرادی، راننده مینی بوس، (سنندج)

۲۹٫ لقمان از دست، مسئول روابط عمومی جمعیت هلال احمر کردستان – عکاس (سنندج)

۳۰٫ حسین شیخ اسماعیلی، کمک فیلم بردار (سنندج)

۳۱٫ مسعود رُخ زاد،  فیلم بردار و مستند ساز (سنندج)

۳۲٫ آرش یاسمن پور، سرپرست کل برنامه – فیلم بردار (سنندج)

 در آخر از جمعیت هلال احمر استان کردستان و هیئت کوهنوردی استان کردستان در خصوص همکاری با انجمن غار و غارشناسی کردستان کمال تشکر را داریم و با سپاس از جناب آقایان “باغبانیان” رئیس هیئت کوهنوردی استان کردستان ، “خدابنده لو” مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان کردستان ، “اصغر غربی” مهندس ساختمان جمعیت هلال احمر استان کردستان ، “لقمان ازدست” روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان کردستان، “ابراهیم بیرامیان” مسئول نمایندگی انجمن غار و غارشناسی تبریز،” مسعود رُخ زاد” مستندساز، “جواد نظام دوست” مدیر عامل انجمن غار و غارشناسی ایران.  و سپاسگزار غارنوردان شهرستانهای قروه ، دیواندره، سنندج، سقز، و کامیاران و امدادگران کوهستان شهرستان سنندج هستیم.

گزارش: آرش یاسمن پور

منبع: انجمن غارنودان و غارشناسان ایران

مزیت راستگویی….

ایستگاه تامل

صعودی متفاوت به دماوند

این پست مربوط به تیرماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد

۵ سال است که کوهنوردی برایمان در تیر ماه با ماههای دیگر متفاوت شده همه همنوردان در این ماه حالت خاصی دارند و به هر نحو می خواهند صعودشان مرتبط با نام سامان باشد سامانی که پنج سال پیش برای همیشه در ارتفاعات نانگاپاربات جاودانه شد.

امسال برنامه گروه قاجر این بود که ازکلیه جبهه ها به دماوند صعود کنند

این صعود چند ویژگی خاص نسبت به صعودهای دیگر داشت از جمله:

– صعود از کلیه جبهه ها

-شرکت خانواده سامان( مادر، برادر،عمو، دایی، خاله، دختر خاله) در این برنامه

-یکی از همنوردان سامان(رامین سنگین آبادی) که ۱۰ روز از ازدواجش می گذشت، ماه عسل خود را توام با صعود و گام نهادن در کنار سایر همنوردان قرار داد

-زوج دیگری از گروه( حمید یارویسی و میترا قبادی) که به تازگی پیوندشان را جشن گرفتند، در این برنامه شرکت کردند

-حضور دو نفر از دوستان خوبم(خانم شهناز نریمان و مهناز کرمی) که در کافه کوه با هم آشنا و افتخار همنوردی با آنها را داشتم

-شرکت یک مهمان از سمنان و دو مهمان از کرمانشاه

-حضور چند تن از سنگنوردان جوان گروه قاجر برای اولین صعود به دماوند

– شرکت ۳۰ نفر از اعضای گروه که در نوع خود بی سابقه بود 


قله دماوند

گزارش این برنامه خاص….  

روز سه شنبه ابتدا از قروه به سمت تهران حرکت کردیم و آنجا خانم نریمان و مهناز به ما ملحق شدند

دو نفر از اعضا(آقای شهرام و مازیار نعمتی) قرار شد سه جبهه دماوند را صعود کنند و بقیه از قسمت جنوبی به سرپرستی آقای طیب صالحی به قله صعود کنیم و روز آخر ۲۷ تیر همگی در قله با هم باشیم

گروه ما ساعت ۱۷ به مسجد صاحب الزمان رسیدیم

همراه خانم نریمان و مهناز 

شب را آنجا سپری کردیم و صبح راهی بارگاه سوم شدیم

برادرم طیب که ۴۳ بار صعود به قله دماوند را داشتند


تیم به سرقدمی طیب در مسیر بارگاه سوم 

زوجهای جوان گروه از راست: حمید، میترا، روناک، رامین

با دیدن این گلها یاد آقای سعیدی (نقاب کوهستان)افتادیم که چند وقت پیش عکسهای زیبایی از این طبیعت در وبلاگش گذاشته بود 

بارگاه سوم

پس از رسیدن به بارگاه سوم و صرف ناهار، قرار شد جهت هم هوایی تا ارتفاعی را بالا رفته  سپس برگردیم 

تیم در حال رفتن برای هم هوایی 

تا این نقطه رفته و ساعتی آنجا نشستیم

مهناز، مادر سامان، خانم نریمان، خودم

روز پنجشنبه ۲۷ تیر ساعت ۳:۲۰ راهی قله شدیم

در مسیر قله

گروه در حال استراحت و دورنمای آبشار یخی

سایه دماوند بر روی دریاچه لار

طیب و مهناز در تپه گوگردی

گروه در حال عبور از تپه گوگردی

هوا نسبتا خوب بود اما نزدیک قله دود گوگرد بسیار آزار دهنده بود

گروه زیر قله و بخار شدید گوگرد

طی دو روز گذشته توسط بیسیم با تیم اول (شهرام و مازیار) در تماس بودیم و آنها از سه جبهه صعود نموده بودند و قرار بود جبهه جنوبی را با هم دقیقا سالروز سامان صعود کنیم  

لحظه ای که دو سرپرست توانمند گروه به هم رسیدند

طیب و شهرام

وقتی قله رسیدیم گروه های زیادی آنجا بودند 

لحظه ای که مادر همیشه منتظر سامان به قله رسید و ضجه اش اشک همه حاضرین را جاری نمود

مادر سامان این همه رنج را پذیرفت تا بر بلندای بام ایران بر عکس فرزندش بوسه زند 

عمو و مادر سامان

مهناز برای اولین بار به قله دماوند صعود می کرد و در کنار خانم نریمان اشک شوقش جاری بود  

همراه خانم نریمان و مهناز

همراه برادرم طیب که برای پنجمین بار از سال ۱۳۸۶ در صعود دماوند یاریم نمود

رامین سنگین آبادی همنورد سامان و روناک مفاخری که ماه عسل خود را در کنار همنوردان در قله سپری نمودند

حمید و میترا که به تازگی پیوندشان را جشن گرفتند

اعضای همدل و صمیمی گروه قاجر 

آقای شهرام نعمتی عموی سامان که طی دو روز برای چهارمین بار بربلندای قله ایستاد

مازیار برادر سامان که همراه عموی خود کلیه جبهه ها را صعود نمود

پس از گرفتن چند عکس راهی بارگاه سوم شده و بعد از جمع نمودن وسایل به سمت مسجد صاحب الزمان حرکت کردیم. شب را آنجا مانده و صبح راهی تهران شدیم  

صرف صبحانه در رود هن

در تهران با دوستان عزیزم که واقعا لحظات خوبی را با هم داشتیم خداحافظی کرده راهی قروه شدیم.

گز ارش کامل این برنامه در سایت گروه کوهنوردی قاجر قروه موجود می باشد

عصر یخبندان(داستان کوتاه)

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند.
وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد بخاطر همین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ‫ولی بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند.
ازاینرو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.

دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.
و این چنین توانستند زنده بمانند.

نکته مهم :

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید