آیا کوهنوردی نوعی دیوانگی است؟

ادموند هیلاری اولین فاتح اورست می گوید:

«از نظر کسانی که عادت دارند زیبایی برف را از پشت شیشه و از کنار بخاری تماشا کنند ، کوهنوردی نوعی دیوانگی است ، آخر برای چه کسی این همه راه برود ، بار به دوش بکشد ، با دستان کرخ شده و تن سرمازده ساعت ها درون چادر یا جانپناه ، بلرزد ، بی خوابی و کوفتگی را تحمل کند ، سرانجام خسته و تشنه و گرسنه خود را به بالای کوه برساند و به پایین برگردد ؟!

کسی که هیچ گاه لذت رسیدن به قله را نچشیده ، کسی که تن به طبیعت نسپرده و با آن انس و الفت پیدا نکرده ، حق دارد چنین بیاندیشد.
ما فاتحان خام فتح های بی فایده نیستیم. حکایت ما، حکایت بازجستن روزگار وصل است. دراین دیرگاه دورماندن از اصل خویش، دراین هجوم تکنولوژی درد سر ساز و جنگ طلب. کوهنوردی عشق به طبیعت است. عشقی به پاکی چشمه سار، به سبزی جنگل، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتنی خاک، به سپیدی برف، به توفندگی طوفان، به سبکی نسیم و به سنگینی کوه.»

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم…

بیا  تا  قدر یک  دیگر  بدانیم                         که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم
چو مومن آینه مومن یقین شد                       چرا  با   آینه  ما   روگرانیم
کریمان جان فدای دوست کردند                  سگی بگذار ما هم مردمانیم
فسون  قل اعوذ و قل  هو الله                   چرا در عشق همدیگر نخوانیم
غرض‌ها  تیره دارد دوستی  را                   غرض‌ها  را  چرا  از دل  نرانیم
گهی خوشدل شوی از من که میرم           چرا مرده پرست و خصم جانیم
چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد             همه عمر از  غمت در امتحانیم
کنون  پندار  مردم  آشتی  کن                  که در تسلیم ما چون مردگانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن               رخم را بوسه ده کاکنون همانیم
خمش کن مرده وار ای دل ازیرا               به  هستی  متهم ما زین  زبانیم

شعر از: مولانا

ای کاش….


«کاش می شد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت…

کاش لبخندها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب و نان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد

بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم…

درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم»

شعر از دکتر انوشه

اولین جشن تولد در جانپناه پله دوم مسیر هاری رست(بیستون)

این پست مربوط به فروردین ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
این پست را تقدیم همه کسانی می کنم که از هر فرصتی برای شاد بودن خود و دیگران اسنفاده می کنند .
 امروز تولد ۵۰ سالگیم می باشد نیم قرن گذشت و وارد نیم قرن بعدی زندگی شدم اما راستش روزبروز رویاهایم جوانتر می شوند تا کی این احساسم ادامه دارم ، نمی دانم. 
از دوماه پیش با همنورد خوبم ژیلا عزیزی[اهل صحنه کرمانشاه) قرار گذاشتیم تولدم را بهانه ای برای صعود یکی از مسیرهای دیواره بیستون کنیم چون فروردین ماه هم مناسبترین فصل برای سنگنوردی در بیستون می باشد….

این پست را تقدیم همه کسانی می کنم که از هر فرصتی برای شاد بودن خود و دیگران اسنفاده می کنند .

جانپناه پله دوم

 امروز تولد 50 سالگیم می باشد نیم قرن گذشت و وارد نیم قرن بعدی زندگی شدم اما راستش روزبروز رویاهایم جوانتر می شوند تا کی این احساسم ادامه دارم ، نمی دانم. 

از دوماه پیش با همنورد خوبم ژیلا عزیزی[اهل صحنه کرمانشاه) قرار گذاشتیم تولدم را بهانه ای برای صعود یکی از مسیرهای دیواره بیستون کنیم چون فروردین ماه هم مناسبترین فصل برای سنگنوردی در بیستون می باشد.

همنورد خوبم ژیلا

راستش تا این سن هنوز جشنی برای تولدم نداشتم البته دوستان خوب و خانواده ام همیشه تبریک می گفتن اما هیچوقت مراسمی نداشتم این بود که با ژیلا تصمیم گرفتیم نیم قرن بعدی را هرساله تا آنجا که توانش را دارم، یکی از مسیرها را صعود کنیم چون چیزی که از گذشته حسرتش را دارم این بوده که چرا زمان نوجوانیم شرایط سنگنوردی برایم مهیا نبود تا از آن استفاده کنم به همین دلیل الان در حد علاقه و توانم می خواهم از آن استفاده کنم 

«آب دریا را اگر نتوان کشید 

هم بقدر تشنگی باید چشید»

بله این هم نوعی دلخوشی می باشد و به تعداد آدمها آرزوهای مختلفی در جهان وجود دارد

ژیلا هم با آقای ارسلان محمودی(مدیر وبلاگ کراکس سنگنوردی) که یکی از مربیان جوان و توانمند صحنه می باشد، هماهنگی کرده بود که در این صعود ما را همراهی کنند ایشان اکثر مسیرهای دیواره بیستون را صعود کرده اند.

ارسلان جوان با اخلاق و مربی توانمند

 روز پنجشنبه ۲۲ فروردین ساعت ۱۵:۳۰ از قروه به سمت صحنه حرکت کردیم ابتدا منزل ژیلا رفتیم و با هم به شهر بیستون کنار کافه آقای شیرزادی رفتیم و قرار شد شب هم ارسلان با یکی از شاگردانش پیش ما بیایند.

ساعت ۱۹ به کنار کافه رسیدیم و طبق سنوات گذشته از محبتهای خالصانه آقای شیرزادی و پسرشان مستفیض شدیم.

با وجودی که چادر هم برده بودیم اما ترجیح دادیم شب را در یکی از اتاقهای کافه دور هم باشیم 

با اقای حسین ریاحی ( مدیر وبلاگ خوب شاودلان)در فضای مجازی آشنا بودم و همیشه با محبت تمام نسبت به وبلاگم محبت  خاصی داشتند.

همیشه مشتاق دیدارشان در فضای حقیقی بودم اما سعادت یاری نکرده بود تا آینکه همانروز برایشات کامنتی گذاشتم که قراره ما بیستون بیاییم البته صرفا جهت اطلاع چون آخر هفته معمولا ایشان برنامه دارند.

آقایان: عباس، ارسلان، ریاحی، مهدی – ژیلا و خودم

اما ایشان بقدری با محبت و مخلص هستند که شبانه با خواهرزاده شان از کرمانشاه پیش ما آمدند و قلبا از دیدارشان مسرور شدم و خیلی هم زحمت کشیده بودند ساعتی پیش ما بودند و از اطلاعات مسیرها و همصحبتی با ایشان مستفیض شدیم.

 گزارش تصویری این برنامه……

برادرم فردین زحمت کشیده بود و تعدای ابزار سنگنوردی برایم فرستاده بود (البته اکثر وسایلم را ایشان برایم فرستاده) که برای اولین بار می خواستم استفاده کنم.

بررسی وسایل

با ارسلان مشغول رونمایی ابزارها هستیم

ساعت حدود ۱۰ صبح تیم ۵ نفره ما آماده حرکت به سمت مسیر هاری رست شدیم.

از راست: ارسلان، رامتین، خودم، مهدی، ژیلا

ارسلان و رامتین آماده برای همراهی تیم  

حرکت به سمت مسیر

شروع دست بسنگها

آماده برای اولین مسیر صعود همراه ارسلان

مهدی در اکثر صعودها همرام می باشد و کوههای صخره ای دست بسنگ زیادی را آمده ولی این اولین باری است که او صعود فنی می کند

اولین صعود فنی مهدی

در مسیر آقای عرفان رضاپور (مدیر وبلاگ صخره) همنورد خوب همدانیم را دیدم که با دوستانشان مشغول تمرین سنگنوردی بودند.

عرفان و همنوردانش

ارسلان و رامتین در کارگاه قیف

در حال عبور از شکاف قیف هستم

مسیر انتهایی قیف

درحال عبور به سمت مسیر تراورس هستم

ارسلان در ابتدای مسیر تراورس

ژیلا در حال عبور از مسیر تراورس


این هم خوشحالی ارسلان که همه ما را به سلامت تا اینجا آورده 

کنار جانپناه همراه رامتین، ارسلان و ژیلا

مهدی کنار جانپناه

ناهار را زیر جانپناه در کنار کارگاه فرود صرف نمودیم

این اولین سالی است که تولدم را جشن می گیرم و شمع فوت می کنم که همه اینها به همت ژیلا بوده زحمت کیک را هم خودش کشیده  

بهترین مراسم زندگیم

هدیه بسیار ارزشمند ارسلان و رامتین 

این هم هدیه زیبای ژیلای با محبت و عزیز

اطراف جانپناه پر از ریواس بود ما هم که تشنه بودیم و خوردنش خیلی موثر بود

دشت ریواس

اولین مسیر فرود

مهدی و ارسلان 

رامتین و ارسلان 

در حال فرود

رامتین جوان توانمند و مستعدی که آینده بسیار درخشانی دارد امروز شاهد جسارتهای زیادی از او بودیم

مهدی در حال فرود

این هم آخرین مسیر فرود

در خاتمه از تمام زحمات ژیلای عزیز نهایت تشکر و قدردانی را جهت برنامه ریزی این برنامه خوب دارم همچنین از ارسلان و رامتین عزیز که امروز شاهد توانمندی و صبر و شکیبایشان در طول برنامه بودم و ثابت کردند که جوان تواند جهانی را بحرکت آورد.

از آقای ریاحی که از ابتدا تا انتهای برنامه جویای احوالمان بود نهایت سپاس را دارم همچنین از همنوردان خوب گروه قاجر که آنها هم همزمان در مسیر قاجر کار می کردند و در همه اوقات پیگیر برنامه ما بودند.

تشکر مخصوص از مهدی دارم که برای اولین بار صعود فنی می کرد و در اتمام برنامه تصمیم گرفت از این به بعد در مسیر های کوتاه در قروه با هم تمرین کنیم. 

 

ایستگاه تامل

گرمازدگی و آسیبهای ناشی از گرما


انسان موجودی خونگرم است. به این معنی که دمای بدن انسان بدون توجه به دمای محیط همواره در حدود ۳۷ درجه سانتی گراد ثابت باقی می ماند. و اگر این دما کمتر یا بیشتر شود منجر به اختلال در کارکرد بدن می شود.

 اگر بدن انسان در معرض گرمای بیش از حد تحمل(چه گرمای تولید شده در بدن و چه گرمای محیط) قرار گیرد مکانیسم های دفاعی بدن فعال می شوند تا مانع افزایش دمای بدن شوند. اما اگر تحمیل گرما ادامه پیدا کند  مکانیسم های دفاعی دیگر قادر به مقابله نبوده دمای بدن افزایش یافته گرما زدگی اتفاق می افتد.

آسیبها و راههای پیشگیری را در ادامه مطلب بخوانید…

– تعریف گرمازدگی

  افزایش دمای بدن به بیش از حد نرمال را گرمازدگی (Hyperthermia) می گویند.

  گرمازدگی یک طیف بیماری است که درجات مختلفی دارد. که بسته به دمای بدن و میزان اختلالات وابسته به آن می تواند متفاوت باشد.
– راه های دفاعی بدن در برابر گرما

 – تعریق

  تعریق اولین و مهم ترین واکنش بدن نسبت به گرما است. بدن طی تعریق آب و املاح را از دست می دهد. خروج آب از بدن و تبخیر عرق از پوست منجر به خنک شدن بدن می شود. هرچه بدن با گرمای بیشتر مواجه شود، میزان تعریق بیشتر می شود و در نتیجه از دست رفتن آب و املاح هم افزون تر می شود. رطوبت محیط به شدت از میزان تعریق می کاهد به طوری که در رطوبت نسبی هفتاد درصد تبخیر به میزان قابل توجهی کاهش یافته ودر رطوبت نسبی نود درصد تبخیر کاملا بی اثر می شود. پس می توان تصور کرد که در هوای مرطوب بدن با از دست دادن این مکانیسم دفاعی تحمل کمتری نسبت به گرما خواهد داشت و  بیشتر در معرض خطر گرمازدگی خواهد بود. از دیگر سو باد با افزایش سرعت تبخیر باعث خنک تر شدن پوست می شود.

–  عملکرد پوست

  پوست علاوه بر تبخیر با تشعشع و همرفت نیز باعث اتلاف دما می شود اما فقط در صورتیکه دمای محیط پایین تر از پوست باشد.

  -تنفس

بدن توسط تبخیر از راه تنفس خنک خواهد شد.

 – عملکرد دستگاه قلب و عروق

  افزایش سرعت و  قدرت ضربان قلب با افزایش جریان خون در پوست باعث خنک شدن بیشتر آن می شود(مثل رادیاتور). به همین علت در هوای گرم پوست قرمز و برافروخته می شود


چگونگی ایجاد گرمازدگی


  هنگامی که بدن با گرما مواجه می شود  برای حفظ دمای خود شروع به عرق کردن می کند به این ترتیب بدن آب و املاح خود را به تدریج به همراه عرق از دست می دهد و انسان احساس تشنگی می کند و با  خوردن آب معمولی عملا آب بدون املاح را جایگزین می کند و به تدریج دچار اختلال در  مقدار و غلظت املاح بدن و بروز اولین علائم گرمازدگی می شود. ادامه این روند با افزایش تعریق باعث کاهش آب بدن (دهیدراتاسیون) و تشدید گرما زدگی و علائم آن می شود . در صورتی که این وضع ادامه یابد  و آب و املاح جایگزین نشود اختلال شدید آب و املاح و افزایش دمای بدن می تواند منجر به گرما زدگی شدید و حتی مرگ شود. 

  
  – مثلث گرمازدگی

  سه عامل گرما، فعالیت، رطوبت  را می توان عوامل اصلی ایجاد کننده گرمازدگی دانست. این سه عامل مثلث گرمازدگی را تشکیل می دهند و وقتی در کنار هم قرار می گیرند اثر یکدیگر را تشدید می کنند.

  -گرما

   دمای محیط که منبع بیرونی گرما است باعث می شود تا بدن در معرض افزایش دما قرار گیرد و مثلث گرما زدگی فعال شود.

—  فعالیت  

  فعالیت، منبع درونی گرمای بدن است. به خصوص اگر در زمانی که دمای محیط بالاست (ضلع دیگر مثلث) اتفاق افتد با سرعت بیشتری مثلث گرما زدگی را فعال میکند.

رطوبت

   محیط مرطوب با بی اثر کردن تبخیر عرق از پوست – که از مهمترین سیستم های دفاعی بدن است-  باعث می شود تا بدن نسبت به گرما بی دفاع شود. و در فعال شدن مثلث گرمازدگی نقش مهمی دارد.

  دقت کنید که برای ایجاد گرمازدگی لازم نیست تا حتما هر سه ضلع مثلث فعال باشند. گاه قدرت یک ضلع می تواند ضعیف یا غیر فعال بودن ضلع دیگر را جبران کند. مثلا اگر هوا بسیار گرم و مرطوب است حتی حضور در این هوا بدون فعالیت هم می تواند باعث گرما زدگی شود.یا مثلا هنگامی که هوا زیاد گرم نیست یک فعالیت سنگین حتی بدون رطوبت زیاد نیز می تواند باعث درجاتی از گرمازدگی و فعال شدن مثلث شود.

   ضمنا در نظر داشته باشید گاه شرایط به گونه ای است که مکانیسم های دفاعی بدن با تمام توان برای حفظ تعادل دمایی بدن درگیر هستند، و اندکی تغیر در وضعیت می تواند باعث برهم خوردن این تعادل و ایجاد گرمازدگی شود.

به طور مثال و قتی هوا گرم و مرطوب است اندکی فعالیت می تواند باعث فعال شدن مثلث و ایجاد گرما زدگی شود یا در یک فعالیت سنگین در یک هوای ابری اگر هوا ناگهان آفتابی و در نتیجه گرمتر گردد می تواند باعث فعال شدن مثلث گردد.

  -مراحل و انواع  گرمازدگی

گرما زدگی بسته به شدت و میزان پیشرفت به سه دسته اصلی تقسیم می شود.

۱)       گرفتگی عضلانی ناشی از گرما (HEAT CRAMPS)

۲)      خستگی ناشی از گرما (HEAT EXHAUSTION)

۳)     حمله گرمایی (HEAT STROKE)

و در بعضی مواقع:

۴)      سنکوپ (غش) ناشی از گرما (HEAT SYNCOPE)

– گرفتگی عضلانی ناشی از گرما (HEAT CRAMPS)

  در مراحل اولیه مواجه با گرما از دست دادن آب و املاح توسط عرق و جایگزینی آب بدون املاح (آب معمولی) و یا عدم جایگزینی مناسب آب منجر به اختلال در املاح بدن و بروز دردهای عضلانی (بیشتر در عظلات ساق و شانه) می شود. این دردها بیشتر آزار دهنده هستند تا خطرناک و در صورت بهبودی و رعایت اصول پیشگیری بیمار می تواند به فعالیت خود ادامه دهد. نکته مهم در این زمینه این است که شروع دردها و گرفتگی های عضلانی می تواند نشانه بد بودن شرایط و وجود خطر پیشرفت گرمازدگی باشد.

-خستگی ناشی از گرما (HEAT EXHAUSTION)

  هرچه مواجهه با گرما افزایش یابد تعریق بیشتر و در نتیجه از دست دادن آب و املاح نیز بیشتر می شود و بدن با کمبود آب مواجه می شود و دمای بدن اندکی بالا می رود اما هیچ وقت به بالاتر از ۴۰ درجه سانتی گراد نمی رسد این حالت نوع خفیفی از شوک است و فرد آسیب دیده نباید به فعالیت ادامه دهد زیرا گرمازدگی در این حالت می تواند به سرعت پیشرفت کرده به مراحل شدیدتر و وخیم تر برسد.

– حمله گرمایی (HEAT STROKE)


  مواجهه بیش از حد بدن با گرما (بیرونی یا درونی) منجر به افزایش جدی دمای بدن می شود(بالا تر از ۴۰ درجه سانتی گراد). در این وضعیت افزایش بیش از حد تعریق منجر به کاهش جدی آب و املاح می شود که این کمبود آب گاه به حدی می رسد که دیگر بدن آبی برای تعریق ندارد و تعریق متوقف شده و دمای بدن باز هم بالاتر می رود. حمله گرمایی  یک اورژانس واقعی و بسیار خطرناک است که در افراد جوان و سالم تا بیست درصد و در افراد مسن تا هفتاد درصد مرگ و میر دارد.این مرحله با اختلال هوشیاری همراه است و برای درمان نیاز به اقدامات بیمارستانی دارد.

  -سنکوپ (غش) ناشی از گرما (HEAT SYNCOPE)

   حرکت ناگهانی خون به سمت پوست موجب اختلال موقت در خونرسانی مغز می شود و کاهش سطح هوشیاری ناگهانی و برگشت پذیر یا همان سنکوپ بوجود می آید این حالت در هر مرحله ای از گرما زدگی ممکن است اتفاق بیفتد.

 گرچه در زنان و در افراد غیر سازگار با محیطهای گرم شایع تر است. این حالت با استراحت در محیط خنک و بالا گرفتن پاها برطرف می شود.

– علائم و نشانه ها

  همانگونه که گفته شد علائم هر مرحله متفاوت است و پیشرفت بیماری بر شدت علائم می افزاید یا آنها را تغیر میدهد.شناخت علائم هر مرحله به شما کمک می کند تا بیمار گرمازده را بشناسید و بتوانید تشخیص دهید که در چه مرحله ای از گرما زدگی قرار دارد.


– علائم در گرفتگی عضلانی ناشی از گرما (HEAT CRAMPS)

  درد، کوفتگی و خستگی عضلانی بیشتر در عضلات ساق و شانه.

-علائم درخستگی ناشی از گرما (HEAT EXHAUSTION)

  سردرد ، تهوع ، سرگیجه ،  بی اشتهایی ، غش ،

 افزایش ضربان قلب ، افزایش دمای بدن (کمتر از ۳۹ درجه) ،پوست رنگ پریده یا خاکستری و مرطوب.

  -علائم در حمله گرمایی (HEAT STROKE)

  اختلال سطح هوشیاری (بی قراری ،خواب آلودگی،گیجی،کما) ، در نیمی از موارد تعریق متوقف می شود ،پوست خشک یا اندکی داغ و مرطوب ، افزایش دمای بدن به بالای چهل درجه سانتی گراد ،تشنج ،مرگ

  همانگونه که می بینید  با طیفی گسترده از علائم  روبرو هستیم که بسته به نوع و شدت گرما زدگی متفاوت است که در جدول زیر می توانید آنها را مرور کنید:

  
  -تشخیص

  مهمترین کار هنگام برخورد با  مصدوم تشخیص درست است. اینکه دریابیم آیا بیمار دچار گرمازدگی است یا نه و اگر دچار گرما زدگی است در چه مرحله ای می باشد.

بر ای تشخیص درست اول بررسی کنید که آیا مثلث گرمازدگی فعال است یا نه ؟ اگر مثلث فعال است بیشتر به احتمال گرمازدگی فکر کنید و اگر فعال نیست احتمال گرمازدگی کمتر است(نه اینکه وجود ندارد). و سپس به بررسی وجود یا عدم وجود علائم بپردازید. و بر اساس علائم نسبت به وجود یا عدم وجود گرمازدگی و درجه آن نظر بدهید.

  – تشخیص افتراقی

 دقت به تفاوت علائم بیماریهای مختلف به شما کمک می کند که هنگام برخورد با آنها سردرگم نشوید.
 

-تفاوت گرمازدگی از سایر بیماریها


  علائم گرما زدگی با بیماریهای دیگری مشابه است که باید دقت شود. مثلا سردرد ، تهوع و بی اشتهایی از علائم ارتفاع زدگی هستند و در کوهستان و ارتفاع با بروز آنها حتما باید به بیماری ارتفاع فکر کرد.مسمومیتهای غذایی،ادم مغزی که منجر به اختلال هوشیاری شود نیز از بیماری هایی هستند که می تواند با گرما زدگی اشتباه شود. توجه داشته باشید در گرمازدگی دمای بدن بالا است بیمار ضعف و بی حالی دارد و با برخاستن از زمین دچار ضعف می شود(جلوی چشمش سیاهی می رود) که به علت کاهش فشار است.رنگ پوست در بیمار گرمازده تغیر می کند ولی در بیماری ارتفاع اینچنین نیست .مسمومیتهای غذایی معمولا به همراه درد شکم و اسهال است.ادم مغزی در ارتفاعات بالا بروز می کند و بیمار علاوه بر علائم عصبی دچار سایر علائم ارتفاع زدگی نیز بوده است.

-تفاوت خستگی گرمایی و حمله گرمایی

دقت کنید تشخیص تفاوت این دو مرحله بسیار مهم است و در تعیین مسیر درمان و اقدامات بعدی بسیار تاثیر گذار است.

  توجه کنید که:

در خستگی گرمایی بیمار معمولا هوشیار است و دما زیر ۴۰ درجه سانتی گراد است.

در حمله گرمایی بیمار اختلال هوشیاری دارد و دما بالای ۴۰ درجه سانتی گراد است.


– درمان و نحوه برخورد با بیماران گرمازده

  قبل از هر چیز دقت کنید، وقتی یک نفر آسیب می بیند شرایط به
 گونه ایست که دیگران هم در معرض خطر هستند.پس مراقب
سلامت خود و سایر افراد گروه باشید.

  قبل از هر چیز دقت کنید، وقتی یک نفر آسیب می بیند شرایط به گونه ایست که دیگران هم در معرض خطر هستند.پس مراقب سلامت خود و سایر افراد گروه باشید.

  اکنون درمان گرمازدگی را در سه مرحله پیگیری می کنیم :

الف) وقتی مصدوم هوشیار است ب) وقتی مصدوم هوشیار نیست ج) وقتی مصدوم فقط کرامپ عضلانی دارد.

  – وقتی مصدوم هوشیار است

درمان گرمازدگی بر سه اصل استوار است

۱- استراحت و پناه دادن از گرما  2- خنک کردن ۳- جایگزینی آب و املاح


– استراحت و پناه دادن از گرما

     بیمار را در سایه قرار دهید.
    اگر هیچ سایه ای وجود ندارد، افراد گروه را کنار هم قرار دهید تا ایجاد سایه کنند یا از چند کوله پشتی استفاده کنید تا سایه ایجاد کنید. دقت کنید به سایرین آسیب نرسانید.
     مصدوم را در حالت خوابیده به پشت قرار دهید و پاهای او را ۲۰ درجه بالا بیاورید تا جریان خون مغز بهتر شود. اما اگر مصدوم حالت تهوع و استفراغ دارد به صورت خوابیده به پهلو قرار دهید.
    اجازه دهید مصدوم استراحت کند و مانع فعالیت او شوید.
    اطراف مصدوم را خالی کنید تا هوا جریان پیدا کند.
    لباسهای اضافی بیمار را در آورید و لباسهایی را که نمی توانید در آورید شل کنید.

–  خنک کردن
     برای خنک کردن بیمار باید از آب و باد استفاده کنید.  
    لباسهای اضافه بیمار را در آورید
     یک پارچه خیس روی بیمار بگذارید و اورا باد بزنید
     از کمپرس سرد روی سر و گردن زیر بغلها و کشاله ران استفاده کنید
    می توانید مقداری آب به سر و صورت و لباسهای بیمار بپاشید و او را باد بزنید
    دمای بدن بیمار به خصوص در گرمازدگی های شدید نباید به سرعت و یا بیش از حد پایین بیاید.
    اگر در حین خنک کردن بیمار دچار لرز شد خنک کردن را متوقف کنید تا بیمار آرام شود و چند دقیقه بعد دوباره ادامه دهید

– جبران آب و املاح


    همانگونه که گفته شد برای جبران آب و املاح از دست رفته با عرق باید از ماده ای استفاده کرد که بتواند همزمان با جبران مایعات ،املاح از دست رفته را نیز جبران کند.
    بهترین راه برای جلوگیری و جبران آب و املاح از دست رفته استفاده از محلول ORS است.

 
   ORS و اهمیت آن :

الف)  ORS چیست؟

     ORS را می توان یک سرم نوع خوراکی دانست. این محلول غلظتی مشابه خون دارد و جایگزین مناسبی برای آب و املاح از دست رفته بدن است.
     ORS به صورت پودر قابل حل در آب با قیمت مناسب در تمام داروخانه ها در دسترس است. سبک و قابل حمل است، به آسانی خراب یا فاسد نمی شود، تهیه و مصرف آن آسان است و نقش به سزایی در درمان و پیشگیری از گرمازدگی و سایر بیماری های ازدست دهنده آب و املاح (مثل بیماریهای اسهالی) دارد.

ب) نحوه استفاده از ORS

ORS بد مزه است. اندکی آبلیمو (و نه چیز دیگری) مزه آن را بهتر می کند. محلول را جرعه ، جرعه مصرف کنید. به مصدوم به صورت مداوم و اندک اندک ORS بدهید تا حال عمومی او بهتر شود. مصرف این محلول در بزرگسالان محدودیتی ندارد در بیماران گرمازده هوشیار می توانید هر ۱۵ دقیقه یک لیوان ORS به مصدوم بدهید مصرف ORS در هر آب و هوای گرم یا مرطوبی و یا در هر فعالیت سنگینی می تواند مفید باشد. به بیمارانی که هوشیار نیستند و یا حالت تهوع و استفراغ دارند نباید چیزی بدهید.

ج) نحوه تهیه ORS

    یک بسته پودر ORS را در یک لیتر(معادل چهار لیوان) آب سالم (ترجیحا آب جوشیده سرد شده) حل کنید تا محلول مورد نظر آماده شود.
    محلول باید هر روز تازه تهیه شود.
    به محلول هیچ چیز (از قبیل نمک، شکر، نوشابه، آب بیشترو…) نباید اضافه شود .فقط می توانید مقداری آبلیمو به آن اضافه کنید تا مزه آن بهتر شود.
    همیشه سعی کنید ORS را سرد بنوشید تا مزه بد آن کمتر شود.اما هیچ وقت یخ در آن نریزید زیرا با آب شدن یخ در آن ترکیب محلول به هم خواهد خورد.
    دقت کنید تمام پودر ORS باید در یک لیتر آب حل شود نه مثلا نصف آن در ۵۰۰ سی سی.  

د) اگر پودر ORS نداشتیم

     یک قاشق چایی خوری نمک به یک لیتر آب اضافه کنید و برای بهبود مزه آن اندکی آبلیمو به آن اضافه کنید.
     از بین مایعات طبیعی دوغ جایگزین مناسبی برای ORS است.

اگر مصدوم استفراغ می کند یا حالت تهوع دارد چه باید کرد؟

انتقال سریع بیمار و تجویز مایعات وریدی در این حالت بهترین راه است اما این امکان در بیشتر مواقع و به خصوص در کوهستان مقدور نیست.پس چه باید کرد؟

    اگر انتقال سریع بیمار یا تجویز مایعات وریدی را ندارید. مصدوم را به پهلو بخوابانید و به صورت جرعه جرعه به با قاشق و  با فاصله به او ORS بدهید.
    در صورت حالت تهوع باز قدری صبر کنید تا مصدوم آرام و خنک شود و بعد با مقدار کمتر و فاصله بیشتر این کار را تکرار کنید.

–  وقتی مصدوم هوشیار نیست


  تمام اقدامات فوق مربوط به زمانی است که بیمار شما هوشیار است، اما اگر مصدوم هوشیار نیست آنگاه شما باید با مصدوم مانند تمام بیماران غیر هوشیار دیگر برخورد کرده اقدامات لازم را انجام دهید:

الف) مصدوم را ارزیابی کرده و علایم حیاتی (راه هوایی – تنفس – گردش خون) راکنترل کنید (ABC).

ب) راه هوایی مصدوم را باز نگه دارید.

ج) اگر  تنفس و یا ضربان قلب وجود ندارد و شما آموزش کافی دیده اید عملیات احیا   (CPR) را شروع کنید.

د) مصدوم را در وضعیت ریکاوری قرار دهید .

ه) به مصدوم غیر هوشیار چیزی نخورانید

و) اگر نبض بیمار ضعیف است پاهای بیمار را بالا بیاورید.

ز) اگر استفراغ دارد او را به صورت خوابیده به پهلو قرار دهید.


اگر مصدوم هوشیار نیست، امکان جایگزینی وریدی مایعات وجودندارد،

امکان انتقال بیمار هم مقدور نیست چه باید کرد؟

  پاسخ به این سوال بسیار سخت است.شاید بتوان گفت این بدترین شرایطی است که می توان در آن قرار گرفت. اما در این شرایط ضمن حفظ خونسردی باید اقدام به خنک کردن بیمار کرد.و امیدوار بود بیمار ضمن خنک شدن هوشیار شده توان مصرف مایعات را پیدا کند.همیشه حداکثر تلاشتان را برای درخواست کمک و انتقال این بیماران به کار برید و فراموش نکنید اقدامات درمانی (خنک کردن ،ارزیابی بیمار و پیش گیری از گرما زدگی بیشتر) را حین انتقال انجام دهید.

  دقت کنید در تمام این شرایط باید توجه کامل به سایر افراد گروه داشته باشید تا شرایط نا مساعد مصدوم دیگری به مصدومانتان نیفزاید.

  –  وقتی  مصدوم فقط کرامپ عضلانی دارد

در درمان کرامپ های عضلانی  به چند نکته  دقت کنید:

– ماساژ بدهیم؟

 می توان بیمار را  بدون اینکه باعث درد و یا گرما در عضلات شوید به آرامی ماساژ بدهید.

– مصدوم را خنک کنیم؟

 با استراحت در جای خنک و مصرف ORS بیمار بهبود می یابد و معمولا نیاز به خنک کردن کل بدن نیست  گرچه خیس کردن عضلات با آب خنک(نه زیاد سرد)و کمپرس سرد آنها می تواند مفید باشد

– مصدوم را انتقال بدهیم؟

اگر بیمار به سمت مراحل شدید تر پیشرفت نکتد نیاز به انتقال ندارد

– مصدوم به فعالیت ادامه دهد؟

 بهتر است بیمار بعد از بهبودی چند ساعت استراحت کند برای ادامه فعالیت باید از بیمار مراقبت کافی به عمل آید.

–  انتقال بیمار

  در شرایطی که مراکز درمانی در دسترس است باید بیما را پس از انجام اقدامات اولیه به نزدیکترین مرکز درمانی رساند.  و به خصوص در حمله گرمایی وقتی بیمار اختلال سطح هوشیاری دارد نباید وقت را از دست داد. اما در شرایط سخت و محیط کوهستان مسئله به این سادگی نیست. چرا که گاه خود انتقال می تواند کاری پر خطر و  وقت گیر باشد. یا شاید در بسیاری از موارد اصلا ممکن نباشد. ضمن اینکه باید توجه داشت که انتقال در کوهستان معمولا مستلزم فعالیت مصدوم است که گاه مصدومان در شرایطی قرار دارند که فعالیت آنها را در شرایط بحرانی قرار خواهد داد.با توجه به این موارد تصمیم گیری در باره انتفال بیمار در کوه کار آسانی نیست وگاه بسیار سخت است. با این وجود می توان گفت:

    در گرمازدگی های خفیف و متوسط بیمار را خنک کنید ،آب و املاح را جاگزین کنید و سپس به انتقال مصدوم فکر کنید.
    در گرمازدگی های شدید که با اختلال سطح هوشیاری همراه است بعداز انجام اقدامات اولیه وظیفه شما انتقال سریع بیمار به نزدیکترین مرکز درمانی است.
-ارزیابی بیمار بعد از بهبودی

  مصدوم پس از بهبودی و حین انتقال همواره مستعد  آسیب است و هرگز نباید او را به حال خود رها کرد.پس همواره باید از بیمار حمایت کافی کرد.

•        بیمار را به طور مداوم بررسی کنید

•        به بیمار ORS بدهید

•        مانع فعالیت اضافه بیمار شوید

•        بیمار را تنها نگذارید و از او حمایت کنید

•        در صورت اجبار به حرکت و فعالیت فرصت استراحت کافی را به او بدهید

منبع: وبلاگ علم کوه

پرواز….

 پرواز را به خاطر بسپار؛ پرنده مردنی است 

صعود زمستانی به قله کلاغ لانه(همدان)

این پست مربوط به اسفند ماه ۱۳۹۱ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
با ژیلا همنورد خوبم ( اهل صحنه کرمانشاه) قرار گذاشتیم، صعودی به قله کلاغ لانه در همدان داشته باشیم اگر چه بارها و بارها به کلاغ لانه رفته بودم اما قله اصلی آن را در زمستان صعود نکرده بودم….



با توجه به اینکه هر دوی ما تجربه صعود به قله اصلی را نداشتیم، با همنورد خوبم آقای جهان آرا که افتخار همنوردی در چندین صعود را داشتم، تماس گرفته و ایشان هم با کمال محبت اعلام داشتند که همراه چند نفر از همنوردان با ما همراه خواهند شد. 

دامنه کلاغ لانه سال ۱۳۶۲

دامنه کلاغ لانه بعد از ۳۰ سال همان نقطه ۱۳۹۱

اولین بار با آقای جهان آرا در صعود قزل ارسلان( تیرماه ۱۳۹۱) آشنا شدم و مهر ماه امسال هم ایشان همراه  جنابان مسعود عسگری و وحید شادکام به قروه آمدند و با چند تن از اعضای گروه قاجر صعودی از تیغه شرقی پریشان به قله نمودیم و آذر ماه هم  با گروه قاجر به ارتفاعات الوند رفتیم که ایشان تا پناهگاه کلاغ لانه ما را همراهی کرده و خودشان به قله کلاغ رفته ما هم راهی فله الوند شدیم اما همانجا قرار گذاشتیم که برنامه ای هم برای قله کلاغ لانه داشته باشیم که بالاخره زمان آن این هفته فرا رسید.

ژیلا از چند روز قبل منزل خواهرشان در همدان بود، مهدی هم طبق معمول زحمت کشید مرا تا همدان برد اما چون کار داشت به قروه بازگشت.

بعد از ظهر پنجشنبه با ژیلا در هوایی نسبتا خوب از گنجنامه راهی میدان میشان شدیم. 

همراه ژیلا در گنجنامه

با آقای جهان آرا و همنوردانشان در پناهگاه میشان قرار داشتیم ساعت ۱۷ ایشان به پناهگاه میشان آمده و اظهار داشتند که سایر همنوردان بعدا خواهند آمد.

مسیر پناهگاه میشان

بعداز استراحت کوتاهی ساعت ۱۸ راهی پناهگاه کلاغ لانه شدیم. کمی که از پناهگاه دوم میشان بالا رفتیم، باد نسبتا تندی شروع شد اما رفته رفته بر شدت باد افزوده می شد مخصوصا بعد از تخت نادر.

نمایی از شدت باد 

خلاصه در دوزخ دره سرعت باد بیش از حد شد تا جایی که بعضی جاها مجبور می شدیم، بایستیم و این حرکت ما را کند می کرد اقای جهان آرا با تمام صبر و استقامتشان و با احتیاط تمام در کنار ما بودند تا اینکه ساعت ۲۱ به پناه گاه کلاغ لانه رسیده انجا هم شدت باد چند برابر پایین بود.

دو نفر از همنوردان همدان آنجا بودند از دیدن جناب اصغر بیات خیلی خوشحال شدم  با ایشان در صعود هفتم قلم در مهاباد آشنا شده بودم.

 بعد از صرف شام خوابیدیم اما از شدت پا درد و صدای باد شدید که فکر می کردم می خواهد پناهگاه را از جا بکند،خوابم نمی برد، اصلا نمی دانم تا صبح خوابیدم یا نه.

ساعت ۸ صبحانه خوردیم یکی یکی هم همنوردانی به پناهگاه می آمدند اما هیچکدام قصد صعود قله را نداشتند آقای جهان آرا  گفتند ساعت ۱۰ به قله می رویم اما پیشنهاد کردم که با توجه به وضعیت هوا اگر ممکن است بالا نرویم چون ما به قیمتی صعود نمی کنیم البته قلبا نگران ایشان بودم که بخاطر ما دچار مشکل نشوند اما ایشان با همان اعتماد به نفسی که  داشتند گفتند ما در هوایی از این بدتر هم صعود کرده ایم و قراره آقای عسگری هم بیایند.  

پس از ساعتی همنورد خوبم آقای عسگری مدیر وبلاگ فاتحان خورشید به همراه آقایان عرفان رضاپور مدیر وبلاگ صخره  و ابراهیم خدایاری به پناهگاه آمدند چقدر از دیدن آنها خوشحال شدم با آقای عسگری و رضاپور هم در هفتمین صعود قلم آشنا شده بودم و افتخار همطنابی با آقای عسگری را در تیغه شرقی پریشان در قروه داشتم.

ساعت: ۱۰:۱۰  گروه پنج نفره ما راهی قله شد باد همچنان با سرعت تمام ما را همراهی می کرد و گاهی با شدت تمام  صورتمان را با دانه های برف نوازش می کرد. 

مسیر قله کلاغ لانه

پس از حدود ۲۰ دقیقه به پای صخره ها رسیدیم و از انجا دست به سنگ شدنها شروع شد. 

شروع دست بسنگها

به بالای اولین قله رسیدیم همیشه فکر می کردم این قله اصلی است چون قبلا در قله اصلی نبشی هم نبود.

همراه ژیلا در قله فرعی ۱۳۹۱

همراه یاسمن همنورد خوبم از گروه قاجر ۱۳۸۹ قبلا تا این قسمت آمده بودم.

 با توجه به اینکه قسمتهایی از صخره ها یخ زده بودند در بعضی جاها از طناب استفاده می کردیم.

 ابتدا آقای جهان آرا با کلنگ جای پا درست می کردند و آقای عسگری هم با طناب حمایت می کردند اگرچه اصلا از طناب استفاده نمی کردیم اما نقش اساسی در ایجاد ایمنی بیشتر و اعتماد را داشت.

همراه ژیلا و آقای خدایاری

 از این همه دقت  و احتیاطی که همنوردان داشتند و هیچگونه ریسکی را انجام نمی داند خیلی خوشحال و اعتماد بیشتری به آنها می کردم.

بالاخره حدود ساعت ۱۱:۳۰ بر فراز  قله ۳۴۱۰ متری کلاغ لانه ایستادیم  چقدر احساس خوبی داشتم  از اینکه در کنار چنین همنوردان خوب در این شرایط جویی موفق به صعود زمستانی  کلاغ لانه شده بودم.

همراه ژیلا بر فراز قله 

همراه همنوردان در قله

آقای عسگری زحمت گرفتن عکسها را می کشیدند که واقعا در آن شرایط جوی بسیار سخت بود.

همراه همنورد خوبم آقای عسگری

پس از گرفتن چند عکس به سمت پایین حرکت کردیم البته باد هم اجازه توقف بیشتر از آن را نمی داد. در فرود هم باز بعضی جاها از طناب استفاده کردیم.

 ساعت حدود ۱۳ به پناهگاه رسیده در این موقع هم همنورد خوب دیگرمان آقای علی بیات مدیر وبلاگ دیار الوند که با ایشان هم در صعود قلم آشنا شده بودم آنجا آمده ناهار را با هم صرف کرده سپس همگی با هم  راهی پناهگاه میشان شدیم .

از راست به چپ: آقایان خدایاری،رضاپور- ژیلا- آقای بیات،خودم ، آقای جهان آرا

در فرود هم باد همچنان ناجوانمردانه می وزید و مثل اینکه قرار نبود از شدت خود بکاهد بعضی جاها مجبور بودیم باتوم را داخل برف کرده و همانجا برای دقایقی بایستیم. 

این هم تصاویری که آقای عسگری شکار لحظه ها کرده

بالاخره به پناهگاه میشان رسیده پس از استراحت چند دقیقه ای راهی گنجنامه شدیم. 

واقعا روز بسیار مهیج و خوبی را در کنار همنوردان خوب و مهمان نواز همدانی داشتیم که امیدوارم این ارتباطات تداوم داشته باشد. 

مهدی هم تماس گرفت و گفت به همدان می آید که با هم به قروه برگردیم .

حقیقتا اگر حمایتها و پشتیبانی های مهدی نبود، مطمئنم که اجرای چنین برنامه هایی برایم بسیار سخت بود. همیشه قدردان زحمات و تحملش هستم. ایشان در بیشترین صعودها کنارم هستند اما بعضی از اوقات هم به دلیل گرفتاری کاری نمی تواند همراهم باشد.   

دامنه کلاغ لانه همراه مهدی همنورد و بزرگترین حامیم در مسیر عشق به طبیعت  1390

چند تصویر از صعود به کلاغ لانه در سالهای گذشته……

خرداد ماه ۱۳۸۷

آذر ماه ۱۳۸۹

آذر ماه ۱۳۹۰

آذر ماه ۱۳۹۱

ایستگاه تامل

مفهوم زندگی…

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است

عشق ازین گنبد در بسته برون تاختن است

شیشهٔ ماه ز طاق فلک انداختن است

سلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن است

به یکی داد جهان بردن و جان باختن است

حکمت  و  فلسفه را  همت  مردی  باید

تیغ اندیشه بروی دو جهان آختن است

مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست

از همین خاک جهان دگری ساختن است
«اقبال لاهوری»