صعود به قله توچال

این پست مربوط به مهر ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد.

طبق پیشنهاد آقای جواد زارعی (مدیر وبلاگ شازده کوچولو) و هماهنگی با سایر اعضای هیئت اجرایی صعود نهم، قرار شد پنجشنبه ۱۱ مهر در محل کافه کوه(کافه محمد تهرانی) اولین نشست خود را داشته باشیم و حضورا راجع به برنامه صعود نهم با هم مشورت کنیم.(علت انتخاب نشست در کافه تهرانی آن بود که آقای جواد زارعی قرار بود با چند نفر از همنوردان همشهریش صعودی به قله توچال داشته باشند)

روز چهارشنبه راهی تهران شدم بین مسیر تلفنی جویای احوال خانم نریمانی (یکی از همنوردانم که در کافه کوه با او آشنا شده و امسال افتخار صعود به دماوند و حصار چال علم کوه را با ایشان داشتم) شدم وقتی ایشان از علت سفرم مطلع شد، پیشنهاد کرد که با هم صعودی به توچال داشته باشیم اما اظهار نمودم که قصدم کوهنوردی نبوده و هیچ وسیله ای نیاوردم و ایشان با تمام محبت و خلوصی که از ویژگی های بارزشان می باشد، فرمودند نگران نباش من همه چیز می آورم.

خلاصه از آنجایی که کوه همیشه برایم وسوسه انگیز است قبول کردم و باهم در میدان سربند قرار گذاشتیم.

روز پنجشنبه ساعت ۱۴ در میدان سربند(مجسمه) ابتدا خانم نرگس شکوفه فر از قائن( خراسان) را دیدم سپس خانم نریمانی و آقای جواد زارعی همراه سایر همنوردانشان آمدند و همگی با هم به سمت کافه محمد تهرانی حرکت کردیم 

بعد از دقایقی آقای شاه محمدی هم از گنبد آمدند و اولین نشست مشورتی هیئت اجرایی صعود نهم را با هم شروع کردیم.

ساعت ۱۶ خانم شکوفه فر به پایین برگشت و ما همگی راهی شیر پلا شدیم.

گزارش این صعود پیش بینی نشده…..

اولین نشست اعضای هیئت اجرایی

نفرات از راست: آقای جواد زارعی، خودم، خانم شکوفه فر، آقای شاه محمدی

خانم نریمانی و خانم شکوفه فر

با خانم شکوفه فر خداحافظی کرده و عکس یادگاری جلو کافه گرفتیم

آقایان: پرورش، شفیعی، زارعی،واحدی، خانم شکوفه فر، خودم ، آقای شاه محمدی

مسیر شیرپلا

در مسیر شیرپلا بودیم که خانم نریمانی بند یخچال را نشانمان داد که دو نفر نیز به پایین بر میگشتند و خانم نریمان گفتند حدس می زنم آنها فرشیدداوودی (مدیر وبلاگ طنز کوه و گل حسرتی) و بهرام پور علی بابا (مدیر وبلاگ غریبه و کوه نامه) باشند ما هم با خوشحالی از راه دور صدایشان کردیم و متوجه شدیم خودشان هستند و از تمرین سنگنوردی بر می گشتند بهرام بلافاصله تماس گرفت و گفت فردا صبح پیشتان می آیم ما هم همگی خوشحال شدیم.

آقای شاه محمدی در حال عکاسی از طبیعت زیبا

در ادامه مسیر آقای حسین نظر( از مربیان و کوهنوردان نام آشنا) و همنوردشان را دیدیم و دقایقی با هم صحبت کرده و عکس یادگاری گرفتیم

همراه آقای نظر، آقای ملکوتی و خانم نریمانی

هوا تاریک شده بود که به پناهگاه شیرپلا رسیدیم

صرف شام در رستوران شیرپلا و مهمان خانم نریمانی که زحمت بسیار کشیده بود

بعد از صرف شام همنوردان همدان گفتند که ساعت ۶ حرکت می کنند خانم نریمانی پیشنهاد کردند که ما زودتر حرکت کنیم و در جانپناه امیری صبحانه را با هم باشیم البته آقای شاه محمدی گفتند که همراه ما می آیند  همنوردان آقا اتاقی را اجاره کردند و ما هم به خوابگاه بانوان رفتیم 

ساعت ۵ صبح همراه خانم نریمانی و آقای شاه محمدی به سمت جانپناه امیری حرکت کردیم

همراه خانم نریمانی در مسیر جانپناه امیری

همراه آقای شاه محمدی

در طول مسیر از تجربیات آقای شاه محمدی نهایت بهره را بردیم ایشان با تمام بزرگواری و تواضعی که مخصوص خودشان می باشد، ما را همراهی می کردند و صعود بسیار خوبی را در کنارشان تجربه کردیم.

صرف صبحانه در جانپناه امیری

 

آقای شاه محمدی و آقای زارعی در جانپناه امیری

     آماده حرکت برای صعود قله بودیم که آقای بهرام پورعلی بابا خودش را به ما رساند چقدر از دیدارش مسرور شدم نیمه شب از تهران حرکت کرده بود تا همراه ما باشد 

      

 همراه آقایان بهرام و جواد

همراه همنوردان در کنار جانپناه  و آماده برای حرکت

جانپناه امیری

باد شدیدی در حال وزیدن و جرکت را واقعا سخت نموده بود بالاخره به قله توچال رسیدیم 

همراه همنوردان در قله توچال

داخل جانپناه خیلی شلوغ بود دقایقی آنجا نشسته و بعد از خوردن چای و تنقلات تصمیم به برگشت گرفتیم

داخل جانپناه

قرار شد جهت صرفه جویی در وقت و رسیدن به موقع به شهرهایمان به ایستگاه هفت رفته و با تله کابین پایین برویم

از همان قله با بهرام خداحافظی کردیم و او از مسیر شیرپلا برگشت

همراه بهرام در قله

دورنمای قله دماوند 

در مسیر ایستگاه هفت از شانس خوب، آقای ستوده و همسرشان را که قصد صعود قله را داشتند، دیدیم از دیدارشان بسیار خوشحال شدیم و عکسی هم با آنها گرفته سپس خداحافظی کردیم 

نفرات از راست:آقایان شاه محمدی، زارعی، ستوده، خانم ستوده، خانم نریمانی و خودم 

در مسیر شیرپلا جوانی به نام حسین را دیدیم که برای اولین بار به این ارتفاعات می آمد و آقای شاه محمدی از او خواست تا همراه ما بیاید و ایشان هم تا آخر برنامه پیش ما بود و خوشحال از اینکه موفق به صعود قله توچال شده بود

همنوردان همدانی در ایستگاه پنجم با ما خداحافظی کردند و ما هم ناهاری را که خانم نریمان زحمتش را کشیده بود، در ایستگاه پنج صرف نمودیم

همراه حسین جوان خوب و محجوب از شهرستان پردیس که تا آخر برنامه با ما بود 

این هم آقای شاه محمدی که تا آخر برنامه ما را همراهی کرد

تشکرات ویژه….

ممنون از آقای جواد زارعی که پیشنهاد نشست هیئت اجرایی در کافه محمد تهرانی را دادند

قدر دان زحمات خانم نریمان هستم که امکانات کامل  را فراهم نمودند تا برای دومین بار موفق به زیارت قله توچال شوم

سپاس از آقای شاه محمدی که از اول تا انتهی برنامه با صبوری و محبت تمام ما را همراهی نمود

تشکر فراوان از آقا بهرام که با همه خستگی از یک برنامه سنگین سنگنوردی ، برای دیدن ما تا قله آمد 

خوشحال و مسرورم به داشتن چنین همنوران گرامی و ارجمند……

ایستگاه تامل

شرایط و زمانبندی برگزاری صعود سراسری بانوان کشور / قله سنبوران

بدین وسیله شرایط و زمانبندی برگزاری صعود سراسری بانوان کشور (به حمایت از سمندر لرستان) بر روی قله سنبوران که مقرر گردیده در تاریخ ۱۵ مرداد ۹۴ در شهرستان دورود صورت پذیرد جهت اطلاع اعلام می‌گردد: …
۱ـ افتتاحیه مراسم مورخ ۱۵ مرداد ؛ شهرستان دورود، تالار ایران زمین، ورودی شمالی شهرستان
۲ـ ساعت پذیرش مورخ ۱۵ مرداد ۹۴؛ رأس ساعت ۱۰ صبح در تالار ایران زمین
۳ـ مراسم پذیرایی؛ ناهار و تجلیل از قهرمانان و پیشکسوتان استان ۱۱ صبح الی ۱۴ عصر
۴ـ حرکت به سوی روستای تیون در شهرستان ازنا جهت اجرای برنامه در ساعت ۱۵ مورخ ۱۵ مرداد ماه ۹۴
۵ـ شب‌مانی در پناهگاه چشمه‌گل در ارتفاع ۲۱۰۰ متر
۶ـ ساعت ۵ صبح حرکت به سمت جان‌پناه چال‌کبود و قله سنبوران
۷ـ ساعت ۱۳ عصر حرکت به سمت دامنه کوه و پایان برنامه
۸ـ برگزاری مراسم افتتاحیه و اهدای لوح صعود به کلیه کوهنوردان در ۱۵ مرداد ماه ۹۴
۹ـ لازم به ذکر است که کلیه همنوردان بانو که تمایل به شرکت در جشنواره عکس طبیعت اشترانکوه را دارند؛ عکسهای خود را با ذکر نام و نام خانوادگی و کد ملی به آدرس اینترنتی arashgh404@gmail.com ارسال نمایند.
۱۰ـ لوازم موردنیاز صعود، چادر گروهی، پوشاک گرم، تغذیه کوهستان به مدت دو روز، طناب انفرادی، باتوم
تلفنهای هماهنگی:
خانم نظرزاده        09125983386
خانم گلدوست        09164609990
منبع: پایگاه خبری فدراسیون

سفر اکتشافی

این پست مربوط به شهریور ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد.

روز پنجشنبه همراه آقای مفاخری و دخترشان اسراء(جوانترین غارنورد استان کردستان) عازم روستای قزلجه کند در ۳۰ کیلومتری قروه شدیم.

با آدرسی که از آقای عبدی (از همکاران آقای مفاخری) راجع به غاری به نام «پلنگ غار» در روستای قزلجه کند گرفته بودیم، تیم ۳ نفره ما جهت شناسای و پیمایش آن به منطقه ای به نام «غزوات»که در انتهای روستا قرار داشت، رفت. اهالی معتقد بودند تا حالا کسی داخل آن نرفته است.

 در طی مسیر چند غار طبیعی دیدیم که کوچک و مسدود بودند. 

صخره هایی از جنس سنگهای آذرین که زیر اکثر آنها غارهای کوچکی قرار داشت

دهانه یکی از غارهای طبیعی

غارهای کوچکی که سرشار از زباله بودند

دهانه غاری کوچک که فقط اسراء توانست داخل آن شود البته چند متری بود 

چوپانی را دیدیم که آقای مفاخری جهت اطلاعات پیش او رفت

چوپان اهل قزلجه کند نبود و از وجود غار بیخبر بود

هرکدام به قسمتی از کوه جهت پیدا کردن غار پلنگ رفتیم

همراه اسراء در غاری که به غار دیگری متصل و حدود ۱۵ متر بود

داخل این غار، غار کوچکی بود که فقط اسرا توانست داخلش شود 

اسراء گفت چند متری و مسدود می باشد 

غار کوچک دیگری که پر از خار بود و اسراء را خیلی اذیت کرد

نمونه دیگر غار طبیعی

اسرا در این سفر همکاری فعالی داشت

نمونه ای از سنگهای زیبای منطقه

قسمت پایین کوه پر از زاغه ها و غارهای دست ساز بود که بقول اهالی، افراد ایلات آنجا زندگی می کردند البته آثارش هنوز برجا بود

آقای مفاخری در حال ورود به غار دست ساز

داخل این غار دست ساز دو اتاق بود 

آقای مفاخری در کنار طاقچه  یکی از اتاقها 

خروج از غاری که دو اتاق داشت 

اسراء در حال خروج

اسراء در حال ورود به غار دست ساز دیگری که دهانه خیلی تنگی داشت

آقای مفاخری در حال ورود به داخل غار

اسراء در حال خروج

بسختی از این غار خارج شدم

تمام منطقه را گشته اما پلنگ غار را پیدا نکردیم در عوض کلی غارهای طبیعی و دست ساز را دیده و به داخل  اکثر آنها رفتیم البته شاید پلنگ غار نام یکی از همین غارهایی بود که رفتیم 

گزارش و تصاویر بیشتر را در سایت گروه کوهنوردی قاجر قروه ببینید

ایستگاه تامل

صعود به قلل دنا بمناسبت هفتمین سالگرد سامان نعمتی یار همیشگی نانگاپاربات

مورخه ۲۴ الی ۲۷ تیرماه ۱۹ تن از اعضای هیئت و گروه قاجر بمناسبت هفتمین سالگرد سامان نعمتی یار همیشگی نانگاپاربات به ۱۲ قله از قلل کوه دنا صعود نمودند.

برگرفته از سایت کوه نوردی قاجر قروه
 
 
 
بنام خالق کوهها
گزارش صعود قلل مرکزی دنا بمناسبت سالگرد جاودانه شدن زنده یاد سامان نعمتی در نانگاپاربات
طبق برنامه زمانبندی شده توسط هیئت کوهنوردی شهرستان قروه و گروه کوهنوردی قاجر از تاریخ ۲۴ الی ۲۷ تیرماه  به مناسبت ناپدید شدن زنده یاد سامان نعمتی در نانگاپاربات پیمایش خط الراس دنای مرکزی و صعود به قله قاش مستان از مسیر روستای خفر در قالب دو تیم انجام شد که گزارش این برنامه به شرح زیر تقدیم می گردد.
برنامه تیم اول  : پیمایش خط الراس دنا ( نقطه شروع گردنه بیژن تا قله قاش مستان و مورگل)
مورخه ۹۴/۴/۲۴
ساعت ۱۴ در گردنه بیژن شهرستان سی سخت استان کهکیلویه و بویراحمد از خودرو پیاده شده و بعد از صرف نهار سبک راس ساعت ۱۴:۲۰ حرکتمان را شروع کردیم ، مسیر پاکوب و مشخص بود که بعد از یک ساعت کوهپیمائی و دیدن چندین راس بزکوهی از فاصله چند صد متری بعنوان بخشی از زیباییهای ارتفاعات زاگرس در  مسیری با  شیب ملایم بعد از حدود ۲ ساعتی به چشمه سیچانی که آب خیلی کمی داشت، رسیدیم که با توجه به کمی آب ، چشمه طعم نامناسبی داشته  و برای شرب مناسب نبود و نکته جالب توجه اینکه قبل از رسیدن تیم به این چشمه یک بزکوهی با بزغاله اش در اطراف چشمه بودند . پس از چشمه و در ادامه پا کوب به دوراهی رسیدیم  که پاکوب اصلی به سمت جان پناه حوض دال و مسیر فرعی به قله سیچانی منتهی می شود. ما مسیر منتهی به قله را ادامه دادیم و در ساعت ۱۸ قله سیچانی صعود و از آنجا بطرف قله حوض دال حرکت کردیم.
 
 
دو جانپناه در بالای دره بزکش و زیر  پایمان نمایان بود که کسی در اطراف آن نبود،  در ساعت ۱۹:۳۰ قله حوض دال نیز صعود شد .
در ادامه مسیر در زیر قلل کرسمی که دارای چندین جای چادر مناسب بود راس ساعت ۲۰ چادرمان را برپا کرده بعداز نرمشی  مختصر، منطقه را بخوبی بررسی کرده و مسیر فردایمان را مشخص کردیم، سپس مشغول تهیه شام (ابتدا سوپ و نودلیت ، سپس الویه و چای) و صرف آن شده ، در ساعت ۲۲ مشغول استراحت شدیم.
مورخه ۹۴/۴/۲۵
ساعت ۵:۴۰  پس از بیداری و به محض آماده شدن بطرف قله کرسمی حرکت کردیم در ساعت ۶ به  قله کرسمی شرقی ( تابلو کوچک مرکز زاگرس شناسی شیرازدر این قله نصب شده )  صعود و سپس بطرف قله کرسمی غربی رفته که در ساعت ۶:۱۰ دقیقه صعود به این قله انجام گرفت ، 
پس از بازگشت به محل چادر و بعد از صرف صبحانه (حلیم و عسل و خامه)ساعت ۸:۲۰ به حرکتمان ادامه دادیم با توجه به اینکه بیشتر ارتفاعات تابلو نداشته  و ما نیز اسامی آنان را نمیدانستیم  به  تمامی ارتفاعات صعود می کردیم (در این گزارش نام قله های آورده شده که دارای تابلوی مشخصات هستند )
 
 
در ساعت ۹:۳۰ قله بیژن ۱ صعود شد سپس بعد از یک ساعت پانزده دقیقه قله بیژن ۲ نیز صعود شد.
 
در ساعت ۱۲ به چشمه خرسی رسیدیم که دارای آب گوارا و مناسبی بود سپس به گردنه قلل بن رود و قزل قله رسیده وکوله ها را در گردنه جا گذاشته و پس از  دقایقی دست بسنگ شدن در ساعت ۱۳ قزل قله نیز صعود شد.
 
 
 
 
سپس بطرف بن رود حرکت کرده و پس از نیم ساعت قله بن رود نیز صعود شد .
 
 
در ساعت ۱۴ به محل گردنه مورگل و قاش مستان رسیدیم .(  محلی که به علت مسطح بودن ، آنهم در این ارتفاع ،  به نام فرودگاه نامیده شده است ) . با توجه به اینکه تیم اصلی ساعت ۵ قروه را ترک کرده  و قرارشده  برای غروب در روستای خفر باشند و روز جمعه مورخه ۹۴/۴/۲۶ بطرف جانپناه حرکت نمایند از صعود دو قله باقی مانده صرف نظر کردیم و آنها را برای فردا گذاشتیم . هوا کم کم رو به تاریکی میرفت با سرپرست تیم اصلی تماس گرفتیم که خوشبختانه به روستای خفر رسیده بودندو قرار شد سرساعت تعیین شده فردا بطرف جانپناه قاش مستان حرکت نمایند ، سپس مشغول درست کردن شام (سوپ وبعد برنج و سیب زمینی ) شدیم . بعد از شام ساعت حدود ۲۲ مشغول استراحت شدیم.
مورخه ۲۶/۴/۹۴
با توجه به وقت اضافه ای که داشتیم بدون عجله  ساعت ۸ از خواب بلند شده و در ساعت ۹ پس از صرف صبحانه (پنیر و حلوا شکری) بطرف قله مورگل از سمت  یال غربی با تراورس مسیر فرودگاه حرکت کردیم . مسیر دارای علامتهای سنگ چین بود که از یال به بعد اکثرا دست بسنگ تا قله ادامه داشت  در ساعت ۱۰:۱۵ دقیقه قله صعود شد.
 
 
وقتی با تیم اصلی تماس گرفتیم آنها نیز در جانپناه مستقر شده بودند پس از انداختن چند قطعه  عکس از مسیر شمالی قله که کاملا دیواری و خفنه بود بطرف دره قاش مستان حرکت کردیم که خیلی وقت گیر بود پس از ۲ ساعت به محل چادر رسیدیم  ، پس از صرف نهار (کنسرو لوبیا و قارچ) بطرف قله قاش مستان حرکت کردیم که بعد از ۲۱ دقیقه قاش مستان نیز صعود شد سپس به محل چادر آمده و کوله ها را جمع کردیم و راهی جانپناه شدیم ،  ساعت ۱۸ در کنار اعضا تیم بودیم که از چندین استان ( گیلان ، تهران ، آذربایجان ، اصفهان ، ….) کوهنوردانی به منطقه آمده بودند و دهها چادر در اطراف جانپناه زده شده بود ، و قرار شد تا ساعت ۲۲ شام و وسایل مورد نیاز صعود فردا را جمع کرده و در ساعت مقرر بطرف قله حرکت نمائیم .
 
 
برنامه تیم دوم : صعود به قله قاش مستان از مسیر روستای خفر 
مورخه ۹۴/۴/۲۷
از ساعت ۳:۴۰ به بعداعضاء  اکثر تیمها بیدار شده و مشغول آماده شدن وسایل جهت صعود بودند ،  ما نیز طبق برنامه ، ساعت ۴ از خواب بلند شده و مشغول جمع کردن وسایل صعود شدیم بعد از صرف صبحانه ای مختصر، ساعت ۵ تعداد ۱۷ نفر (دو نفر خانم و ۱۵ نفر آقا) آماده حرکت شدیم (  دو نیز در جانپناه ماندند )  ، چند تیم زودتر حرکت کردند که یکی از تیمها  بیش از ۲۰ نفر بودند ) ما در طول مسیر به دلیل کند بودن حرکت و رعایت زمان مجبور شدیم  از آنها عبورکنیم . وقتی به یخچالهای برفی رسیدیم بعلت شیب زیاد و یخ زدگی برف حرکت مقداری کند شد .
 
 
 باتوجه به آمادگی مناسب اعضاء  ، با حرکتی یکنواخت و پیوسته بعد از دو ساعت و نیم  از یخچال گذشتیم  و پس از استراحت مختصری به مسیر خود ادامه دادیم ، هرچه ارتفاع بیشتر میشد حرکت کندتر و فاصله ما از تیمهای عقبی بیشتر می شد .
 
 
تا اینکه  در ساعت ۹:۵۵ دقیقه کلیه اعضا در یک هوای مناسب و روحیه عالی و سرحال به بلندترین نقطه زاگرس  قدم نهادند و با گرامیداشت یاد و خاطره سامان عزیز یار همیشگی نانگاپاربات و تمامی جان باخته گان عرصه تلاش و همت در کوهستان و گرفتن چندین عکس از قله پس از نیم ساعت بطرف جانپناه حرکت کردیم .
 
در حالیکه  اکثر گروه های حاضر در منطقه در زیر قله مشغول صعود بودند ، به روی یخچال رفته و با احتیاط کافی از آن سرازیر شده و در ساعت ۱۴ به جانپناه رسیدیم پس از استراحت مختصری و جمع کردن کوله ها ساعت ۱۵:۳۰ بطرف روستای خفر عزیمت که در ساعت ۱۷:۴۰ دقیقه به محل خودروها در روستای خفر رسیدیم و پس از جاسازی کوله ها در مینی بوس و سواری و دیدار با همنوردان خوب سپیدانی (آقا هاشم و دونفر از دوستانشان) که برای دیدار ما آمده بودند در ساعت ۱۸:۳۰ روستای خفر را ترک کرده و بطرف شهرمان قروه حرکت نمودیم.
در خاتمه جا دارد از کلیه عزیزانی که در اجرای این برنامه ما را یاری نمودند (ریاست محترم اداره ورزش و جوانان شهرستان قروه جناب آقای مسعود فریدونیان ، آقا هاشم  خسروانی جهت در اختیار گذاشتن کروکی مسیر و راهنمائی های لازم در طول مسیر، آقای فرهاد میهمی راننده محترم و بی نظیر اداره ورزش قروه و …) کمال تشکر را نمائیم .

الماس ها کجایند …

داستانی عبرت آموز در مورد زندگی یک زارع پیر افریقایی وجود دارد که به موفقیت زیادی دست یافت، ولی یک روز از شنیدن داستان کسانی که به افریقا می روند به هیجان آمد.

او مزرعه خود را می فروشد و تصمیم می گیرد به افریقا برود ، معدن الماس کشف کند و به ثروتی افسانه ای دست یابد . او قاره افریقا را در مدت ۱۲ سال زیر پا می گذارد و عاقبت در نتیجه بی پولی ، تنهایی، خستگی و بیماری و ناامیدی ، خود را به درون اقیانوس پرت می کند و غرق می شود.

از طرف دیگر ، زارع جدیدی که مزرعه او را خریده بود ، هنگامی که به قاطر خود ، در رودخانه ای که از وسط مزرعه اش می گذرد ، آب دهد ، تکه سنگی پیدا می کند که نور درخشانی از خود ساطع می کند.

معلوم می شود آن سنگ الماسی است که قیمتی بر آن متصور نیست . کسی که الماس را شناخته است از زارع درخواست می کند که او را به مزرعه اش ببرد و محل را به او نشان دهد و زارع او را به محلی که قاطرش را آب داده بود می برد . آنها در آنجا قطعه سنگ های بسیاری از همان نوع پیدا می کنند و بعداً متوجه می شوند که سرتا سر مزرعه پوشیده از فرسنگ ها معدن الماس است.

زارع پیر پیشین بدون آنکه حتی زیر پای خود را نگاه کند برای کشف الماس به جای دیگری رفته بود .

وقتی هدفی را برای خود تعیین می کنید فکر نکنید برای عملی ساختن آن باید سراسر کشور را زیر پا بگذارید ، شغل خود را عوض کنید ….

ببینید دقیقاً کجا هستید و از همان جا کار خود را آغاز کنید . در بیشتر موارد میدان های الماس خود را در همان جا خواهید یافت.

دنیای زیبای زیر زمین(غار دودزا یا زرین غار)

این پست مربوط به شهریور ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد.

جمعه فرصتی پیش آمد تا همراه همنوردان خوبم، یکی دیگر از غارهای زیبای کشورمان را پیمایش کنم 

غار دودزا در مرز استان همدان و زنجان واقع شده که البته جزو استان زنجان می باشد 

صبح جمعه ۸ شهریور همراه آقای مفاخری، دخترشان اسراء با ۱۰ سال سن (جوانترین غارنورد استان کردستان) و دامادشان(رامین سنگین آبادی) راهی دیدار از غار دودزا شدیم.

مسیر حرکت: قروه-صالح آباد- گل تپه- سراب- علیصدر-  و شیرین سو – آق بلاغ 

در جاده قیدار پس از عبور از یک گردنه کوتاه ساعت ۸:۳۰ به پای کوهی که منتهی به غار می شد، رسیده و ساعت ۹:۲۰ وارد غار شدیم.

دورنمای کوهی که غار در آن واقع شده

همراه اسراء که حضور فعالانه در برنامه دارد

حرکت بسوی غار

ورودی غار درست در بالای کوه قرار دارد

 

آقای مفاخری، اسراء و رامین در دهانه غار 

این غار سراسرش شیبهای تندی داشت و ابتدایش خاکی اما بمرور نمناک و لیز بود

اکثر مسیر دهلیزهای تنگی داشت که بیشتر سینه خیز و بعضی جاها چهار دست و پا می رفتیم

مسیرهایی که کلا دست بسنگ بودند

دهانه یکی از چاه ها به نام «چاه محسن» که حدود ۸ متر است واقعا تنگ بود یک رول هم داشت که کارگاه را بسته سپس همگی فرود کردیم 

دهانه تنگ چاه 

با وجودی که دهانه این چاه خیلی تنگ بود به راحتی فرود کردم اما صعودش خیلی برایم سخت بود

در حال فرود 

بیشتر طول مسیر دست بسنگ می شدیم و بیشتر نشسته می رفتیم تا اینکه به تالار بال فرشته رسیدیم 

تالار بال فرشته

بعد از تالار بال فرشته وارد تالار بسیار جذاب و دیدنی تالار اشک شدیم که دریاچه زیبایی در عمق ۱۵۴ متری آن واقع شده

غار براثرفروریختن صخره های بزرگ از قسمت بالا، درست شده. صخره ها از روی شیب زیاد به پائین غلتیده و در نهایت در سطح افقی – سطح دریاچه – متوقف شده اند


دریاچه

در حال ورود به تالار اشک و دریاچه زیبای غار

کنار دریاچه

اسراء در کنار یکی از سنگهای زیبای کنار دریاچه

دریاچه زیبای غار

مدتها محو تماشای این همه طبیعت زیبای غار شدیم و بعد از گرفتن عکس و خوردن مقداری آب و تنقلات به قسمت بالای دریاچه رفتیم مسیرش همه دست بسنگ و شیب شن اسکی تندی هم داشت

اسراء کنار سنگهای متنوع و زیبای بالای دریاچه

عکس تیم ۴ نفره ما

همراه اسراء در کنار یکی دیگر از سنگهای دیدنی غار

ساعت ۱۴:۳۰ به سمت دهانه غار حرکت کردیم مسیر برگشت بیشتر احتیاط می کردیم چون شیبهای سربالایی نمناک لیز بودند.

اسراء در حال خروج از چاه محسن

بالاخره ساعت ۱۷:۳۰ از این غار زیبا و متنوع و اجرای یک برنامه موفق همگی با سلامت از آن خارج شدیم

عکس پایانی در کنار دهانه غار

معرفی غار دودزا یا زرینه 

غار دودزا (زرینه) در مرز بین استان همدان وزنجان قرار دارد.که البته در تقسیمات جغرافیایی جزو استان زنجان محسوب می شود. نزدیک ترین روستاها به این غار  زرین آباد (استان زنجان) و روستای آق بلاغ (استان همدان) است .

فاصله این غار تا همدان حدود۱۳۵ کیلومتر است….

مختصات و مشخصات : 

N 35 39 30.2

E 48 26 50.2 

ارتفاع دهانه از سطح دریا : ۲۰۱۱ متر 

طول غار : ۴۰۶ متر 

عمق غار : ۱۵۴ متر 

 این غار در ۲۲ اکتبر سال ۲۰۰۷ (مهر ماه ۱۳۸۵) توسط سیمون بروکس (از انگلستان) و تیم همراه وی نقشه برداری گردید.

طول غار ۴۰۶ متر تا انتهای دریاچهٔ دوم بررسی شده است و دریاچهٔ دیگر احتمالا۲۰۰ متر طول دارد ولی بررسی نشده است. عمق غار ۱۵۴ متراست. غار براثرفروریختن صخره های بزرگ از قسمت بالا، درست شده. صخره ها از روی شیب زیاد به پائین غلتیده و در نهایت در سطح افقی – سطح دریاچه – متوقف شده اند

غار دودزا در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۷ توسط افراد زیر مورد بررسی قرارگرفت

OCC/BCA (UK) سایمن بروکس

DAV(Germany)شری غازی

یوسف نجائی کلوپ سینا – همدان -ایران

جواد گیاه شناس- دانشگاه آزاد همدان

وجه تسمیه غار 

نام دودزا به این دلیل بر این غار نهاده شده که برخی مواقع بخار مشخصی از دهانه غار خارج می گردد. دمای این غار حدود ۱۲ درجه بوده و بخار آبی که از دهانه آن متصاعد می شود موجب این نامگذاری شده است. در روزهای سرد و هنگام قرار گرفتن در مقابل دهانه غار، نسیم گرمی را احساس خواهید کرد که نشان از دمای بالای این غار دارد.

نقشه غار

گزارش هشتمین صعود قلم

این پست مربوط به شهریور ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد.

لحظه دیدار رخ گشود یکسال انتظار بسر آمد و دیدار دوستان میسر شد اگرچه از حضور برخی از عزیزان محروم بودیم

 امسال میزبان هشتمین صعود همنوردان باشگاه البرز گنبد کاووس بودند آنان مهمانوازی و محبت خود را در اعلی درجه نثار تک تک دوستان خود نمودند. 

با برنامه ریزی دقیق و منسجم پذیرای مهمانان زیادی از اقصی نقاط ایران شدند قلم عاجز از وصف زحمات این عزیزان و بیان قاصر از ابراز آن همه صداقت و بذل محبت بیدریغ این عزیزان است. 

اعضای شرکت کننده در هشتمین صعود قلم

 روز سه شنبه ۱۳ شهریور همراه مهدی و همنورد خوبم آقای عرفان رضاپور اهل همدان (مدیر وبلاگ صخره) راهی گنبد کاووس شدیم در تهران نیز همنورد همیشگیم خانم ژیلا عزیزی (  اهل صحنه کرمانشاه) به ما ملحق شد و چهارنفری عازم گنبد کاووس شدیم. 

روز چهارشنبه ساعت ۱۶:۳۰ جهت ثبت نام به اداره ورزش و جوانان که دفتر هیئت کوهنوردی انجا بود،رفتیم و با استقبال گرم همنورد خوبمان آقای شاه محمدی مسئول اجرایی هشتمین صعود قلم و سایر مسئولین روبرو شدیم از دیدار تک تک دوستان که آنجا بودند بسیار مسرور شدم 

ساعت ۱۷ به سالن دانشگاه آزاد جهت همایش افتتاحیه رفتیم که گزارشش را در پست قبلی نوشتم

پس از همایش با اتوبوس راهی بازدید از برج قابوس که بلندترین برج آجری جهان است، شدیم

همراه مهدی و ژیلا در کنار برج قابوس

داخل برج در کنار همنوردان

با اتوبوس جهت صرف شام به دانشگاه آزاد برگشتیم

سلف سرویس دانشگاه آزاد

پس از صرف شام به خوابگاه رفتیم.

  گزارش تصویری دومین و سومین روز هشتمین صعود قلم….. 

روز پنج شنبه پس از صرف صبحانه راهی بازدید از چشمه گل رامیان شدیم

مسیر چشمه گل رامیان

همراه مهدی در چشمه زیبای گل رامیان

همراه استاد عیوضی، همسرشان و مهدی در کنار چشمه گل رامیان

همراه ژیلا و  ژینا صدقی از مهاباد جوانترین وبلاگ نویس این برنامه

جمعی از دوستان وبلاگ نویس

همراه آقایان: علی بیات، عرفان رضاپور(از همدان) مهدی حسینی( بیرجند)و ژیلا

پس از بازدید از چشمه زیبای گل رامیان راهی روستای باقرآباد شدیم 

استقبال دوستان با لباس محلی در روستای باقر آباد

ماشینهای شخصی را داخل مدرسه گذاشته و کوله ها را با نیسان تا نزدیکی پناهگاه بردند 

همگی در صفی منظم به سمت پناهگاه حرکت کردیم.

بدرقه همنوردان از زیر قران و اسپند 

این هم پسر آقای صالحی فرد از بیرجند که کوچکترین عضو این گروه بود

عبور از روستای باقر آباد

آقای کولف سرپرست برنامه در حال بیان موارد ضروریه

عبور از جنگل زیبا

همراه جناب شاه محمدی مسئول اجرایی برنامه و همنورد خوبم

یکی از ابتکارات جالب اینکه نام درختان را بر روی آنها نصب کرده بودند

پس از راه پیمایی حدود ۴ ساعت به پناهگاه جامه شوران رسیدیم هر جا که قدم می گذاشتیم بساط تدراک از مهمان مهیا بود 

چادر هلال احمر که محل تدراکات نیز بود

پس از تحویل کوله ها ابتدا ناهار را صرف نمودیم

این هم املت ما که همانجا درست کردیم 

پس از صرف ناهار، چادرها را برقرا کردیم 

محل کمپ

پس از استراحتی، دوستان دور هم جمع شده و آقای کولف نمایشنامه ای را اجرا و دف نوازان ایشان را همراهی نمودند 

اجرای نمایش توسط آقای کولف

این هم کوچکترین عضو برنامه در کنار والدینش که غرق تماشای نمایشنامه بود

پس از نمایش، مراسم معارفه انجام گرفت و اعضای هیت اجرایی صعود نهم انتخاب شد 

معرفی اعضای هیئت اجرایی نهمین صعود قلم

بعد از تاریکی هوا و صرف شام همگی خوابیدند و نزدیکیهای صبح ساعتی باران بارید 

روز جمعه ساعت ۵ صبح تعدادی از دوستان راهی کاسه قلعه ماران شدند

چادر را جمع کرده تا صبحانه را صرف کنیم

صرف صبحانه 

همراه مهدی، آقای گایینی و همسرشان که به تازگی پیوندشان را جشن گرفتند

یکی از اهداف این برنامه حمایت از کوه شاه کرمان بود که در حال تخریب آن می باشند

عکس با بنر «حمایت از کوه شاه»

نزدیک ظهر با دوستان خوبمان خداحافظی کرده و آقای شعبانعلی بای زحمت کشیدند ما را تا روستای باقرآباد بردند 

دورنمای محل کمپ

همراه ژیلا، مهدی و آقای بای که بسیار زحمت کشیدند

ماشین را از مدرسه روستای باقر آباد برداشته و راهی تهران شدیم 

در بین راه با وجود وقت کمی که داشتیم از بندر ترکمن به مدت کوتاهی دیدن کردیم

این هم آخرین عکس این برنامه در اسکله بندر ترکمن همراه ژیلا، مهدی و عرفان

نهایت تقدیر و تشکر را از الطاف بیکران همه مسئولین برگزاری این صعود دارم همچنین از عرفان عزیز که در این سفر ما را همراهی نمود و تا قروه ما را رساند  

به امید دیدار دوستان در نهمین صعود قلم……. 

ایستگاه تامل