یک نفس مانده……

  «یک نفس مانده به ذوق گل سرخ چشم در چشم بهاری دیگر تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تان »  

بیشتر بخوانید  

کوچه باغ برفی…

او در کوچه باغ برفی،آهسته می رود در میان جاده های برفی، نرم نرمک گام بر می دارد   شاید باز یابد گمشده خویش را   براستی تا به کجا می برد این دل، او را؟   

بیشتر بخوانید  

پرواز با خورشید

آنگاه که به صد شوق چو مرغان سبکبال پر می گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم خورشید، از آن دور از آن قله پر برف آغوش کند باز همه مهر و همه ناز سیمرغ طلایی پروبالی است که چون من از لانه برون آمده دارد سر پرواز پرواز به آنجا که نشاط است […]

بیشتر بخوانید  

شکسته دهر…

«باغبانی بنفشـه می‌انبود  گفتش ای گوژپشت جامه‌کبود  چه رسیده است از زمانه تورا  پیر ناگشته درشکستی زود گفت پیران شکسته دهرند در جوانی شکسته باید بود»

بیشتر بخوانید  

معنی انسان…..

بحث ایمان دگر و جوهر ایمان دگر است جامه پاکی دگر وپاکی دامان دگر است کس ندیدیم که انکار کند وجدان را حرف وجدان دگر و گوهر وجدان دگر است کس دهان را به ثناگویی شیطان نگشود نفی شیطان دگر و طاعت شیطان دگر است…. کس نگفته است ونگوید که دد ودیو شوید نقش انسان […]

بیشتر بخوانید  

سکوت برف……..

«برف کلامی که فقط بر زبان سکوت جاری می شود آنچه سبک می آید، برف آنچه سنگین می گذرد، برف  آسمان و زمین انگار، یک رنگ شده اند.»

بیشتر بخوانید  

برف می بارد…

  برف می بارید و ما آرام گاه تنها، گاه با هم، راه می رفتیم.چه شکایت های غمگینی که می کردیمیا حکایتهای شیرینی که می گفتیم.«مهدی اخوان ثالث»  

بیشتر بخوانید