صعود سراسری به قله شیر کوه در یزد

طبق فراخوان فدراسیون کوه نوردی مبنی بر صعود زمستانه شیرکوه تصمیم گرفتیم در این صعود شرکت کنیم  البته نحوه ثبت نامش دردسرهای خاص خودش را داشت که امیدوارم تدابیر خاصی در این زمینه اتخاذ گردد.

روز سه شنبه همراه همنورد خوبم الهه راهی تهران شده یکسره به ایستگاه قطار رفتیم آنجا منتظر همنورد خوبمان خانم نریمانی شدیم که زحمت بلیط و بقیه امورات را انجام داده بود.

ساعت۲۱:۲۰ از تهران بسمت یزد حرکت کرده ساعت ۵:۲۰ به ایستگاه قطار رسیدیم…….

همراه همنوردان خوبم الهه و خانم نریمانی در قله

تیم قاجر در پناهگاه

دست الهه از شب قبل دردش شروع شده بود اما وقتی یزد رسیدیم بقدری شدت پیدا کرده بود  که قادر به حرکت دادن آن نبود و همه اش نگران کوله کشی و صعود بود.

با تماسی که با نایب رییس یزد داشتیم قرار شد ۱۰ صبح به محل پذیرش برویم در نتیجه وقتی ایستگاه قطار رسیدیم با خانم نریمانی کوله ها را نماز خانه راه آهن برده ایشان پیش کوله ها ماند من هم با الهه آژانس گرفته به درمانگاه رفتیم.

اولین بار بود که یزد می آمدم خلاصه از راننده خواستیم که ما را یک درمانگاه خوبی ببرد ایشان هم ما را به اورژانس برد.

آنجا بعد از معاینه و عکسبرداری علت درد را، اسپاسم شدید عضلانی گفتند و مدت یکساعت ایشان را بستری کرده و سرم وصل کردند . الهه مدام از دکتر می خواست کاری کند که دردش زود خوب بشه تا در صعود شرکت کنه بالاخره بعد از زدن چند آمپول و دادن مسکن های قوی ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح مرخصش کرده به ایستگاه قطار رفتیم.

در نمازخانه ایستگاه صبحانه را خورده راهی ورزشگاه (محل پذیرش) شدیم.

همراه الهه، خانم نریمانی و آقای افلاکی در محل پذیرش

آنجا خانم صنعتی  ناییب رییس استان با گرمی از ما استقبال و به خوابگاه راهنمایی کردند و اعلام داشتند بعد از ظهر ساعت ۱۴ به بعد پذیرش انجام می شود ما هم از وقت داشته استفاده کرده به محلی که نزدیک ورزشگاه و انواع شترها را داشت، رفتیم.

 

در خوابگاه ما با همنوردان گیلانی که در چند صعود سراسری هم با هم بودیم، هم اتاق شده از دیدارشان بسیار مسرور شدم.

ناهار را در همان اتاق خوابگاه صرف کرده به الهه گفتیم که فقط استراحت کند البته درد دستش کم کم خوب می شد.

ساعت ۱۴:۳۰ به محل پذیرش که در همان محل خوابگاه بود رفتیم  سینا و ادیب که از همنوردان گروه قاجر بودند، تازه رسیده و پذیرش شده بودند. آنها دیرتر از ما از قروه حرکت کرده بودند.

در واقع هر ۵ نفر شرکت کننده در این صعود سراسری از تیم قاجر قروه بود.

یکی از افرادی که پذیرش می کرد آقای محمد حسینی بود که از طریق وبلاگش در فضای مجازی با ایشان آشنا بودم اما دیدار در فضای حقیقی جلوه دیگری دارد از دیدارشان خیلی خوشحال شدم و ایشان هم بسیار محبت کردند.

بعد از پذیرش ما به خوابگاه رفته آقایان هم به محل دیگری رفتند.
خانم گرجی را در سالن خوابگاه دیدیم که حقیقتا برای صعود بانوان و حضورشان زحمت می کشند.
پس از صرف ناهار و استراحت ساعت ۱۸:۳۰ با اتوبوس به محل همایش (سالن هلال احمر) رفتیم. الهه هم شکر خدا خیلی خوب شده بود.

 

ورودی سالن همایش

اعضای تیم قاجر در محل همایش

کوه نوردان زیادی از اقصی نقاط ایران آمده بودند. با خیلی ها در صعود های مختلف آشنا بودیم از دیدارشان واقعا مسرور بودم.

مراسم با تلاوتی از آیات قران کریم و سرود ملی جمهوری اسلامی ایران توسط گروه موزیک سپاه یزد شروع شد.

مجری برنامه پس از خوشآمد گویی از روسای حاضر در برنامه جهت سخنرانی دعوت نمود.جمع زیادی از مسئولین فدراسیون و شهریزد در برنامه شرکت داشتند.
تعداد زیادی از هیمالیانوردان توانمند ایران از جمله آقایان: عظیم قیچی ساز، مهدی قلی پور، جلال چشمه قصابان، اقبال افلاکی، رضا زارعی رییس فدراسیون کنونی، محمود هاشمی، ایرج معانی، محمد نصیری..  در این برنامه حضور داشتند.

اجرای موسیقی توسط هنرمندان یزد

در پایان از پیشکسوتان کوهنوردی یزد تجلیل بعمل آمد.

پس از صرف شام همگی به خوابگاه برگشته و کوله فردا را آماده کردیم الهه هم حالش خیلی خوب شده بود از او خواستیم که کوله اش را سبک کند. وسایل اضافی را خوابگاه گذاشته و با رویای صعودی ایمن به خواب رفتیم.

ساعت ۳ صبح بیدار شده و منتظر اتوبوس شدیم.
۱۴ بهمن
ساعت ۴ صبح اتوبوس به محوطه ورزشگاه آمده و همه اعضا آماده حرکت بودیم. پس از گذشتن از شهرستان تفت وارد ده بالا شده و در آخرین روستا(شیخ علیشاه) در کنار مسجدی پیاده شدیم.

تیم بانوان قرار شد از مسیر دره نجیب و تیم آقایان از مسیر دره عربها به پناهگاه بروند..
تیم امید نیز قرار شد به برفخانه بروند.
تیم بانوان ساعت ۶:۱۰ در هوایی نسبتا سرد کوهپیمایی را از همان روستای شیخ علیشاه با سرقدمی آقای ملک زاده از پیشکسوتان یزد، شروع نمود.


روستای شیخ علیشاه

پس از روستای شیخ علیشاه وارد دره صفیل آباد شده که دارای شیب ملایمی بود.

در مسیر چشمه آبی وجود داشت که کمی آنجا استراحت کرده و پس از برداشتن آب به حرکت خود ادامه داده تا اینکه وارد دره نجیب شدیم.

دره نجیب دارای شیب تندی بود که مشکلترین قسمت صعود بود و تابلوهای راهنمایی در کل مسیر وجود داشت.
از اواسط دره نجیب برف مختصری بود. «دره نجیب» در ارتفاع ۲۵۶۵ متری جنوب روستای ده‌بالا قرار دارد.

دره نجیب

اواسط دره قبل از رسیدن به انتهای دره، چشمه گوارایی وجود دارد که می توان از آن جهت آشامیدن استفاده کرد.

 سنگها لغزنده بودند و با احتیاط عبور کرده و گاهی دست به سنگ می شدیم . دره را رد کرده به یک قسمت مسطح با شیب ملایم و پاکوبی آرام رسیدیم . از اینجا قله شیرکوه و پناهگاه دیده می شود . به سرعت باد افزوده می شد و هوا سردتر شده بود. پایان دره ختم می شود به خط الراس که به چپ متمایل شده مسیر تراورس را ادامه داده تا ساعت ۱۱:۳۰به پناهگاه رسیدیم. با توجه به اینکه به ما گفته بودند آب در مسیر و پناهگاه وجود دارد اما در پناهگاه آب یخ زده بود.

پناهگاه

تیم آقایان هم ساعت ۱۰:۳۰ در ارتفاع ۳۴۰۰ متری در پایین پناهگاه چادر زده بودند.
طبق برنامه ریزی قرار بود شب را در پناهگاه  و صبح روز جمعه قله برویم  اما با توجه به پیش بینی هواشناسی که اعلام نموده بود روز جمعه هوا برفی است، بنا به تشخیص مسئولین همان روز قرار شد قله را صعود کنیم.
پس از استراحت مختصری تیم بانوان ساعت ۱۳با سرقدمی آقای افلاکی  بسمت قله حرکت کردیم.

مسیر صعود از پناهگاه به روی یالی مسطح و کم‌شیب تا قله ادامه دارد اما سرعت باد بحدی زیاد بود که سبب کندی حرکت شده و گاهی باد بلندمان می کرد.

مسیر قله

آقای افلاکی سرپرست و سرقدم تیم بانوان به قله

مسیر قله

ساعت ۱۵:۴۵ در شرایط واقعا سرد و وزش شدید باد به قله ۴۰۷۵ متری شیرکوه رسیدیم. شدت باد بحدی بود که نتوانستیم با بنری که آورده بودم، عکس بگیریم.

همراه الهه همنورد خوبم در قله

قله دارای یک جانپناه و یک ایستگاه مخابراتی نیز می باشد.

جانپناه و ایستگاه مخابراتی

پس از گرفتن چند عکس به سمت پایین حرکت کرده و ساعت ۱۷:۳۰ به پناهگاه رسیدیم. شام خانم نریمانی زحمت کشید و سوپ داغی را درست کرد که حسابی خوشمزه بود بعد از صرف شام داخل کیسه خوابها رفته اگرچه خوابمان نمی برد اما خوابیدیم و شب بسیار سردی را در پناهگاه گذراندیم.

۱۵ بهمن.
صبح ساعت ۶  بیدار شده،بعد از خوردن مختصر صبحانه کوله ها را بسته وقتی بیرون آمدیم  برف همه جا را سفید پوش کرده و بشدت در حال بارش بود.

از فرصت استفاده کرده با بنرهایمان عکس گرفتیم.

تیم قاجر در کنار پناهگاه

در همه ارتفاعات یاد برادر زاده  و همنورد عزیزم شیلا که ۱۹ بهمن سال ۱۳۹۳ دار فانی را وداع گفت، هستم.

تیم ساعت ۷:۳۰ از مسیر دره نجیب یه سرقدمی آقای ملک زاده بسمت پایین حرکت نمود.

پناهگاه

قله تزرجان و برفخانه درسمت چپ به زیبایی خودنمایی می کرد.

دورنمای قله تزرجان از سمت پناهگاه

شروع حرکت از پناهگاه

حرکت تیم بسمت پایین

با توجه به بارش برف و سنگلاخی بودن مسیر، حرکت بکندی انجام می شد. البته من و الهه و خانم نریمان  یخ شکن بسته بودیم و کمتر سُر می خوردیم. اما اکثریت با سختی پایین می آمدند.

دره نجیب

کنار چشمه دره نجیب

دره نجیب

تیم آقایان هم از مسیر دره نجیب حرکت نمودند.

تیم آقایان و بانوان

کنار چشمه صفیل آباد

دره صفیل آباد

تا رسیدن به روستا کم کم از شدت برف هم کاسته می شد.

در روستا همنوردانمان سینا و ادیب را پیدا کرده با هم عکس گرفتیم.

اعضای تیم قاجر

بانوان تیم قاجر در کنار پیشکسوت آقای ملک زاده

اعضای تیم قاجر با جمعی از همنوردان

روستاس شیخ علیشاه

وقتی تیم به پایین رسید با آش گرم از ما پذیرایی کرده و گواهی صعود نیز داده شد.


آش یزدی بسیار خوشمزه

تیم تا روستای ده بالا آمده آنجا با اتوبوس بسمت یزد حرکت کردیم. پس از رسیدن به خوابگاه اکثر همنوردان به شهرهای خود برگشتند.

۱۶ بهمن

با توجه به اینکه هم اتاقیهایمان رفته بودند از ادیب و سینا خواستیم کوله هایشان را خوابگاه ما بگذارند تا با هم از وقتی که تا برگشت داشتیم استفاده کرده و چند جای تاریخی یزد را ببینیم.

آنها هم ورزشگاه آمده با هم راهی میدان امیر چقماق شدیم.

همراه الهه و خانم نریمانی

آنجا کمی خرید کرده و راهی آتشکده شدیم.

محوطه آتشکده

همراه همنوردان خوبم

همراه الهه، خانم نریمانی، ادیب و سینا در آتشکده

ناهار را هم در همان رستوران سنتی که  شب همایش شام داده بودند، صرف کرده و راهی خوابگاه شدیم.

ساعت حرکت سینا و ادیب ساعت ۲۰:۴۵  و حرکت ما ۲۳:۳۰ بود در نتیجه ساعت ۲۰ همگی با هم راهی ایستگاه قطار شدیم.

قطار آنها با نیم ساعت تاخیر آمد با آنها خداحافظی کرده خودمان در سالن ایستگاه راه آهن ماندیم.

قطار ما سرساعت آمد اما در بین راه توقف زیادی داشت تا اینکه ساعت ۹:۳۰ روز یکشنبه وارد تهران شده از خانم نریمانی خداحافظی کرده راهی قروه شدیم.

در خاتمه از کلیه همنوردان و همراهان خوبم هایت تشکر را دارم همچنین از فدراسیون کوه نوردی که با برگزاری صعودهای سراسری سبب ارتباط هرچه بیشتر کوه نوردان شده اند .

از هیئت کوهنوردی یزد جهت مهمان نوازی و برنامه های متنوع ،نهایت سپاس و قدر دانی را دارم.

به امید صعودهای دیگر….

معرفی مختصرشیرکوه
ارتفاعات شیرکوه در جنوب شهر یزد در مرکز ایران واقع شده است.
گرچه از نظر تقسیم بندی کوه‌های منفرد ایران از آن یاد شده لیکن در حقیقت بخشی از رشته‌کوه زاگرس می‌باشد. ارتفاع بلندترین نقطه آن از سطح آب‌های آزاد در حدود ۴۰۷۵ متر است.
مسیرها
برای صعود به آن مسیرهای گوناگونی وجود دارد از جمله:
دره سوسن
دره شمس
بردستان سانیچ
لابیدشیر
بیدکبکان
لابیدسرخ
لایخچال
لاگردو
آب‌ریز
آب‌ریز دارای دو مسیر فرعی به نامهای دره نجیب و لاسرگون می‌باشد. وجه تسمیه آن نیز وجود تنگه‌ای است با شیب تند و طولانی به نام دره نجیب که مشکل‌ترین بخش صعود می‌باشد.
برای رسیدن به شیرکوه باید به شهر تفت در سی کیلومتری یزد و از آنجا به روستائی ییلاقی به نام ده بالا رفت که ۲۶۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و حدود ۲۰ کیلومتر از شهر تفت فاصله دارد و این مسیر حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشد.شیرکوه بلندترین ارتفاع استان یزد را داراست و در بیشتر فصول سال پوشیده از برف است و یکی از منابع تامین آب روستاهای اطراف تفت، یزد ومهریز می‌باشد.شیرکوه همچنین یکی از نقاط سردسیر و خوش آب وهوای استان محسوب می‌شود و بیشتر توانمندان یزدی ویلایی در روستاهای اطراف این کوه بویژه در ده بالا(تفت)، تزرجان و بنادک سادات دارند.به نظر می‌رسد وجه تسمیه این کوه به دلیل شباهت آن به یک شیر خفته از فاصله دور می‌باشد.
صعود زمستانه به شیرکوه با فصول دیگرش به جهت بادهای شدید و معروف وسرمای زیاد فوق العاده متفاوت می باشد .
منبع: ویکی پدیا