صعود به دکل و اللنریاتاق

روزجمعه ۱۷ بهمن ماه با ۱۰ تن از همنوردان به دکل از مسیر سرانجیک و اللنریاتاق صعود کردیم.

گزارش تصویری در ادامه مطلب….

همراه همنوردان در اللنریاتاق

همراه مهدی و مشتاق

بیشتر بخوانید

اهمیت رنگ در کوهنوردی

کوهنوردی ورزشی است که مکان انجام آن طبیعت بی انتها، وسیع، پرخطر و دارای موانع بسیار است بنابراین در صورت بروز حادثه در این میدان ورزشی وسیع مهمترین مسئله امداد رسانی سریع و به موقع به فرد مصدوم و نجات او از شرایط دشوار حاکم بر طبیعت می باشد که این در گرو شناسایی سریع و دقیق محل بروز مشکل و یافتن فرد مصدوم در محیط کوهستان و طبیعت می باشد. هر چه شخص متمایزتر و مشخص تر از محیط باشد یافتن او سهل تر و امداد رسانی به او َآسانتر وسریع تر انجام می پذیرد…

بیشتر بخوانید

طاووس مست…

«در کنار گلبنی خوش رنگ و بو طاووس زیبا

با پر صد رنگ خود مستانه زد چتری فریبا

از غرورش هرچه من گویم یک از صدها نگفتم

نکته ای در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم

تاج رنگینی به سر داشت، خرمنی گل جای پر داشت

در میان سبزه هر سو، بی خبر از خود گذر داشت…

بیشتر بخوانید

زندگی….

نخستین صعود زمستانی «کی‌۲» رقم خورد

🔶«کی‌۲ زمستانی» و تحقق یک رؤیا !

نخستین صعود زمستانی «کی‌۲» رقم خورد!!

بنا بر اعلام «چانگ داوا» شرپا؛ «کی‌دو» به عنوان آخرین هشت هزارمتری صعود نشده در زمستان، برای نخستین‌بار صعود زمستانی شد!

این صعود در ساعت ۱۷:۰۰ به وقت محلی رقم خورد!

◀️نفرات فاتح:…

بیشتر بخوانید

صعود به قله کولاوا

روز جمعه ۱۹ دیماه با ۵۱ تن از همنودان به قله کولاوا از مسیر سبز صعود نمودیم.

گزارش تصویری در ادامه مطلب..

همنوردان در قله

همراه مهدی و مشتاق

بیشتر بخوانید

زندگی…

صعود به قلل اوریه و دیو زندان

روز جمعه۱۲ دی ماه  با ۴۱ تن از همنوردان به قلل «خشکه رود و خوره تاو» از ارتفاعات روستای اوریه صعود و از دهانه غار دیو زندان هم بازدید کردیم.

غار دیو زندان در ۲ کیلومتری ارتفاعات شمال غربی روستای اوریه قرار دارد.

روستای اوریه در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی قروه واقع شده است.

این غار اولین بار در دهه ۵۰ شناسایی و در سال ۱۳۶۸  پیمایش کامل شده است.

گزارش تصویری برنامه در ادامه مطلب….

همراه همنوردان در نزدیکی غار دیو زندان

همراه مهدی در قله «خشکه رود»

همراه برادرم طیب در کنار دهانه غار دیو زندان

بیشتر بخوانید

ماجرای گنجشک و آتش

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم …
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت :
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :
هر آنچه از من بر می آمد !!

سال نو میلادی مبارک باد..