بازدید از غار رود افشان

این پست مربوط به اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
یکی از دوستان خوبی که در کافه کوه با او آشنا شدم، خانم نریمانی می باشد او وبلاگ نویس نیست اما تمام وبلاگهای کوه را با دقت تمام مطالعه و اخبار آنها را پیگیری می کند.
خانم نریمانی چند روز پیش تماس گرفت و گفت روز جمعه قراره از غار رود افشان دیدن کنند و از من نیز دعوت کرد تا همراه آنها بروم بنده هم اظهار تمایل کردم.
البته خانم نریمانی به جهت اینکه همان روز برایشان مهمان آمد نتوانستند با ما باشند و شماره آقای یوسف سورنی نیا را دادند که با ایشان هماهنگی کنم من به همراه پانیذ (دختر یکی از دوستان قدیمی و خوبم) خواهرم و همسرشان رفتیم…..

غار رود افشان

پانیذ

گزارش برنامه….

صبح جمعه ساعت ۶:۳۰ به محل اعلام شده رفتیم اما هیچیک از افراد جمع شده را نمی شناختم و همه را برای اولین بار می دیدم در همین حین آقایی به طرف ما آمد و خوش آمد گفت فهمیدم ایشان آقای سورنی نیا هستند راجع به فعالیت غار نوردی ایشان خیلی شنیده بودم اما افتخار آشنایی با ایشان را نداشتم .

آقای سورنی نیا

حدود ساعت ۷:۱۵ راهی روستای رود افشان جهت بازدید ازغار رود افشان شدیم.  

غار رودافشان در ۱۰۳ کیلومتری شهر تهران و۶۲ کیلومتری شهر فیروزکوه و در مجاورت روستایی به همین نام واقع است.غار در دامنه جنوبی دره رودافشان قرار دارد.

 رودخانه دلیچای در ژرفای دره جریان دارد و آب دریاچه های تار و هویر را که حاصل ذوب یخچال های قره داغ است ، به رودخانه حبله رود می برد.   

طبیعت زیبای روستای رود افشان

ساعت حدود ۱۰ آنجا رسیدیم و درکنار باغهای  وسیع و چشمه سارهای فراوان و رودی پر آب که چشمان هر بیننده ای را خیره می کرد صبحانه را صرف کردیم و همانجا معارفه ای انجام شد تا افراد همدیگر را بهتر بشناسند.

صرف صبحانه در فضای سرسبز 

یکی از افتخاراتم در این سفر، آشنایی با خانم حبیبی نایب رییس انجمن کوهنوردان بود، که حقیقتا وجودشان سبب تشویق و تقویت روحیه ان جمع بود.

همراه خانم حبیبی

آقای جواد نظام دوست به همراه دوستانشان قصد تهیه فیلم از غار را داشتند آنها مشغول تعویض لباس شدند ما هم به همراه اقای سورنی نیا راهی دیدن غار شدیم.

آقای نظام دوست و دوستانش در حال آماده شدن

 پس از گذشتن از یک رود پر آب و پشت سر گذاشتن شیب نسبتا تندی در مدت حدود نیم ساعت به دهانه عظیم غاری رسیدیم که بزرگی و زیبایی آن  هر بیننده‌ای را متحیر می‌کرد .

دهانه غار

دهانه غار به همراه خانم حبیبی، خواهرم نسرین و همسرشان(آقای تورانبخت)

 وقتی همه افراد نزدیک دهانه غار آمدند، همگی با هم آماده رفتن شدیم البته بازدیدکنندگان زیادی هم در مسیر بودند.

آماده برای ورود به غار

دهانه غار در ارتفاع ۱۹۵۰ متری از سطح دریا و در داخل گودی بزرگی به قطر حدودا ۱۰۰متر قرار گرفته است و تنها از لبه گودی قابل مشاهده است . اختلاف ارتفاع دهانه غار و بستر رود حدود ۲۰۰ متر است و دهانه غار بسیار وسیع و قوسی شکل است و به درازای ۶۰ متر و بلندی ۱۲متر است.

درون غار پوشیده از مواد آهکی است که به صورت قندیلهایی از سقف غار آویزان شده است.

تالار ورودی غار دارای ابعاد ۱۴۰ متر طول ۹۵ متر عرض و حدود ۴۰ متر ارتفاع است که تا زمستان سال ۱۳۹۱ اولین تالار از نظر ابعاد بوده ولی اکنون پس از تالار غار دوسر در جایگاه دوم قرار دارد. بر اساس نقشه برداری آقای ارنست گایر در سال۲۰۰۳ طول این غار با احتسب مسیر های فرعی ۱۶۸۰ متر و بدون آنها ۱۳۷۵متر میباشد و نهایت عمق غار از دهانه ۸۳٫۱ متر است

 تالار دوم پس از یک دیواره سنگچین قرار دارد و دارای ابعادی حدود   ۶۰ در ۵۰ و بلندای ۲۰ متر است و فاقد هر گونه غارسنگ(ساختارهایی که در اثر انحلال و رسوبگذاری کانی ها در خلال جریان آب در داخل غار ها ایجاد می شود،مانند چکیده و چکنده) است.

تالار سوم دارای ابعادی در حدود ۵۰ در ۴۰ و بلندای ۱۵ متر است. سرتاسر این تالار از چکیده ها و چکنده های زیبا و ستون ها و آبشارسنگ های خارق العاده است.


چکنده های نیزه ای و گل کلمی در سرتاسر سقف این تالار دیده می شود.

در ادامه مسیر اصلی پرتگاه های فراوانی وجود دارد و مسیر پس از حدود ۱۶۰متر به دالان انتهایی غار می رسد که طول آن ۱۰ متر است و در ارتفاع ۱۷۵۰متری سطح دریا و ۵۰ متر پایین تر از ارتفاع دهانه غار است. طول غار در مسیر اصلی حدود ۵۵۰ متر است.

بیشتر مسیر داخل غار لغزنده بود در طول مسیر دو پلکان فلزی وجود داشت قسمت انتهایی غار تنگ بود و باید با دقت از آن عبور می کردی. 

انتهای غار همراه دوستان

بالاخره به انتهای غار رسیدیم و چند عکس یادگاری گرفته و به پیشنهاد آقای سعادتی هد لامپها را خاموش کردیم و به یاد جانباختگان غارها، دقایقی را سکوت کردیم. 

انتهای غار

 در مسیر برگشت دقایقی پیش دوستانمان که مشغول فیلم برداری بودند، رفتیم.آنها در مسیر اصلی غار که با یک پلکان آهنی به دهلیزی می رسید، بودند آنجا دخمه بزرگی به ابعاد ۶ در ۴ متر و ارتفاع ۳ متر وجود داشت.

یک حوض آب و ستونی در وسط آن دخمه دیده می شود. این دخمه را آناهیتا (الهه آبیاری و باروری ) نام نهاده اند.

آقای نظام دوست در حال مصاحبه در دخمه آناهیتا

ساعت حدود ۱۴:۳۰ همگی از غار خارج شدیم و چند عکس دستجمعی گرفتیم.

عکس دستجمعی

این هم عکس هنری که آقای شریعتمداری زحمت آن را کشید

امروز افتخار آشنایی با خانم مینایی یکی از مربیان خوب کشورمان را نیز داشتم

دوستان در حال تهیه گزارش

عکس دست جمعی در کنار پل چوبی در مسیر باز گشت 

 همگی به سمت محل پارک ماشین رفتیم و ناهار را در همان باغهای سرسبز صرف نمودیم.

آقای سورنی نیا در حال آماده کردن چای

با گذراندن یک روز خاطره انگیز و آشنایی با دوستان بسیار خوب، آماده حرکت به سمت تهران شدیم پس از رسیدن با همه دوستان خوبم خداحافظی کرده و شبانه راهی قروه شدم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت: 

منبع اطلاعات غار گزارشات در اینترنت می باشد.

نهایت تشکر و قدر دانی را از جناب یوسف سورنی نیا جهت سرپرستی خوب این برنامه دارم.

سپاس فراوان از آقای شریعتمداری جهت ارسال برخی از عکسها   

بهداشت در کوهستان

بهداشت اندام:

یک کوهنورد بایستی از آب تنی در آبهای سرد کوهستان بویژه وقتی که بدن کاملاً گرم است خودداری کند، زیرا علاوه بر سرماخوردگی باعث سختی عضلات شده و خطر غلبه خون را پیش آورده و زمینه ای برای ابتلا به رماتیسم می شود.

بهداشت صورت:

هرگز در بامداد روز صعود به کوهستان صورت خود را زیاد نشویید زیرا در شب، هنگام خواب، چربی طبیعی پوست صورت در سطح پوست ظاهر می شود و همان چربی برای پوست محافظ خوبی در برابر آفتاب، سرما، برف و باد خواهد بود. استفاده از کرمهای ضد آفتاب باعث خشکی پوست شده کم کم بصورت مصنوعی در پوست ایجاد رنگ نموده و پوست روئی را می سوزاند……

بهداشت دست ها:

 کوهنورد باید سعی کند جز در موارد سرمای شدید، دستکش بدست نکند و پوست خود را به سرما عادت دهد تا حساسیت آن در مقابل سرمازدگی کم شود. اگر دست بر اثر تماس با برف و یخ مرطوب شد، آنرا با یک تکه پارچه پشمی خشک پوشانده و بشدت مالش دهید تا بتدریج خون جریان پیدا کرده و گرم شود.

بهداشت پاها :

پاها عامل عمده کار کوهنورد می باشد و باید در محافظت آن دقت زیادی بعمل آورد. برای حفظ آن از سرما، علاوه بر پوشیدن جوراب، پاها را با نوعی وازلین مخصوص، چرب کنید. اما از مالیدن چیزهایی مانند خردل خودداری کنید زیرا تا موقعی که پوست پا سرد است و هیچ گونه حرارتی تولید نمی کند، اشکالی ندارد اما به مجرد کمترین عرق در پا ایجاد سوختگی کرده و ناراحتی های بعدی شروع می شود.

بر اثر پوشیدن کفش تنگ یا بستن محکم بند کفشها ممکن است پای کوهنورد تاول بزند که برای پیش گیری از این مورد باید عادت کرد که ساق جوراب دوم خود را برگردانده و داخل کفش کرد. اگر پا تاول زد بهتر است قبل از خواب سوزنی را ضد عفونی و از تاول عبور دهید، صبح که از خواب برخاستید روی تاول خشک شده محلول ضد عفونی زده و آنرا با باند بپوشانید.

برای جلوگیری از خستگی و گرفتگی عضلات پا ، در موقع استراحت در محل مناسبی نشسته و پاها را روی پاشنه دراز کنید، عضلات ران را با کمک دست تکان دهید. از ماساژهای سخت عضلات بپرهیزید.

چیدن ناخنهای پا ۴۸ ساعت قبل از برنامه، ضروری است زیرا بلند بودن آنها سبب فشردگی و ناراحتی  پا خواهد شد.

بهداشت چشم ها:

استفاده از عینک در تمام مدت کوهنوردی بسیار مهم و لازم است بویژه اگر برف روی زمین باشد زیرا برف ۹۵% نور آفتاب را منعکس می کند. شیشه مخصوص این عینک ها چشم را در مقابل اشعه فرابنفش محافظت می کند.

با تشکر از نشاط کوهستان

معرفی جاذبه های گردشگری استان کردستان(قسمت اول:روستای پالنگان)

تصمیم دارم برخی از مناطق گردشگری استان کردستان را در حد توان و بضاعتم معرفی کنم علی الخصوص مناطقی که رفته و از نزدیک دیده ام. 


موقعیت جعرافیایی:

روستای پالنگان در استان کردستان یکی از جاذبه های گردشگری استان کردستان است که در ۱۵ کیلومتری شهر کامیاران و ابتدای منطقه اورامان قرار دارد. 

این روستا یکی از زیباترین روستاهای پله کانی با معماری ویژه وطبیعت متفاوت در فصول مختلف می‌باشد.

 آثار به دست آمده از بقایای پل های ساخته شده بر روی رودخانه، قدمت آن را به دوره پیش از اسلام می‌رساند. پالنگان روستایی پلکانی است که در میان دیواره ای کوهستانی محصور شده است.

 


این روستا علاوه بر داشتن معماری زیبا، دارای چشمه‌ها، آبشارها و طبیعتی سرشار از زیبایی منحصر به فرد در استان کردستان است و در کنار رودخانه‌ تنگی ور قرار گرفته که به رودخانه سیروان می پیوندد. رودخانه خروشان تنگی ور که از میان آبادی می‌گذرد آن را به دو قسمت تقسیم کرده است و خانه های روستا با سنگ و بیشترشان به صورت خشکه چینی ساخته شده است.

روستای پالنگان افزون بر ۲۰ چشمه جوشان در دره تنگیور دارد که آب زلال و خنک خود را به رودخانه تنگی ور می‌ریزند و آبشارهای حاصل از ریزش آب این چشمه‌ها بسیار دیدنی است.


رودخانه تنگی ور که از میان آبادی می‌گذرد، بخش اعظم آب خود را از این چشمه‌ها که در فاصله ۷۰۰ تا ۸۰۰ متری جنوب شرقی آبادی قرار دارند تأمین می‌کند و از همین رو آب رودخانه بسیار گوارا و خوش طعم است. 

رودخانه تنگیور بعد از گذر از آبادی در حدود ۱۲۰ متری غرب پالنگان به رودخانه پرآب سیروان می پیوندد. به واسطه خصوصیات آب رودخانه تنگی ور و این چشمه‌ها، بزرگ‌ترین مجتمع‌های پرورش ماهی در کنار این روستا ساخته شده است که بیشتر گردشگران به علت تازگی و نوع ماهی‌ها و همچنین قیمت مناسب آن برای غذا و همچنین دستاورد سفر به پالنگان، اقدام به طبخ ماهی در محل می‌کنند و اهالی این روستا بخشی از مایحتاج خود را از این رودخانه تأمین می‌کنند. روستای پالنگان بسیار سرسبز و دارای آب و هوای بسیار مطلوب و دل انگیز در فصل‌های بهار، پائیز و زمستان است و از این لحاظ از دیدنی‌ترین نقاط استان کردستان به شمار می رود.

روستای پالنگان نزدیک به هزار نفر جمعیت دارد  و به لهجه اورامی صحبت می‌کنند. با این که پالنگان در یک منطقه کوهستانی قرار دارد اما به دلیل آسفالت بودن مسیر، در تمام طول سال امکان بازدید از این روستا وجود دارد. فعالیت یک واحد شیلات در کنار روستا نیز باعث شده تا بهترین خوراکی پذیرایی از گردشگران طبخ انواع ماهی باشد.

عمده محصولات تولیدی مردم این روستا، گندم، جو و انواع مواد لبنی است. گیوه بافی، جاجیم بافی و موج بافی از مهمترین صنایع دستی پالنگان محسوب می‌شود. همچنین کشک محلی، گیوه و روغن جزو سوغات پرطرفدار پالنگانی هاست.

تابستان گرم و بهار معتدل پالنگان باعث شده که کوچ بهاری عشایر به ارتفاعات این روستا که با اجرای بسیاری از مراسم سنتی عشایر کرد مانند اجرای موسیقی گریان، چپله و سیاچمانه همراه است گردشگران زیادی را به این روستا جذب کند.

اسب سواری، گرزبازی، قل قلان و چاک چاک از بازیهای محلی پالنگان است که در ایام غیر کاری مانند پاییز و زمستان در اکثر کوچه‌ها و چشم اندازهای روستا برگزار می‌شود. پالنگان یکی از ۷ روستای هدف در گردشگری استان کردستان است که پس از انجام مطالعات کارشناسی بدون هیچ تغییری در بافت خود به روستای گردشگری تبدیل می‌شود.

 در ۸۰۰ متری روستا در دره زیبای “تنگیور” و در محل چشمه های پر آب، قلعه پالنگان وجود داشت که اکنون  آثار و بقایای اتاق‌ها، آتشکده‌ها و پل‌های قدیمی آن نمایان است.

برآ ای آفتاب


برآ ای آفتاب، ای توشه امید

برآ ای خوشه خورشید

تو جوشان چشمه ای

من تشنه ای ، بی تاب

برآ، سر ریز کن، تا جان شود سیراب

«سیاوش کسرایی»

تغذیه در کوه نوردی

با توجه به تغییراتی که ارتفاع روی کلیه سیستم های فیزیولوزیک بدن انسان میگذارد وشرایط نامساعدی که یک کوه نورد ودستگاه گوارش وی با آن مواجه است، بحث نوع تغذیه وتغذیه مناسب از مهمترین مقولات علم پزشکی ارتفاع وعلم تغذیه است.
در ورزش کوه نوردی هیچ سفارش استاندارد وموکدی مبنی بر نوع تغذیه برای کوه نوردان وجود ندارد ومهمترین اصل ذائقه فرد در ارتفاع می باشد.
چه بسا غذاهای بسیار لذیذی که فرد در منزل ودر ارتفاع پایین با میل فراوان تناول می کند ولی در محیط کوهستان جزو بد مزه ترین غذاها و عامل بی اشتهایی فرد در ارتفاع باشد.
 
بر طبق این اصل، هر فردی می بایست خود رژیم مناسب تغذیه ای خود را انتخاب کند.
در کنار ذائقه شخصی فرد، رعایت نکات مهمی که در اینجا می آید میتواند به کوه نورد در داشتن یک تغذیه مناسب در محیط کوهستان کمک کند.

موارد پیشنهادی را در ادامه مطلب بخوانید…

۱- استفاده از آب کافی و فراوان در پیش –حین وپس از پرداختن به ورزش کوهنوردی متعادل کننده کلیه فعالیتهای فیزیولوژیکی کوهنورد است.در یک کوهنوردی سنگین در هر ساعت ۲ لیتر آب از بدن خارج می شود که باید بلافاصله با نوشیدن مایعات کافی جبران شود.

۲- بهتر است در حین اجرای برنامه های کوه نوردی از غذاهای مایع و نرم استفاده شود .همچون سوپ ها که علاوه بر تامین نیازهای تغذیه ای فرد مایعات کافی نیز به بدن فرد می رساند.

۳- بهتر است از مواد قندی به گو نه ها و طعم های مختلف و متنوع وبه تناوب استفاده شود تا ضمن تامین انرژی مورد نیاز فرد سطح قند خون وی در حد نرمال قرار گیرد.

۴- با توجه به بروز آلکالوز تنفسی در حین صعود که ناشی از تنفس های سریع وعمیق است استفاده از مواد ترش همچنین بعنوان اشتها آور بسیار کمک کننده است.

۵- در حین کوهنوردی و در پی تعریق، مقدار زیادی املاح بدن از دست می رود.استفاده از نمک در طول برنامه های کوهنوردی می تواند در ایجاد تعادل الکترولیتی بدن نقش به سزایی داشته باشد.همچنین می تواند از بروز خستگی و کوفتگی مفرط عضلات پیش گیری کند.

۶- استفاده از انواع سبزیجات و میوجات تازه و کمپوت شده میتواند از بروز مشکلات گوارشی ناشی از یبوست جلوگیری کند.همچنین استفاده از میوه جات می تواند در تامین ویتامین های مورد نیاز بدن موثر باشد.

۷- به طور کلی بستگی به ارتفاع محیط انرژی متوسط مورد نیاز یک کوهنورد با وزن ۷۰ کیلو گرم حدود ۳۵۰۰ تا ۵۰۰۰ کیلو کالری است. که ۶۰ تا ۷۰ درصد این انرژی را باید از کزبوهیدراتها (قندها) و ۲۰ تا ۲۵ درصد آنرا از چربی ها و ۱۵ تا۲۰ درصد آنرا از پروتئینها تامین کرد.

۸- در ارتفاع نباید از قهوه، الکل، چای سبز استفاده کرد و بهتر است بعنوان جایگزین از مخلوطی از دو سوم آب ویک سوم از انواع آب میوه استفاده کرد.

۹- خوردن یک صبحانه سبک وپر انرژی می تواند پایه یک فعالیت خوب کوهنوردی در طول روز باشد ودر ادامه در طول روز هر ۲ ساعت نوشیدن مایعات فراوان (حتی اگر احساس تشنگی نمی کنید) وخوردن میان وعده سبک همچون مواد قندی و پروتئینی میتواند در ادامه روند کوهنوردی در طول روز بسیار مفید باشد.

۱۰- رعایت مسائل بهداشتی و استفاده از آب و غذای مطمئن وبهداشتی میتواند تضمین کننده سلامتی شما با شد.


گردآوری: دکتر حمید مساعدیان


www.iranmountainmedicine.com/nutrition.html
 

شبمانی در قله بدر

غروب پنج شنبه ۱۸ تیرماه همراه تعدادی از همنوردان جهت شبمانی در قله بدر راهی روستای پیرسلیمان (خندان آباد) شدیم.

هوا تقریبا تاریک شده بود که به پناهگاه رسیده و پس از استراحتی ساعت ۲۱:۴۵ در هوایی مطبوع به سمت قله حرکت کردیم.

قله بدر با ارتفاع ۳۲۹۸ متر در جنوب قروه واقع شده است.

ساعت ۲۳:۵۰ به پای قله رسیده و  همانجا خوابیدیم  البته هدف از این برنامه آمادگی جهت صعود به ارتفاعات قلل دنا بمناسبت گرامیداشت هفتمین سالگرد زنده یاد سامان نعمتی ( ایشان عضو گروه قاجر قروه بود که در سال ۱۳۸۷ در نانگاپاربات برای همیشه جاودانه شد) در هفته آینده بود.

همراه یاسمن همنورد خوبم در محل شبمانی با دورنمای ارتفاعات پریشان

صبح جمعه ۱۹ تیر ساعت ۷:۱۸ به سمت پناهگاه حرکت کرده و پس از ساعتی به آنجا رسیدیم.

دورنمای قله قاجر

همراه برادرم طیب

 همراه یاسمن و اسراء همنوردان خوبم

پس از سپری نمودن یک برنامه خوب به سمت پایین حرکت کرده و ساعت ۱۰ به قروه رسیدیم.

در این برنامه ۱۹ تن از اعضای هیئت و گروه قاجر شرکت نمودند.

آیا کوهنوردی نوعی دیوانگی است؟

ادموند هیلاری اولین فاتح اورست می گوید:

«از نظر کسانی که عادت دارند زیبایی برف را از پشت شیشه و از کنار بخاری تماشا کنند ، کوهنوردی نوعی دیوانگی است ، آخر برای چه کسی این همه راه برود ، بار به دوش بکشد ، با دستان کرخ شده و تن سرمازده ساعت ها درون چادر یا جانپناه ، بلرزد ، بی خوابی و کوفتگی را تحمل کند ، سرانجام خسته و تشنه و گرسنه خود را به بالای کوه برساند و به پایین برگردد ؟!

کسی که هیچ گاه لذت رسیدن به قله را نچشیده ، کسی که تن به طبیعت نسپرده و با آن انس و الفت پیدا نکرده ، حق دارد چنین بیاندیشد.
ما فاتحان خام فتح های بی فایده نیستیم. حکایت ما، حکایت بازجستن روزگار وصل است. دراین دیرگاه دورماندن از اصل خویش، دراین هجوم تکنولوژی درد سر ساز و جنگ طلب. کوهنوردی عشق به طبیعت است. عشقی به پاکی چشمه سار، به سبزی جنگل، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتنی خاک، به سپیدی برف، به توفندگی طوفان، به سبکی نسیم و به سنگینی کوه.»

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم…

بیا  تا  قدر یک  دیگر  بدانیم                         که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم
چو مومن آینه مومن یقین شد                       چرا  با   آینه  ما   روگرانیم
کریمان جان فدای دوست کردند                  سگی بگذار ما هم مردمانیم
فسون  قل اعوذ و قل  هو الله                   چرا در عشق همدیگر نخوانیم
غرض‌ها  تیره دارد دوستی  را                   غرض‌ها  را  چرا  از دل  نرانیم
گهی خوشدل شوی از من که میرم           چرا مرده پرست و خصم جانیم
چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد             همه عمر از  غمت در امتحانیم
کنون  پندار  مردم  آشتی  کن                  که در تسلیم ما چون مردگانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن               رخم را بوسه ده کاکنون همانیم
خمش کن مرده وار ای دل ازیرا               به  هستی  متهم ما زین  زبانیم

شعر از: مولانا

ای کاش….


«کاش می شد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل , دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت…

کاش لبخندها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب و نان نداشت

کاش می شد ناز را دزدید و برد

بوسه رابا غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه می شد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری می شدم…

درتب آواز جاری می شدم

آی مردم من غریبستانی ام

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پروازهاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هرکه می آید به او گل می دهد

دشتهای سبز , وسعتهای ناب

نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تو را پیدا کنم

در دل آینه جایی باز کنم»

شعر از دکتر انوشه

اولین جشن تولد در جانپناه پله دوم مسیر هاری رست(بیستون)

این پست مربوط به فروردین ماه ۱۳۹۲ از آرشیو وبلاگ کومالیا می باشد
این پست را تقدیم همه کسانی می کنم که از هر فرصتی برای شاد بودن خود و دیگران اسنفاده می کنند .
 امروز تولد ۵۰ سالگیم می باشد نیم قرن گذشت و وارد نیم قرن بعدی زندگی شدم اما راستش روزبروز رویاهایم جوانتر می شوند تا کی این احساسم ادامه دارم ، نمی دانم. 
از دوماه پیش با همنورد خوبم ژیلا عزیزی[اهل صحنه کرمانشاه) قرار گذاشتیم تولدم را بهانه ای برای صعود یکی از مسیرهای دیواره بیستون کنیم چون فروردین ماه هم مناسبترین فصل برای سنگنوردی در بیستون می باشد….

این پست را تقدیم همه کسانی می کنم که از هر فرصتی برای شاد بودن خود و دیگران اسنفاده می کنند .

جانپناه پله دوم

 امروز تولد 50 سالگیم می باشد نیم قرن گذشت و وارد نیم قرن بعدی زندگی شدم اما راستش روزبروز رویاهایم جوانتر می شوند تا کی این احساسم ادامه دارم ، نمی دانم. 

از دوماه پیش با همنورد خوبم ژیلا عزیزی[اهل صحنه کرمانشاه) قرار گذاشتیم تولدم را بهانه ای برای صعود یکی از مسیرهای دیواره بیستون کنیم چون فروردین ماه هم مناسبترین فصل برای سنگنوردی در بیستون می باشد.

همنورد خوبم ژیلا

راستش تا این سن هنوز جشنی برای تولدم نداشتم البته دوستان خوب و خانواده ام همیشه تبریک می گفتن اما هیچوقت مراسمی نداشتم این بود که با ژیلا تصمیم گرفتیم نیم قرن بعدی را هرساله تا آنجا که توانش را دارم، یکی از مسیرها را صعود کنیم چون چیزی که از گذشته حسرتش را دارم این بوده که چرا زمان نوجوانیم شرایط سنگنوردی برایم مهیا نبود تا از آن استفاده کنم به همین دلیل الان در حد علاقه و توانم می خواهم از آن استفاده کنم 

«آب دریا را اگر نتوان کشید 

هم بقدر تشنگی باید چشید»

بله این هم نوعی دلخوشی می باشد و به تعداد آدمها آرزوهای مختلفی در جهان وجود دارد

ژیلا هم با آقای ارسلان محمودی(مدیر وبلاگ کراکس سنگنوردی) که یکی از مربیان جوان و توانمند صحنه می باشد، هماهنگی کرده بود که در این صعود ما را همراهی کنند ایشان اکثر مسیرهای دیواره بیستون را صعود کرده اند.

ارسلان جوان با اخلاق و مربی توانمند

 روز پنجشنبه ۲۲ فروردین ساعت ۱۵:۳۰ از قروه به سمت صحنه حرکت کردیم ابتدا منزل ژیلا رفتیم و با هم به شهر بیستون کنار کافه آقای شیرزادی رفتیم و قرار شد شب هم ارسلان با یکی از شاگردانش پیش ما بیایند.

ساعت ۱۹ به کنار کافه رسیدیم و طبق سنوات گذشته از محبتهای خالصانه آقای شیرزادی و پسرشان مستفیض شدیم.

با وجودی که چادر هم برده بودیم اما ترجیح دادیم شب را در یکی از اتاقهای کافه دور هم باشیم 

با اقای حسین ریاحی ( مدیر وبلاگ خوب شاودلان)در فضای مجازی آشنا بودم و همیشه با محبت تمام نسبت به وبلاگم محبت  خاصی داشتند.

همیشه مشتاق دیدارشان در فضای حقیقی بودم اما سعادت یاری نکرده بود تا آینکه همانروز برایشات کامنتی گذاشتم که قراره ما بیستون بیاییم البته صرفا جهت اطلاع چون آخر هفته معمولا ایشان برنامه دارند.

آقایان: عباس، ارسلان، ریاحی، مهدی – ژیلا و خودم

اما ایشان بقدری با محبت و مخلص هستند که شبانه با خواهرزاده شان از کرمانشاه پیش ما آمدند و قلبا از دیدارشان مسرور شدم و خیلی هم زحمت کشیده بودند ساعتی پیش ما بودند و از اطلاعات مسیرها و همصحبتی با ایشان مستفیض شدیم.

 گزارش تصویری این برنامه……

برادرم فردین زحمت کشیده بود و تعدای ابزار سنگنوردی برایم فرستاده بود (البته اکثر وسایلم را ایشان برایم فرستاده) که برای اولین بار می خواستم استفاده کنم.

بررسی وسایل

با ارسلان مشغول رونمایی ابزارها هستیم

ساعت حدود ۱۰ صبح تیم ۵ نفره ما آماده حرکت به سمت مسیر هاری رست شدیم.

از راست: ارسلان، رامتین، خودم، مهدی، ژیلا

ارسلان و رامتین آماده برای همراهی تیم  

حرکت به سمت مسیر

شروع دست بسنگها

آماده برای اولین مسیر صعود همراه ارسلان

مهدی در اکثر صعودها همرام می باشد و کوههای صخره ای دست بسنگ زیادی را آمده ولی این اولین باری است که او صعود فنی می کند

اولین صعود فنی مهدی

در مسیر آقای عرفان رضاپور (مدیر وبلاگ صخره) همنورد خوب همدانیم را دیدم که با دوستانشان مشغول تمرین سنگنوردی بودند.

عرفان و همنوردانش

ارسلان و رامتین در کارگاه قیف

در حال عبور از شکاف قیف هستم

مسیر انتهایی قیف

درحال عبور به سمت مسیر تراورس هستم

ارسلان در ابتدای مسیر تراورس

ژیلا در حال عبور از مسیر تراورس


این هم خوشحالی ارسلان که همه ما را به سلامت تا اینجا آورده 

کنار جانپناه همراه رامتین، ارسلان و ژیلا

مهدی کنار جانپناه

ناهار را زیر جانپناه در کنار کارگاه فرود صرف نمودیم

این اولین سالی است که تولدم را جشن می گیرم و شمع فوت می کنم که همه اینها به همت ژیلا بوده زحمت کیک را هم خودش کشیده  

بهترین مراسم زندگیم

هدیه بسیار ارزشمند ارسلان و رامتین 

این هم هدیه زیبای ژیلای با محبت و عزیز

اطراف جانپناه پر از ریواس بود ما هم که تشنه بودیم و خوردنش خیلی موثر بود

دشت ریواس

اولین مسیر فرود

مهدی و ارسلان 

رامتین و ارسلان 

در حال فرود

رامتین جوان توانمند و مستعدی که آینده بسیار درخشانی دارد امروز شاهد جسارتهای زیادی از او بودیم

مهدی در حال فرود

این هم آخرین مسیر فرود

در خاتمه از تمام زحمات ژیلای عزیز نهایت تشکر و قدردانی را جهت برنامه ریزی این برنامه خوب دارم همچنین از ارسلان و رامتین عزیز که امروز شاهد توانمندی و صبر و شکیبایشان در طول برنامه بودم و ثابت کردند که جوان تواند جهانی را بحرکت آورد.

از آقای ریاحی که از ابتدا تا انتهای برنامه جویای احوالمان بود نهایت سپاس را دارم همچنین از همنوردان خوب گروه قاجر که آنها هم همزمان در مسیر قاجر کار می کردند و در همه اوقات پیگیر برنامه ما بودند.

تشکر مخصوص از مهدی دارم که برای اولین بار صعود فنی می کرد و در اتمام برنامه تصمیم گرفت از این به بعد در مسیر های کوتاه در قروه با هم تمرین کنیم.