

نمایی از کوه امروله

نفرات از راست به چپ: آقای حیدری(راهنما) مهدی- خودم- همنوردم(ژیلا)

قله امروله با مهدی

صبح روز جمعه ۲ تیر طبق هماهنگی ایشان ساعت ۵:۳۰ همراه آقای حیدری (راهنما) وجوان دیگری به نام عرفان، عازم روستای «بردینه» که در جاده کنگاور واقع شده، رفتیم . ماشین را کنار مدرسه گذاشته و به سمت ارتفاعات امروله حرکت کردیم.

نمای پشت عکس روستای بردینه
پس از ساعتی از مسیر نسبتا شیبدار به سنگهای صخره ای رسیدیم که شبیه سنگهای بیستون خشن و تیز بودند. حدود یک ساعت دست به سنگ رفتیم تا به محوطه ای به نام «گاچال» که در پای زین کوه واقع شده بود، رسیدیم. بعد از عبور از آن همه صخره های خشن ناگهان با فضای سرسبز و پر گلی روبرو شدیم که حقیقتا روح را نشئه تازه ای می بخشدید و مسیرش هم شیب ملایمی داشت.

در بین راه آقای حیدری با همه محبت و خلوص نیتش، اطلاعاتی را که در باره کوههای منطقه داشتند، برایمان توضیح می دادند. تا اینکه ساعت ۸ به محوطه وسیعی که عشایر آنجا چادر زده بودند، رسیدیم و سر چشمه نشسته و صبحانه را صرف کردیم.

محوطه گاچال
چند تا از کودکان عشایر به طرف ما آمدند و با لبخند و سادگی کودکانه شان برایمان نان محلی کره و دوغ آوردند که واقعا خوشمزه و مزه واقعی را داشت.
پس از ساعتی استراحت و بر داشتن آب، راهی پناهگاه شدیم. آقای حیدری توضیح دادند که چقدر برای ساختن این پناهگاه که در ارتفاع ۲۸۵۰ متری واقع شده، زحمت کشیدند اما در اثر زلزله و بی توجهی عده ای تقریبا تخریب شده بود البته فعلا قابل استفاده بود اما احتیاج به تعمیر زیادی داشت.
پناهگاه
چند عکس کنار پناهگاه گرفته سپس به طرف قله حرکت کردیم.
مسیر قله هم واقعا متنوع و زیبا بود. بعضی جاها دست به سنگ می شدیم و دوباره به محوطه باز و سرسبزی می رسیدیم. تا اینکه تیم ۵ نفره ما ساعت ۱۲ به قله زیبای امروله رسید با وجودی که هوا غبار آلود بود اما بسیاری از ارتفاعات قابل رویت بودند از جمله دالاخانی، بیستون و…..

حدود نیم ساعتی روی قله محو زیبایی آن همه قله ها و خط الراس ها بودیم. بعد از گرفتن چند عکس و خوردن سیبهای خوشمزه ای که آقای حیدری آورده بود، به سمت پایین حرکت کردیم.

نمایی از قله امروله
هوا هم بسیار خوب بود و باد ملایمی می وزید. نزدیک پناهگاه به یک گروه ۱۴ نفره گروه پویای همدان رسیدیم که راهی قله بودند چند نفر از آنهادر پناهگاه ماندند وبقیه به سمت قله حرکت کردند.

پناهگاه در دامنه زین کوه
نهار را داخل پناهگاه خورده و کمی استراحت کردیم سپس به سمت روستا حرکت کردیم.
در راه برگشت تازه احساس می کردم که چقدر بعضی از قسمت های مسیر، شیب های تندی دارند.

ساعت ۶ به روستا رسیدیم و دوباره به صحنه رفته دوستان را آنجا گذاشتیم و بعد از خداحافظی با آنها، ما به قروه برگشتیم.
در بین راه وقتی ارتفاعات امروله را می دیدیم، همه اش با مهدی راجع به صعود خوبی که داشتیم، صحبت می کریدیم.ساعت ۲۱:۳۰ به قروه رسیدیم.
معرفی امروله
نام :امروله از کلمه امرو و پسوند ((له)) ترکیب یافته وامرو به گویش کردی همان امرود یا گلابی وحشی است و ﴿﴿له))علامت تصغیر‚ بنابر این امروله به معنی امرود کوچک میباشد واین اسم به خاطر وجود درختان امرود بوده که که بصورت جنگلهای پراکنده در زمانهای پیشین در نقاط مختلف ان دیده شده . امروزه هم اثاری از این درختان در شمال روستای گرگلان و شمال روستای کل گدار بصورت درختچه مشاهده میشود .
موقعیت : امروله در حدود ۱۲ کیلومتری شمال صحنه قرار گرفته و از مشرق به کنگاور از مغرب به سنقر از شمال به زمینهای اسداباد واز جنوب به صحنه محدود است .
پن : رسوبات امروله مربوط به دریای تتیس است که از الپ غربی تا هیمالیا گسترش داشته و در دوره تریاس از دوران دوم زمین شناسی میباشد که حدود ۱۶۰میلیون سال پیش تشکیل یافته در اثر چین خوردگی الپ و فشارهای تکنویکی از زیر اب بیرون امده است .
جنس رسوبات :جنس رسوبات از کربنات کلسیم است و در بعضی نقاط همراه با کربنات منیزیم میباشد که به ان دولومیت گویند .سنگهای اذرین به صورت قطعات ریزودرشت و پراکنده مشاهده شده که از جنس سیلیکاتها مانند ﴿﴿ابسیدین)) میباشد ظمنا قطعاتی از شهاب سنگها در قسمتهای مرکزی دیده میشود .
ارتفاع : بلندترین نقطه امروله قلعه نخود چال با ارتفاع ۳۲۰۰متر از سطح دریا ‚ قله نمازگاه۳۱۵۰متر
پناهگاه : در منطقه گاچال در ارتفاع ۲۸۵۰ متری در سال ۱۳۷۰ احداث گردید.
منبع: ویکی پدیا


قزل ارسلان همیشه سرفراز( عکس از وبلاگ شازده کوچولو)
با توجه به اینکه بسیاری از ارتفاعات همدان را رفته بودم اما افتخار صعود به قزل ارسلان برایم پیش نیامده بود و خیلی مشتاق بودم که این قله صخره ای و زیبا را صعود کنم در نتیجه بدون لحظه ای تردید با جان و دل پذیرفتم.
تا اینکه طی تماسی با آقای چلوئیان قرار شد ساعت ۶ صبح جمعه ۹ تیر سر روستای وهنان که در جاده اسدآباد- همدان واقع شده با راهنمایی و هدایت ایشان صعودی به قزل ارسلان داشته باشیم.
همراه همسرم، پسرم ( مشتاق)، همنورد خوبم ژیلا از شهر صحنه و دو نفر از همنوردان از قروه( الهه و کامبیز ) سر قرار رفتیم.
آقای جلوئیان هم به همراه سه نفر از همنوردانشان ( آقایان محمدویسی- حسین محمدی و سعید جهان آرا) پیش ما آمدند چقدر از دیدارشان قلبا مسرور شدم پس از احوالپرسی و آشنایی با سایر همنوردان، راهی روستای وهنان شدیم.

وقتی به روستا سرسبز و زیبای وهنان رسیدیم ماشینها را همانجا پارک کردیم و از مسیر جاده خاکی با ماشین آقا کامبیز تا جایی که عشایر چادر زده بودند، رفتیم. طبیعت و باغ های زیبا که طول مسیر قرار داشت، واقعا روح افزا و تحسین برانگیز بودند.
ماشین را پیش عشایر گذاشتیم و ساعت ۷ صبح با امید صعود قله، راهی جانپناه قزل ارسلان شدیم.

صدای نوازشگر آب در طول مسیر بر لذت صعود افزوده بود. آقای جهان آرا سرقدم بودند و با محبت خالصانه خودشان توضیحاتی را راجع به ارتفاعات همدان برایمان می دادند و تاکید بر اهمیت شناخت هر منطقه و کشیدن کروکی داشتند و این مطلب باعث شده بود که بیشتر دقت کنیم.

ساعت ۹ به جانپناه که در ارتفاع ۳۱۰۶ متری و بین قله قزل ارسلان و قله دایم برف قرار دارد، رسیدیم. باد نسبتا تندی هم می وزید.

تعدادی از همنوردان در خارج و داخل جانپناه بودند. ما هم داخل جانپناه شدیم و صبحانه را همانجا صرف کردیم . مقداری آب و تنقلات برداشته و همراه دو همنورد دیگر ( آقای خلیلی و خانم حسینی) ساعت ۱۰:۳۵ به نیت آنکه قله زیبای قزل ارسلان ما را طلب کند، از مسیر قیف راهی قله شدیم.

قله قزل در روی یالی که به سمت غرب کشیده شده است قرار دارد که این یال تماما” سوزنی می باشد.
عبور از بین صخره های زیبا بسیار هیجان انگیز بود همیشه مسیر قله های صخر ه ای برایم لذت بخش هستند بدین سبب حقیقتا با شوق و اشتیاق تمام گام بر می داشتم تا اینکه راس ساعت ۱۲ قله زیبای قزل با آغوش باز، تیم ما را پذیرفت و توانستیم همگی بر روی قله آن ایستادیم. مدت ۱ ساعت بر روی قله نظاره گر ارتفاعات اطراف بودیم و آقای چلوئیان و آقای ویسی با میوه های خوشمزه از ما پذیرایی کردند.

عکس خانوادگی همراه جناب چلوئیان

قله قزل ارسلان با همنوردان
پس از گرفتن چند عکس به سمت جانپناه حرکت کرده و ناهار را همانجا صرف نمودیم. پس از ساعتی استراحت به سمت پایین آمدیم و در بین راه پیش چشمه نشسته و روحمان با نوشیدن آب گوارا نشئه ای تازه یافت.
آقای ویسی باز هم با همه محبتشان با میوه از ما پذیرایی کردند و آقای محمدی با خواندن شعرهای زیبا خاطرات خوب را دوچندان نمودند.
ساعت ۱۹ پیش چادرنشینها رسیده با ماشین راهی روستای وهنان شدیم و آنجا با همنوردان بسیار خوبمان خداحافظ کردیم و با کوله باری از خاطرات خوش راهی قروه شدیم.
از زحمات و محبت بیدریغ همه همنوردان خوب همدان نهایت تشکر را دارم خصوصا استاد ارجمند جناب چلوئیان که با دعوتشان سبب شدند یکی از بهترین و زیباترین قلل همدان را بتوانیم با حمایت ایشان و همنوردانشان صعود کنیم. امیدوارم باز هم افتخار صعود دیگر قلل را با آنها داشته باشم.
جای شازده کوچولو در این صعود خیلی خالی بود در طول مسیر بسیار از ایشان یاد کردیم. امیدوارم امتحاناتش را با موفقیت سپری نماید.

محل عشایر




معرفی مختصر قله قزل ارسلان
این قله از شرق به غرب کشیده شده و خط الراس آن به سمت شمال،ادامه یافته و به قله کرکس می رسد.در جهت شمالی قله، روستای وهنان و در جهت جنوب ،روستای شهرستانه قرار دارد.در فصول گرم از روستای وهنان با سرعت مناسب ۳ الی ۴ ساعت می توان به قله صعود کرد.راه دیگر از مریانج به روستای برفین می باشد و حدود ۴ الی ۵ ساعت کوهپیمایی دارد.
صعود زمستانی به قله قزل بسیار مشکل است و به وسایل فنی و مهارت نیاز دارد و در کاسه قزل، زمستان و بهار همیشه احتمال ریزش بهمن وجود دارد.قله قزل در روی یالی که به سمت غرب کشیده شده است قرار دارد که این یال تماما” سوزنی و از سمت شمال غرب، آن را به شکل عقابی بال گشوده می بینیم.
برای رسیدن به این روستا، در فاصله ۱۵ کیلومتری جاده همدان – کرمانشاه، سمت چپ جاده اصلی راهیی فرعی وجود دارد که در انتهای این راه فرعی روستای وهنان واقع شده است. در فصل بارنگی باید قبل از رسیدن به روستا از خودرو پیاده شوید و جاده خاکی که در سمت چپ مسیر وجود دارد را ادامه داد، ولی در فصل تابستان میتوان این جاده خاکی را که حدود ۵ کیلومتر است را نیز با خودرو طی کرد تا به انتهای جاده خاکی برسید. از این مکان تا جانپناه قزل در تابستان حدود ۱ ساعت و در زمستان با توجه به نیاز به برف کوبی حدود ۳ ساعت طول میکشد.ای کمکی و جان بخش است در زمستان بر روی گردنه دائم برف و قزل می رسانیم.
وجه تسمیه
در وجه تسمیه نام قله “قزل ارسلان”می گویند که قزل ارسلان سلجوقی آن را یکی از پایگاههای دیده بانی خود قرار داد تا جاده عراق به ایران را همیشه زیر نظر داشته باشد واینگونه به نام او باقی مانده است.

مسیر کوه پریشان (بهمن ۱۳۹۰)
تا به کجا می برد این دل مرا
رو به فنا می برد این دل مرا
بین که چه سان جانب دشت جنون
بی سر و پا میبرد این دل مرا
از حرم خاصه اسرار خویش
تا به سماء می برد این دل مرا
مطرب چنگی به مقامات وصف
کرده ندا می برد این دل مرا
در طلب حضرت سلطان عشق
تحت لواء می برد این دل مرا
فاش و عیان گفت سخن بیقرار
سوی فنا می برد این دل مرا
«شاعر: خلیل عالی نژاد»

طیب صالحی (دماوند شهریور 1356 در سن ۲۶ سالگی)

طیب صالحی(دماوندخرداد 1391در ۶۱ سالگی )

قله دماوند ۱۳۵۶

دماوند خرداد ۱۳۹۱

گروه قاجر به همراه دو نفر از کوهنوردان آلمانی در قله دماوند ۱۹ شهریور ۱۳۵۶

۱۹ شهریور ۱۳۵۶

دواوند ۱۳۵۶

دماوند ۱۳۹۱
رونوشت متن گزارش صعود به قله

متن گزارش صعود به قله دماوند
ریاست اداره تربیت بدنی شهرستان قروه
احتراما به موجب اجازه نامه شماره ۴۶۴-۳۶/۶/۱۶ و طبق برنامه تنظیمی اکیپ قاجر تربیت بدنی شهرستان قروه متشکل از سه نفر طیب صالحی- داریوش الهیاری و شمس الله برومندی روز چهارشنبه ۳۶/۶/۱۶ ماموریت یک هفته ای خود را به منظور صعود به ارتفاعات البرز و فتح دماوند بزرگترین قله ایران آغاز کردیم. بعد از ورود به تهران روز پنجشنبه ۳۶/۶/۱۷ ساعت ۱۴ از طریق جاجرود- رودهن- پلور به رینه که اولین پناهگاه صعود کنندگان به دماوند در آنجا قرار دارد، رسیدیم. ساعت ۱۹:۳۰ پناهگاه بسیار شلوغ بود ۲۰ نفر از کوهنوردان یوگسلاوی و تعدادی از کوهنوردان ایرانی در آنجا بیتوته کرده بودند.
ساعت ۲۰ همان روز از ارتفاعات رینه به طرف دماوند حرکت نمودیم وساعت ۲۱:۱۵ در محل مناسبی موسوم به گوسفندسرا در کنار پناهگاه مخروبه ای چادر زدیم. ساعت ۵ بامداد روز جمعه ۳۶/۶/۱۸ از خط الراس رینه بطرف پناهگاه سوم حرکت نمودیم چون از راه اصلی پناهگاه منحرف شده بودیم، مشکلات فراوانی را متحمل شدیم. مهمترین مسئله در درجه اول کمبود آب و در درجه دوم سنگینی کوله هایمان بود.
بعد از طی صخره ها و دره های بسیار عمیق و خطرناک ساعت ۱۷ به پناهگاه رسیدیم که یک ساعت بعد دو نفر از کوهنوردان کشور آلمان نیز به پناهگاه رسیدند آن شب فقط ما ۵ نفر در پناهگاه سوم بودیم( سه نفر از قروه و ۲ نفر از آلمان) صبح روز بعد شنبه ۳۶/۶/۱۹ ساعت ۶ بامداد در حالیکه وسایل اضافی را در پناهگاه جا گذاشته بودیم به اتفاق دو کوهنورد آلمانی که از دانشگاه مونیخ بمنظور صعود به قله دماوند راهی ایران شده بودند، به شیب های تند و قله برفی دماوند حمله کردیم.
سختی راه، بوی گاز گوگرد، وزش باد تند، سردی هوا -۱۱ درجه زیر صفر، وجود برف نتوانست مانع کوهنوردان قروه که عزمی راسخ و اراده ای آهنین در فتح قله دماوند را داشتند، بگیرد.
6 ساعت بعد از حرکت به قله رسیدیم یکدیگر را در آغوش گرفتیم و به همدیگر تبریک گفتیم.
صعود به بزرگترین قله ایران از سالها پیش آرزوی کوهنوردان قاجر تربیت شهرستان قروه بود ولی متاسفانه عدم وجود وسایل فنی تا این تاریخ مانع از تسخیر آن شده بود.
بعد از ساعتی استراحت به طرف پناهگاه حرکت کردیم ساعت ۱۵:۴۵ مجددابه پناهگاه رسیدیم آقای رمضانی مربی فدراسیون کوهنوردی ایران به همراه ۲ نفر از بانوان کوهنورد ایران سفیر کبیر اطریش با خانم و پسرش را همراهی می کردند. همچنین تعداد زیادی از کوهنوردان کشور یوگسلاوی و ۲ تن از کوهنوردان تهران در پناهگاه مستقر شده بودند.
آقای رمضانی مربی محترم فدراسیون از اینکه ما از قروه به فتح دماوند موفق شده بودیم، بسیار خوشحال بودند بعد از شنیدن خلاصه گزارش صعود، بسیار ما را راهنمایی و تشویق کردند و وعده دادند، فرمودند در آینده ای نزدیک بمنظور بازدید از صخره های قلل پنجه علی و پریشان و شناسایی غارهای کولاوا و دیوزندان به قروه تشریف بیاورند.
آن شب را در پناهگاه خوابیدیم و بامداد روز بعد، یکشنبه ۳۶/۶/۲۰ همه کوهنوردان مذکور به طرف قله حرکت و ما ۵ نفر ساعت ۷ صبح به طرف پناهگاه رینه راه افتادیم.
ساعت ۱۶ به پناهگاه رینه رسیدیم و پرچم یادبود کوهنوردان قاجر تربیت بدنی شهرستان قروه را در محل سالن بزرگ پناهگاه نصب کردیم و بطرف پلور و از آنجا به تهران حرکت نمودیم.
متن نامه فدراسیون خطاب به کوهنوردان گروه قاجر قروه

متن نامه فدراسیون خطاب به تربیت بدنی قروه
ریاست محترم اداره تربیت بدنی شهرستان قروه
محترما پاسخ بنامه شماره ۳۹۳ مورخ ۳۶/۶/۲۷ که پیوست آن شرح اجرای برنامه کوهیاران عزیز آن شهرستان به قله زیبای دماوند و همکاری ارزنده آنان نسبت به کوهنوردان خارجی بدینوسیله موفقیت و تعاون کوهنوردان غیور کردستان را تبریک گفته و از خداوند بزرگ برای همه جوانان و ورزشکاران آن خطه آرزوی سلامتی دارد. به پیوست دیپلم افتخار صعود آقایان ارسال میگردد.
قائم مقام فدراسیون کوهنوردی ایران
ابوالقاسم نوروزی
گزارش تصویری اولین صعود گروه کوهنوردی قاجر به دماوند

گروه قاجر به همراه دو کوهنورد آلمانی

گروه قاجر به همراه دو کوهنورد آلمانی در قله

بارگاه سوم

از راست به چپ: طیب صالحی- کوهنوردان آلمانی- داریوش الهیاری- کوهنورد آلمانی- شمس الله برومندی(بارگاه سوم)

تخت فریدون

از راست به چپ: طیب صالحی- شمس الله برومندی- داریوش الهیاری در بارگاه سوم

از راست به چپ: داریوش الهیاری- کوهنوردان آلمانی- شمس الله برومندی- طیب صالحی


دهانه غار دیوزندان

اولین گروه پیمایش کننده گان غار دیوزندان(۱۳۶۸)
این گزارشات را آقای طیب صالحی نگاشته اند.
گزارش غار دیوزندان
ساعت ۵ صبح روز سه شنبه ۱۳۶۸/۲/۱۲ به همراهی آقایان کامران اقدامیان- پیمان زارعی- ساسان مودتی- فردین صالحی- مسعود فریدونیان و جواد آئینی به مقصد غار تسخیر ناپذیر دیوزندان که تا این تاریخ هیچ گروه غارنوردی و کوهنوردی موفق به شناسایی آن به علت حالت عمودی بودن آن نشده بودند، روانه شدیم.

دهانه غار

طیب صالحی در حال فرود به داخل غار

طیب صالحی و کامران اقدامیان
ساعت ۷ صبح پس از بستن بلوک مطمئن و با حمایت غیر مستقیم آقای کامران اقدامیان از سطح بیرونی غار با تجهیزات تقریبا خوب پایین رفتم پس از ۸ متر فرود پاندولی به روش s در سطح جنوبی غار که شیب فوق العاده تندی داشت برای مدت کوتاهی توقف کردم سپس ۱۴ متر دیگر تا پایان قسمت B کروکی پایین رفتم.

طیب صالحی در حال فرود
هوای مرطوب، صدای گهگاه پرندگان و ریزش قطرات آب سکوت غار را بهم زده بود. در این قسمت با حمایت خود چندین قطعه عکس از مناظر زیبا و شیب واقعا وحشتناک ۱۱۰ درجه ای غار گرفتم. عظمت دیواره های مهیب غار مدتی مرا گیج کرده بود زیرا پس از ۱۶ سال کوهنوردی و تقریبا صعود به بیشتر قلل مشهور ایران هیچگاه دیواره هایی به این باشکوهی در جایی مشاهده ننموده بودم. مجددا قصد فرود نمودم پس از ۲ متر که دیواره حالت کاملا عمود داشت یک مرتبه زیر پایم خالی شد و در کلاهکی بزرگ بحالت پاندول قرار گرفتم باز هم به همان روش s وبا استفاده از کارابین و حمایت از بالا(دهانه غار) مقدار ۱۲ متر هم پایین رفتم. متاسفانه بعلت تمام شدن طناب و پاندول بودن خودم و سائیده شدن آن به کناره های سنگ، پایین رفتن غیرممکن گردید.
با زحمت فراوان و با استفاده از ترمز و حمایت بموقع پس از ده دقیقه به قسمتB برگشتم شرایط وحشتناک فوق باعث شد که نتوانم از موقعیت جدیدم عکس بگیرم کروکی تقریبی غار را تا آنجا که نور چراغ اجازه می داد به شکل ترسیم نمودم امیدوارم در آینده ای نزدیک با همکاری مسئولین آن اداره محترم و غارنوردان با تجربه استانهای هم جوار که وابسته آن اداره دعوت بتوانیم بطور کامل غار یاد شده را شناسایی نماییم.
گزارش از طیب صالحی
گزارش کامل پیمایش غار دیوزندان
«گزارش لحظه به لحظه فرود به غار عمودی دیوزندان اوریه»
ساعت ۱۸:۳۰ روز پنجشنبه مورخه۱۳۶۸/۴/۱۵ طبق برنامه تنظیمی و با همکاری مسئولین محترم اداره تربیت بدنی شهرستان قروه به منظور شناسایی غار افسانه ای دیوزندان بهمراهی ۳ نفر از غارنوردان آقایان فردین صالحی –مسعود فریدونیان و پرویز نویدی به قصد آماده نمودن امکانات فرود در غارعمودی مذکور تا رسیدن سایر غارنوردان عازم روستای اوریه شدیم.

طیب صالحی و پرویز نویدی
شب را در دهانه غار به صبح رساندیم ساعت ۶ پس از انجام نرمش و ورزش صبحگاهی مشغول بستن بلوک و اولین کارگاه فرود در دهانه غار با استفاده از دو رشته سیم بکسل ۱۰ و ۶ شدیم سپس کابلهای مخصوص برق و سایر سیم کشی های لازم جهت روشنایی فواصل مختلف مسیر فرود را فراهم نمودیم.

بعد از ساعت ۸ صبح نخست آقای داریوش الهیاری و سپس آقایان محمود مرادی- حبیب حنیفی- همایون نعمتی- حمدالله حسن پور- اکبر رمضانی- شهرام نعمتی و سیروس عسگری به جمع ما پیوستند.

طیب صالحی
پس از بستن دو رشته طناب ۹ و ۷ میلی متری پلکانی از قبل آماده شده (۶۷ عدد پله ۵۰ سانتی با فاصله ۶۰ سانتی متری) و یک رشته طناب ۱۱ میلی متری به منظور حمایت اولیه به داخل غار رفتیم تقریبا در فاصله ۲۰ متری دومین کارگاه را در جای تقریبا مطمئنی با کوبیدن ۳ میخ به شکل مثلث برپا داشتیم و بقیه طنابها را به طرف پایین هدایت نمودیم. برای فرود نهایی و مشورت کلی در مورد این امر بس خطیر و بی نظیر به دهانه غار برگشتیم و مختصری از عظمت طبیعت و دیواره های مهیب غار را برای دوستان شرح دادم.

طیب صالحی آماده فرود
آقایان مسعود فریدونیان- پرویز نویدی- فردین صالحی- همایون نعمتی و شهرام نعمتی با بستن طناب سینه به نوبت تا دومین کارگاه جهت بررسی و دیدن عظمت غار و شناسایی بعضی از قسمتهای پیش بینی نشده با حمایت مستقیم آقایان داریوش الهیاری و محمود مرادی پایین رفتند ساعت ۱۱:۱۵ صبح با بررسی مجدد کلیه جوانب فرود وسایل مورد نیاز مربوطه( انواع میخها، کارابین ها، طنابها، چکش ترمز و رکابها)دومین حمله فرود به غار را آغاز نمودیم. نخست نور چراغ برق را روشن کردیم سپس به کارگاه دوم رفتیم و در آنجا پس از حمایت خود آقای داریوش الهیاری نیز به من ملحق شد.

ایشان که از دهانه غار توسط آقای محمود مرادی حمایت می شد، در حمایت مستقیم من نشستند و فرود نهایی آغاز شد پس از ۲ متر فرود بحالت پاندول درآمدم و این حالت تا ۴۰ متری غار ادامه داشت در این قسمت طنابهای پلکانی و طناب فرود هر دو به انتها رسیدند و مجبور شدم بار دیگر میخ کوبی کنم و کارگاه سوم را صرفا بخاطر حمایت خود برای مدتی کوتاه تا رسیدن طناب کمکی برپا دارم. درخواست کمک کردم طناب دیگری نخست به کارگاه دوم و سپس به من رسید آن را به طناب پلکانی گره زدم و با حمایت مستقیم خود تا ۵۵ متری پایین رفتم از این ارتفاع به بعد باز هم شیب معکوس بود و به اجبار ۵ متر آخر را بحالت پاندول و با فرود s پایین رفتم لحظات فوق العاده مهیجی بود تماس دائم با کارگاه دوم و اول برقرار بود بالاخره لحظات پایانی فرا رسید برای اولین بار در تاریخ به کف غار دیوزندان قدم نهادم.

نمونه سنگهای انتهای غار
محو عظمت وصف ناپذیر طبیعت بکر غار بودم طنابها را از خود جدا نمودم و مقداری در گوشه کنار غار گردش کردم ساعت ۱۲:۳۰ ظهر نور مستقیم خورشید به کف غار تابید که سه ربع احتیاج به نور چراغ برق نبود و این تابش نیز یکی دیگر از زیبایی های دیدنی غار بود که خود از نظر فیزیکی حائز اهمیت است و بحثی جداگانه دارد.
ساعت ۱۳ به کارگاه سوم صعود نمودم که این عمل بسیار مشکل و طاقت فرسا بود دوباره صعود نمودم که به علت خستگی عضلات بازو موفق نشدم.

طیب صالحی و داریوش الهیاری
عاقبت آقای داریوش الهیاری به بیرون غار رفت و به علت کوتاه بودن طناب چاره ای اندیشیدند و بار دیگر با حمایت از دهانه غار و صعود مجدد توانستم به کارگاه سوم و سپس به بیرون غار صعود نمایم ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر بود که تمام دوستان در زیر نور شدید و مستقیم آفتاب بی صبرانه منتظر بودند. لازم می دانم و همین جا از زحمات یکایک دوستان خصوصا مسئولین محترم اداره تربیت بدنی و آقای اکبر رمضانی که موتور برق خود را در اختیار گذاشت تشکر و سپاسگزاری نمایم اگر همکاری لحظه به لحظه برادران نبود هیچگاه ما موفق به این مهم نمی شدیم.
با تقدیم احترامات طیب صالحی
متاسفانه عسکهای غار دیوزندان را آقای طیب صالحی جهت نمایشگاه به سنندج فرستادند که هیچگاه برگردانده نشد.

طیب صالحی کنار دهانه غار دیوزندان (۶ خرداد ۱۳۹۱)
روز شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ با برادرم (طیب صالحی) جهت گرفتن عکس جدید از دهانه غاردیوزندان به آنجا رفتیم. پس از گرفتن چند عکس به قروه برگشتیم.
همراه با برادرم طیب صالحی در کنار دهانه غار دیوزندان(۶ خرداد ۱۳۹۱)
رونوشت متن گزارش اول


رونوشت گزارش دوم همراه با کروکی


رونوشت متن نامه به اداره تربیت بدنی


روز پنج شنبه ۲۸ خرداد ساعت ۱۴:۳۰ با تعدادی از پیشکسوتان . جوانان گروه قاجر قروه به نیت تعمیر پناهگاه پریشان با ۵ ماشین (3 وانت با و دو ماشین سواری) راهی روستای نعمت آباد شدیم .
ماشین ها را تا آخرین نقطه جاده خاکی نزدیک خانه باغی یکی از روستاییان برده و مصالح را همانجا گذاشتیم.(از اینجا تا پناهگاه حدود ۴۰ دقیقه بود)
پناهگاه پریشان در سال ۱۳۶۹ به همت کوه نوردان گروه قاجر در دامنه کوه پریشان در جنوب قروه ساخته شده است……

پناهگاه قبل از تعمیر
همنوردان از همان ابتدا شروع به بردن وسایل نمودند .وقتی به پناهگاه رسیدیم واقعا وضعیتش اسف بار شده بود.

با وجودی که دو سال پیش همنوردان آن را تعمیر و رنگ زده بودند اما بقدر تخریب و یادگارهای دور از شئون آخلاقی بر در و دیوار نوشته شده بود که آدم به انسان بودن خود شک می کرد. راستی چگونه می توان عشق به طبیعت و حفاظت از آن را آموزش داد؟

تعدادی از همنوردان کیسه های سیمان را از شیب ها تا پناهگاه می آوردند و عده ای دیگر ماسه می کندند و بعضی ها هم آب را از فاصله حدود ۱۰۰ متری بالا می آوردند.

تلاش عاشقانه آنها حقیقتا ستودنی و قابل تقدیر بود در همه ساعات به این مسئله فکر می کردم که چقدر انگیزه های انسان ها به یک موضوع می تواند متفاوت باشد.

عده ای این چنین فداکارانه به حفظ طبیعت می اندیشند و برخی به خوشگذرانی لحظه ای و تخریب آن .
برنامه بعد از ظهر جمعه به پایان رسید.
گزارش تصویری این برنامه…










با توجه به مشکلات ایجاد شده در بروز رسانی وبلاگها ، از این تاریخ به بعد وبلاگ کومالیا با وب سایت جدید شروع به فعالیت خواهد نمود. به امید آنکه بتواند در این عرصه قدم های مفید و مثبتی بردارد.
