سفر به منطقه اورامانات
این گزارش با کمی تاخیر نگاشته می شود.
روزهای ۱۴ و ۱۵ اردیبهشت همراه تعدادی از همنوردان خوبمان گلگشتی به منطقه اورامانات کردستان داشتیم که گزارش تصویری آن تقدیم می گردد.


همراه مهدی و مشتاق
روز پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت با دو مینی بوس و دو سواری عازم مریوان شدیم.
صبحانه را بعد از سنندج در ابتدای مسیر مریوان صرف نمودیم.
حدود نیم ساعت در روستای زیبای نگل از موزه و مسجد روستا که قران تاریخی به خط کوفی در آنجاست زیارت و دیدن کردیم.
در مریوان با هماهنگی که قبلا با دوست خوبم افسانه داشتم در کنار دریاچه زیوار ناهار را در یکی از رستورانها کباب ماهی خوردیم.

صرف ناهار در کنار دریاچه زریوار

دریاچه زریوار

همراه مهدی در دریاچه زریوار
ساعت ۱۵:۳۰ عازم روستای اورامان تخت شدیم.
با معطلی هایی که در جاده داشتیم بعد از حدود دو ساعت به روستای تاریخی اورمان تخت رسیده اما مامورین اجازه ورود مینی بوس ها را ندادند چون اعلام نمودند فردا مراسم در مقبره پیرشالیار دارند.
از هر گوشه کشور آنجا آمده بودند تا در این مراسم شرکت کنند ما هم در ابتدای ورودی شهر چادر زدیم.
همسفران همانروز گشتی در روستا زده و شام را در داخل چادرها صرف نمودیم.
جمعه ۱۵ اردیبهشت
ساعت حدود ۴:۳۰ صبح باران شدیدی شروع به بارش کرد و با توجه به اینکه چادرهایمان مخصوص گلگشت بود، سریعا آنها را که داخلشان کاملا خیس شده بود، جمع کرده و داخل ماشین ها رفتیم و حدود ساعت ۶:۳۰ باران قطع شد و واقعا هوای بهاری زیبایی را در آن صبحدم تجربه نمودیم.
جمعبت زیادی به طرف پیر شالیا می رفت ما هم پیاده از ابتدای روستا حرکت کرده بعد از حدود یک ربع به مقبره پیر شالیار که در انتهای روستاست رسیدیم.

مقبره پیر شالیار

همراه مهدی و مشتاق در محوطه پیر شالیار با دورنمای روستای زیبای اورامان تخت

همراه برادرم طیب در پیر شالیار

پسربچه که عازم مراسم بود
پس از گشت زدن در محوطه پیر شالیار تصمیم به بازگشت گرفتیم چون قرار بود مراسم از ساعت ۱۰ به بعد شروع شود و با توجه به اینکه ما در برنامه خود دیدار از آبشار «بل» و روستای تاریخی «هجیج»
را داشتیم، سریعا به پبش ماشین ها برگشته و آماده حرکت شدیم.

ترافیک صبح جمعه

همراه برادرم طیب و پسر داییم سهیل
از همان ابتدای روستا با ترافیک سنگینی روبرو شدیم در نهایت از مسیر گردنه «ته ته» بعد از گذشتن از روستای بسیار زیبای «نودشه» به روستای هجیج در استان کرمانشاه رسیده از آنجا هم بسمت آبشار «بل» که بجهت زدن سد کلا مسیرش عوض شده بود، رفتیم.
در این سفر پسر دایی ،دختر دایی و همسرشان همراه دوستان خوبشان از تهران همراه ما بودند.

همراه مهمان گرامی در گردنه ته ته

تیم بانوان


شکل سابق آبشار بل

شکل فعلی آبشار
پس از بازدید از آبشار بسمت پاوه حرکت کرده ناهار را در یکی از رستورانهای بین راهی نزدیک پاوه صرف کردیم.
پس از صرف ناهار ار مسیر پاوه-کامیاران حرکت کرده و در نهایت ساعت ۲۲ به قروه رسیدیم.
بدین ترتیب بار دیگر لحظات و خاطرات بیاد ماندنی دیگری را در کنار همنوردان تجربه نمودیم.
معرفی مختصر اورامان تخت
روستای اورامان تخت مرکز دهستان اورامانات در جنوب غربی شهرستان مریوان قرار دارد و جادهای به طول ۷۵ کیلومتر آن را به شهر مریوان متصل میکند
خانههای این روستا از سنگ و اغلب به صورت خشته چینی و پلکانی ساخته شده است که این بافت قدیمی، قدمت این روستا را می رساند.
آب و هوای این روستا در فصول تابستان و بهار بسیار مطبوع و در زمستانها بسیار سرد است.
روستای اورامان تخت به دلیل اجرای همه ساله مراسم بسیار باستانی و حیرت انگیز پیر شهریار قابلیتهای ارزشمند جهانگردی ویژه دارد.

دورنمای روستا
مراسم پیر شالیار
مراسم پیر شالیار در روستای اورامانتخت (هورامان) کردستان، هر سال دو بار در نیمه بهار و نیمه زمستان برگزار شده و عروسی «پیر شالیار» در سه روز جشن گرفته میشود. مقبره پیر شالیار که از موبدان عبدالقادرگیلانی بوده است در انتهای جاده آسفالته اورامان قرار دارد. این مراسم شامل ذبح دام قربانی، دف زنی، نوعی رقص، خوردن آش، و شبنشینی و خواندن شعر و دعا است.
در افسانههای مردم منطقه اورامانات پیری اسطوره ای به نام «پیر شالیار» هست که می گویند صاحب کرامات بوده است. از جمله این کرامات عجیبی که درباره او روایت می کنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است که «پیر شالیار» به لطف خدا او را شفا میدهد. ماجرا از این قرار بوده است که «شاه بهار خاتون» کر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینکه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط کرده است که هر کسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی که نزدیک روستای «اورامان تخت» می رسند گوشهای دختر به طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیکیهای خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آنها را جلب میکند و سریع دیو از تنوره ای که هم اکنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیک خانه «پیر شالیار» هست، بر زمین می افتد و کشته می شود، در این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز میشود و شروع به صحبت کردن می کند. پادشاه دخترش را به عقد وی در می آورد و مردم جشن عروسی بزرگی برای پیرشالیار و بهار خاتون برپا میکنند که مراسمی که امروز برگزار میشود سالگرد همان روز است.
دف زدن و ذکر کردن دراویش
شروع مراسم روز چهارشنبه است. این مراسم سه روز به طول می انجامد. از همان صبح روز اول دامدارانی که دامهای خود را برای قربانی در این مراسم نذر کرده اند دامهای خود را به جلو در خانه پیرشالیار می آورند تا به دست متولیان مراسم ذبح شوند. پس از ذبح قسمتی از گوشتها را بعنوان تبرک در بین مردم پخش می کنند و بعضی از آن را هم برای غذای مراسم به داخل خانه پیر انتقال می دهند.
بعد از ظهر دفها را برای لحظاتی دیگر آماده می کنند. نزدیکیهای ساعت ۲ الی ۳ مراسم شروع می شود. و نوجوانان و جوانان و پیران دست در دست هم زنجیره ای بزرگ تشکیل می دهند و با تسلسل جسم و درون اتحاد و همبستگی همیشگی خود را به نمایش می گذارند. در حین این رقص شادی (که به نوعی رقص عرفانی هم هست) عده ای دف می نوازند و عده ای قصیده هایی در مدح پیامبر و … می خوانند و گروه بزرگ رقص هم لفظ جلاله الله را زمزمه می کنند. در این سه روزه مردم هورامان تخت تمام کارهای خود را تعطیل می کنند و فقط و فقط وقت خودشان را در این جشن باستانی صرف می کنند.
غذای مراسم (آش جو یا “هولوشینه تشی”) همان غذایی است که ۹۵۰ سال پیش در مراسم پیر شالیار پخت شده است. بعد از خوردن غذا مردم به خانههای خود می روند و غذایی که اضافی است به خانهها می برند تا سایر اعضای خانواده بعنوان تبرک از آن بخورند.
درروز آخر (بر خلاف دوروز پیش از آن که تا عصر مراسم برپاست) مردم تا شب به رقص می پردازند و ساعاتی از شب را نیز در خانه پیرشالیار میگذرانند (که به این شب (شب نشست “شه وونیشتی”) گفته میشود. در این شب سخنرانان به سخنرانی درمورد پیر شالیار و بحثهای مذهبی و عرفانی می پردازند .بعد از آن سرودی یا قصیده ای خوانده میشود و پایان جلسه با دعا ختم می شود.
در این مراسم از باغ پیرشالیار گردوهایی چیده شده و برای اهالی فرستاده میشود.

دریاچه زریوار
تالاب آب شیرین زریوار یا زریبار در فاصله ۳ کیلومتری غرب شهر مریوان، در استان کردستان یکی از مکانهای دیدنی است که باید در سفر به کردستان حتما از آن دیدن کنید. دریاچه ای که هوای منطقه اش در بهار و تابستان بسیار خنک و معتدل و در پاییز و زمستان سرد و خشک است.
این دریاچه زریوار در ۸ کیلومتری غرب مریوان قرار دارد و از دریاچههای آب شیرین کوهستانی به حساب می آید. دریاچه ای که در ارتفاع ۸۱۸ متر از سطح دریا قرار دارد و حدود ۲۰۰ متر پایینتر از شهر مریوان قرار گرفته است.
آب این تالاب شیرین است و از تعدادی چشمه کفجوش و بارش تأمین میشود و اگر در فصل زمستان به آن سری بزنید به احتمال زیاد سطح دریاچه را یخ زده خواهید دید.
البته حتی در این زمان هم ۶۰ نقطه از دریاچه را یخ نزده خواهید دید. دلیل آن هم وجود چشمه های خودجوش در کف دریاچه است.
دریاچه زریوار با توده های مرطوب زمستانی و بهاری اش تاثیر فراوانی در مرطوب و معتدل کردن هوای مریوان داشته است. آنقدر که رطوبت هوا و بارش های مناسب باعث شده مریوان یکی از سرسبزترین و دیدنی ترین شهرهای استان کردستان باشد
طول دریاچه زریوار حدود ۵ کیلومتر و عرض آن حدود ۱,۶ کیلومتر است. وسعت تالاب به دلیل تغییرات حجم آبی در فصول مختلف متغیر و حداکثر عمق آن ۵/۵ متر است. این دریاچه در یک فرونشست محلی به نسبت باریک در پهنه سنندج تشکیل شده که دو سوی شرقی و غربی آن، به گسل طولی شمال غربی-جنوب شرقی محدود است.
چیزی که درباره زریوار اهمیت دارد این است که هیچ رودخانه ای به این دریاچه وارد نمی شود و آب دریاچه از ذوب شدن برف های کوه های اطراف و تعدادی چشمه های خودجوش در کف دریاچه تامین می شود. اما رود مریوان هم از این دریاچه سرچشمه میگیرد.
دریاچه زریوار
دریاچه ای که در اطراف آن می توانید سگ آبی، روباه، خوک وحشی، خرگوش، گراز و نوعی گربه وحشی را ببینید. گونه هایی که البته در معرض خطر هستند و باید مراقب باشید حضور شما در منطقه باعث آزارشان نشود.
به جز این حیوانات، پرندگانی مثل اردک سرحنایی و سرسبز (Anos platyrhynchos)، اگرت ها، بوتیمار بزرگ و کوچک، انواع چنگر، پرستوهای دریایی، کشیم بزرگ (Podiceps cristafus) و کشیم کوچک (Tachybaptus ruficolis)، کاکائی ها، حواصیل خاکستری، خوتکا، گیلار، و پرندگان شکاری همچون سنقر تالابی و دلیچه در نزدیکی این دریاچه زندگی می کنند و در فصل های مهاجرت خود به آن سری می زنند.

دریاچه زریوار
آبشار بل
در یکی از روستاهای منطقه اورامان و در مرز استان کرمانشاه، روستایی به نام”بل” واقع است. در کنار این روستا، در جاده ای که به”کوسه هجیج” منتهی میشود، آبشاری زیبا وجود دارد که به عقیده کارشناسان دارای آب عالی برای شرب است. این آب با فشار زیاد و حجم بسیار از شکاف کوهی بیرون می ریزد و عظمت و شکوه طبیعت را جلوه گر می سازد. این آب در مسیر خود به رودخانه سیروان میریزد و سپس وارد خاک عراق میشود.
این آبشار آب خود را از جشمه ای به نام بل در بالادست خود تامین میکند. چشمه که در محل و زبان کردی به نام کانی بل معروف است و احتمالا نام خود را از خدای آب بابلیان باستان که بل نام داشت گرفته است، در دو کیلومتری هجیج و در فاصله کمی از رودخانه سیروان واقع شده و آب آن پس از خروج از دل کوه، تشکیل آبشاری پر خروش داده و به رودخانه میریزد. محل خروج آب این چشمه از دل کوه شباهت بسیاری به دهانه یک غار که به علت ریزش مسدود شده باشد دارد. چشمه آب معدنی بل با آبدهی بیش از ۱۱۰۰ لیتر در ثانیه یکی از پر آبترین چشمههای غرب کشور است. آب چشمه مذکور که از لحاظ کیفی جزء بهترین آبهای معدنی دنیا بوده و املاح آن از جمله نیترات، کلراید، فلوراید و سختی در حد استاندارد میباشد بدلیل قرار گرفتن در موقعیتی خاص و در میان بافتی سنگی و در ارتفاع حدود هشت متری، در هنگام خروج از دهانه چشمه، مناظر جذاب و بسیار دیدنی را خلق مینماید.
در گذشته استفاده از آب این چشمه علیرغم گوارایی و پر آبی آن (در بهار سالهای پر آب تا ۴۰۰۰ لیتر در ثانیه)، به علت فاصله کم آن با رودخانه سیروان مقدور نبوده و تنها به ساخت آسیابی بر آن خلاصه میشد ولی در سالهای اخیر ۳ واحد تولید آب معدنی و یک مزرعه پرورش ماهیان سردآبی با استفاده از آب آن احداث شده اند. همچنین طرحی برای انتقال آب این چشمه برای مصارف آشامیدنی روستاهای اطراف در دست بررسی میباشد.
برای رفتن به آبشار بل دو راه وجود دارد؛ یکی آن که وارد سنندج شوید و سپس به سمت مریوان بروید و از سهراه حزبالله و از مسیر دزلی به این منطقه برسید و دیگر آن که از پاوه به روستای هجیج بروید و در راه هم از دیدن جنگلهای طبیعی بلوط لذت ببرید.

آیشار بل (شکل سابق)

روستای تاریخی کوسه هجیج
درود
و سپاس بسیار از گزارش کامل و جذابتان
پاینده باشید
ممنون از حسن توجه همیشگی شما
سلام ….گزارش جالب و دلنشینی بود …مرسی
ممنون از حسن توجه شما