«غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید خار رنجید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود دست بی رحمی آمد نزدیک گل سراسیمه ز وحشت افسرد لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید […]
«همیشه آغاز راه دشوار است ، عقاب در آغاز پر کشیدن ، پر میریزد ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است . . .»
مون بلان بلندترین رشته کوه آلپ کوهها باهمند و تنها همچون ما با همان تنهایان (شاملو)
«گدایان بهر روزی طفل خود را کـــور می خواهند طبیبان جملگی ، خلق را رنجــــــــــور می خواهند! تمــــــــــــام مرده شــویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان را ، خلق را مسرور می خواهند!»